Home -> Idioms -> اصطلاح “Caught between two stools” در زبان انگلیسی

اصطلاح “Caught between two stools” در زبان انگلیسی

اصطلاح این پست ما به موقعیتی مربوط می شود که در آن کسی همزمان برای بدست آوردن ۲ چیز و یا رسیدن به دو هدف متفاوت و به صورت همزمان تلاش کند و نتواند به هیجکدام از آنها برسد. در زبان فارسی از عبارت اصطلاحی “با یک دست دو هندوانه برداشتن” و یا “چوب دو سر طلا” استفاده می شود و معادل آن در زبان انگلیسی عبارت است از:

Fall between two stools 

Caught between two stools

Between two stools one falls to the ground

به مثال مکالمه ای زیر توجه کنید:

Jack: I want to buy a car and a house this month.
Sam: Are you sure you can buy both of them at the same time?
Jack: Sure, why not?
Sam: I think you will fall between two stools on the ground, and it seems so hard to buy both of them together once. 

جک: من می خواهم در این ماه یک ماشین و یک خانه بخرم.
سام: آیا مطمئن هستی که می توانی هر دو را با هم و همزمام خریداری کنی؟
جک: مطمئنا، چرا که نه؟
سام: من فکر می کنم که با یک دست دو هندوانه برمی داری، و به نظر می آید خیلی سخت باشد که هر دو را یکباره و با هم خریداری کنی.

همانطور که از مثال مکالمه ای فوق مشاهده می کنید سَم در پاسخ به جَک که می گوید می خواهد همزمان در یک ماه هم ماشین بخرد و هم خانه، با استفاده از اصطلاح “fall between two stools on the ground” به او می گوید که دو کار مشکلی را همزمان انجام می دهد و نباید انتظار موفقیت  در خردید هر دو را داشته باشد و او به نظر نمی رسد که بتواند آنها را با هم به سرانجام برساند. 

بنابراین اصطلاح این پست ما عبارت است از:

با یک دست دو هندوانه برداشتن – Fall between two stools – اصطلاحات زبان انگلیسی – English Idioms
با یک دست دو هندوانه برداشتن – Fall between two stools – اصطلاحات زبان انگلیسی – English Idioms

Idiom #232

اصطلاح ۲۳۲:

Fall between two stools 

Caught between two stools

Between two stools one falls to the ground

با یک دست نمی توان دو هندوانه برداشت 

با یک دست دو هندوانه برداشتن

گیر کردن بین دو هدف

چوب دو سر طلا

معنی ظاهری و تحت الفظی اصطلاح “Fall between two stools” در زبان انگلیسی به معنی انجام همزمانی کاری و نتیجه نگرفتن از هیچدام از آنها می باشد. این اصطلاح به این واقعیت اشاره دارد که رسیدن به هدف نیاز به تمرکز و صرف وقت و انرژی لازم است و کسی نمی تواند همزمان به دو هدف دسترسی پیدا کند زیرا برای موفقیت در هر دو کار نمی توان همزمان روی هر دو هدف کار کرد و متمرکز شد. این اصطلاح در زبان انگلیسی عدم موفقیت شخص در رسیدن به هر دو هدف را بیان می کند و بیانگر این واقعیت است که شخص اگر برای رسیدن به دو هدف به صورت همزمان تلاش کند به هیچ کدام از آنها نخواهد رسید. مفهوم اصلی این اصطلاح در واقع تمرکز بر اهداف و انجام کارها به صورت برنامه ریزی شده و به ترتیب اولویت است. رسیدن به چندین موفقیت همزمان می تواند بالقوه امر درستی باشد اما باید این واقعیت را در نظر داشت که باید اهداف به ترتیب اولویت برنامه ریزی شوند و شخص با صرف زمان، انرژی، و تمرکز لازم به صورت جداگانه و به ترتیب به آنها دسترسی پیدا کند.  

