
لغت ۷ درس ۳۰ کتاب ۵۰۴
Site / sʌɪt / Verb & Noun
Position or place (of anything), locate, place in a particular site, place, location, area; Web site, location on the World Wide Web which is composed of a group of related HTML files centered around a home page (Computers)
- The agent insisted* that the house had one of the best sites in town.
- We were informed by our guide* that a monument would be built on the site of the historic battle.
- For the site of the new school, the committee preferred an urban* location.*
(فعل & اسم) موقعیت یا مکان (چیزی)، موقعیت ، زمین ساختمانى ، محل احداث بنا ، قرار داشتن ، موضع ، پایه ، محل دستگاه تراز ، پایگاه ، جا ، محل ، مقر ، مکان ، زمین زیر ساختمان
الف) مشاور املاک اصرار داشت که خانه یکی از بهترین مکان های شهر را دارد.
ب) ما از طریق راهنمایمان مطلع شدیم که در محل نبرد تاریخی، بنای یادبودی ساخته می شود.
ج) هیئت بررسی، یک موقعیت شهری را بعنوان مکان مدرسه جدید ترجیح داد.
یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:
- Agent: ارگان ، کاگزار ، واسطه ، پیشکار ، نماینده ، گماشته ، وکیل ، مامور ، عامل ، مشاور املاک
- Insist: اصرار ورزیدن ، پاپى شدن ، (م.م.) سماجت ، تکیه کردن بر ، پافشارى کردن
- Inform: اگهى دادن ، اگاهى دادن ، مستحضر داشتن ، اگاه کردن ، گفتن ، اطلاع دادن
- Guide: هدایت کردن ، راندن ، راهنمایى کردن ، رهبر ، هادى ، کتاب راهنما ، راهنمایى کردن ، تعلیم دادن
- Monument: مقبره ، بقعه ، بناى یاد بود ، بناى یادگارى ، لوحه تاریخى ، اثر تاریخى
- Historic: تاریخى ، مشهور ، معروف ، مبنى بر تاریخ
- Battle: نبرد کردن ، رزم ، پیکار ، جدال ، مبارزه ، ستیز ، نبرد ، نزاع ، زد و خورد ، جنگ کردن
- Committee: کمیته ، شورا ، هیئت بررسى ، هیئت یا کمیته ، کمیسیون ، مجلس مشاوره
- Prefer: ترجیح دادن ، برترى دادن ، رجحان دادن ، برگزیدن
- Urban: شهرنشینى ، شهرى ، مدنى ، اهل شهر ، شهر نشین
- Location: وضع ، جایگاه ، موقعیت ، تعیین محل ، جا ، مکان
کدها و رمزهای یادگیری این لغت:
کدینگ۱: سایت یه مکانی هست که مطالب رو تو اینترنت می شه روی اون قرار داد.
کدینگ ۲: سایت پارچین همان محل و مکانی است که تحقیقات هسته ای در آن انجام می شود.

لغت ۸ درس ۳۰ کتاب ۵۰۴
Quote / kwəʊt / Verb & Noun
Repeat exactly the words of another or a passage from a book; that is, something that is repeated exactly; give the price of; a quotation, cite, repeat the words of another person; offer as evidence to support a claim; state a price, offer a price; enclose in quotation marks
- She often quotes her spouse* to prove a point.
- The stockbroker quoted gold at a dollar off yesterday’s closing price.
- Biblical quotes offer a unique* opportunity for study.
(فعل & اسم) دقیقاً حرفهای شخص دیگری یا متنی از کتابی را تکرار کردن، یعنی چیزی که دقیقاً تکرار می شود، یک نقل قول، قیمت دادن ، نقل قول کردن ، ایراد کردن ، مظنه دادن ، نقل بیان کردن ، نشان نقل قول
الف) او اغلب برای اثبات یک نکته از همسرش نقل قول می کند.
ب) دلال سهام قیمت سهام طلا را یک دلار پایین تر از آخرین مبلغ دیروز اعلام کرد.
ج) نقل قولهای انجیل، فرصت بی نظیری را برای مطالعه ارائه می کند.
یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:
- Spouse: زن یا شوهر ، زوج ، زوجه ، همسر
- Prove: استدلال کردن ، ثابت کردن ، در آمدن
- Point: دلالت کردن ، متوجه کردن ، مقصود ، محل ، مرکز ، جهت مرحله ، سر ، نکته ، ماده ، اصل ، موضوع ، جهت ، درجه ، امتیاز بازى ، نمره درس ، پوان ، هدف ، مسیر ، مرحله ، قله ، پایان
- Stockbroker: دلال سهام شرکتها
- Price: نرخ ، ارزش ، بها قائل شدن ، قیمت گذاشتن
- Biblical: مطابق کتاب انجیل ، وابسته به کتاب مقدس
- Battle: منحصر بفرد ، بى مانند ، بیتا ، بى همتا ، بیمانند ، بى نظیر ، یکتا ، یگانه ، منحصر به فرد
- Unique: کمیته ، شورا ، هیئت بررسى ، هیئت یا کمیته ، کمیسیون ، مجلس مشاوره
- Opportunity: فرصت ، مجال ، دست یافت ، فراغت
کدها و رمزهای یادگیری این لغت:
کدینگ۱: کُت از شلوار نقل قول های خوبی نمی کنه .
کدینگ۲: کو اُوت که نشده توپ، چرا نقل قول دروغ می کنی.
کدینگ۳: طبق نقل قول معلم جغرافیا کوت نام یکی از شهرهای عراق است.
………………………………………………………………………………………………………
برای دیدن پست های مرتبط و مطالعه سایر لغات کتاب ۵۰۴ به همراه کدینگ و توضیحات مربوطه، اینجا را کلیک کنید.