👁 Views: 2,317
لغت پنجم از درس ۸ کتاب ۵۰۴
Valid / ‘vælɪd /
Supported by facts or authority; sound; true
- The witness neglected* to give valid answers to the judge’s questions.
- Rita had valid reasons for denouncing* her father’s way of life.
- When Dave presented valid working papers, the foreman consented* to hiring him immediately.
معتبر، درست
- شاهد از دست پاسخ های موثق به پرسش های قاضی غفلت کرد
- “ریتا” برای محکوم کردن سبک زندگی پدرش دلایل معتبری داشت.
- بعد از اینکه “دیو” پروانه کار معتبری را ارائه نکرد، رئیس به استخدام فوری او رضایت داد.
کدها و رمزهای یادگیری این لغت:
کدینگ۱: علی آدم معتبری هست ولی داوود نه.
کدینگ۲: یعنی حمید ولید(آدم معتبری) هست.
🎓 دوره جامع آموزش مکالمه زبان انگلیسی
از صفر تا صد مکالمه |
مشاهده جزئیات دوره