بنابراین معانی که در زبان انگلیسی برای این اصطلاح وجود دارد عبارتند از:

  • موفق نشدن در رسیدن به دو هدف متضاد و همزمان
  • بین دو گزینه و دوراهی قرار گرفتن و به هیچکدام از آنها نرسیدن
  • شکست خوردن به علت مشکل در انتخاب بین دو گزینه، دو هدف، یا دو مسیر

معادل فارسی این اصطلاح می تواند اصطلاح “خدا و خرما را خواستن” و یا “خدا و خرما را داشتن” نیز باشد اما در واقع این اصطلاح فارسی بیانگر داشتن دو چیز همزمان می باشد که معادل بهتر آن در زبان انگیسی اصطلاح “best of both worlds” و یا “All possible worlds” می باشد و برای مطالعه ی توضیحات مربوط به آنها به لینک موجود روی نوشته ی آنها مراجعه کنید.

ریشه ی این اصطلاح در زبان انگلیسی قدیمی است و به سالهای دهه ی اول ۱۳۰۰ میلادی برمی گردد. اولین اثر ادبی که در آن از این اصطلاح استفاده شده، کتاب شعر کمدی متیو پیرر (Matthew Prior) به نام آلما (Alma) و یا پیشرفت ذهن (The Progress of the Mind) می باشد که در سال ۱۷۱۷ به چاپ رسیده است.

همچنین برای درک بهتر معنا و مفهوم این اصطلاح در زبان انگلیسی به توضیحات دیکشنری آکسفورد، کمبریج، و ویبستر در مورد این اصطلاح و سپس به چندین مثال مرتبط توجه کنید:

Fall between two stools

Caught between two stools :

Fail because one hesitated between two opportunities, attempt two things at once and fail at both

شکست خوردن کسی در موفقیت بین دو فرصت موجود (زیرا یکی از دو فرصت دوام می آورد)، تلاش کردن برای موفقیت همزمان و رسیدن به دو چیز متفاوت و شکست خوردن در هر دو مورد.

​Oxford:

Fail to be or take either of two satisfactory alternatives.

شکست خورد برای بودن و یا گرفتن هر دو گزینه دلخواه (به صورت همزمان)

​Cambridge:

If something falls between two stools, it fails to achieve either of two aims

اگر چیزی بین دو صندلی گیر کند یا بیافتد(اگر کسی با یک دست دو هندوانه بردارد)، نمی تواند به هیچکدام از دو هدف دست یابد

Merriam-Webster:

To fail because of inability to choose between or reconcile two alternative or conflicting courses of action

شکست خوردن به دلیل ناتوانی در انتخاب بین دو روش، یا راضی ساختن دو مورد، یا روش ها و مجموعه اقدامات متضاد با هم

با یک دست دو هندوانه برداشتن – Caught between two stools – اصطلاحات زبان انگلیسی – English Idioms
با یک دست دو هندوانه برداشتن – Caught between two stools – اصطلاحات زبان انگلیسی – English Idioms

برای درک بیشتر این اصطلاح به چند مثال توجه کنید:

The movie director falls between two stools. He wants to show both love story and crime story, but he can’t convey both stories in this movie.

کارگردان فیلم بین دو هدف گیر کرده است. او می خواهد هم داستان عشق و هم داستان جنایی را نشان دهد اما او نمی تواند هر دو داستان را در این فیلم منتقل کند.

The worker caught between two stools, he doesn’t know to obey the husband’s orders or the wife’s orders.

کارگر بین دو خواسته گیر کرده است. او نمی داند که دستورات شوهر و خانم کدام یکی را اطاعت کند.

Jeffry caught between two stools, he doesn’t know to go to his casein’s wedding party or his boss’s birthday party, while both of them are in a day.

جفری بین دو موضوع گیر کرده است. او نمی داند که به عروسی پسر خاله اش برود و یا در جشن تولد رئیسش حضور داشته باشد زیرا دوی آنها در یک روز برگزار می شود.

The MP falls between two stools, while there were two the different demands between people and the government.

نماینده مجلس نمی توانست با یک دست دو هندوانه بردارد و بین خواسته های مردم و حکومت گیر کرده بود(نمی دانست که کدام یک از آنها را راضی نگه دارد).

When I was trying to buy the new cellphone, I completely caught between two stools, and I couldn’t buy anyone.

وقتی که من می خواستم تلفن همراه جدید را بخرم، با یک دست دو هندوانه برمی داشتم ( گیر کرده بودم که کدامیک را بخرم) و هیچکدام را نتوانستم بخرم.

برای دیدن سایر اصطلاحات و لیست پست های مرتبط، اینجا را کلیک کنید

برای دیدن پست های مربوط به ضرب المثل های انگلیسی، اینجا را کلیک کنید

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*