Home ➡️ English Idioms ➡️ لغات و اصطلاحات مربوط به غذا خوردن (Eating) در زبان انگلیسی

لغات و اصطلاحات مربوط به غذا خوردن (Eating) در زبان انگلیسی

👁 Views: 8,201

Eating

اصطلاحات و عبارت های مربوط به غذا خوردن در انگلیسی

The food gave me a real buzz.

غذا چسبید

Junk food

هله هوله/ غذای نا مفید، اما خوشمزه /

Let’s have a bite.

بیا یه لقمه بزنیم

Dig in!

بزن تو رگ!

He eats like a horse./ He eats like a pig.

مثل اسب/ خوک میخورد

معادل فارسی این عبارت همان عبارت اصطلاحی “مثل گاو میخوره” می باشد

Bon appetite / Enjoy your meal/ Enjoy your drink

نوش جان

TV dinner

غذای حاضری(نیمه آماده) که سریع تنها به بک داغ کردن نیاز داره

To dine out/ to eat out

بیرون غذا خوردن

Let’s have takeout/ Let’s have take away

بیا از بیرون غذا بگیریم (از بیرون غذا گرفتن و بردن)

On me/ My treat

مهمون من (من حساب می کنم)

Help yourself

بفرمایید از خودتان پذیرایی کنید

Would you like some tea?

کمی چای میل دارید؟

She has a sweet tooth.

او طبعش شیرین است.

[divider style=”solid” top=”20″ bottom=”20″]

البته ما در مورد غذا و تغذیه مطالب دیگری نیز در سایت داریم که می توانید آنها را از لینک های زیر مشاهده و مطالعه کنید:

برای دیدن ﺍﺻﻄﻼﺣﺎﺕ ﻭ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ (Eating Phrases)، کلیک کنید

برای دیدن عبارات اصطلاحی مربوط به Food (غذا) در زبان انگلیسی، کلیک کنید

[divider style=”solid” top=”20″ bottom=”20″]

برای دیدن سایر اصطلاحات و لیست پست های مرتبط، اینجا را کلیک کنید

Leave a Comment

Scroll to Top