Home -> Collocation -> عبارات اصطلاحی مربوط به Food (غذا) در زبان انگلیسی

عبارات اصطلاحی مربوط به Food (غذا) در زبان انگلیسی

 

غذا - Food
غذا – Food

در این پست عبارات و اصطلاحاتی خدمت شما معرفی می شود که در آنها از واژه “Food” به معنی “غذا” یا “خوراک” استفاده شده است که از لحاظ گرامری دارای نقش اسمی می باشد. معنی این واژه به تنهایی و بدون ترکیب شدن با واژه های دیگر در خیلی از فرهنگ لغت ها به صورت زیر آمده است:

Food : 

خوراک ، غذا ، قوت ، طعام
  noun
French food: NOURISHMENT, sustenance, nutriment, fare, bread, daily bread; cooking, cuisine; foodstuffs, edibles, provender, refreshments, meals, provisions, rations; solids; informal eats, eatables, nosh, grub, chow, nibbles; Brit. informal scoff, tuck; N. Amer. informal chuck; formal comestibles; poetic/literary viands; dated victuals; archaic commons, meat, aliment.
bean, biscuit, bread, cake, cereal, cheese, diet, fruit, herb, meal, meat, nut, pasta, pie, sauce, sausage, soup, spice, stew, sweet, vegetable, vitamin.
food for the cattle: FODDER, feed, provender, forage.
Source: Oxford
غذا - Food
غذا – Food
نکته:
در زبان انگلیسی برای مفهوم غذا، از واژه “dish” نیز استفاده می شود که البته هم معنی غذا و خوراک را دارد و هم به معنی دیس و ظرف غذا می باشد. 
واژه “Food” با ترکیب با عبارات، حروف اضافه، و واژه های دیگر اصطلاحاتی را تشکیل می دهد که در برخی مواقع معانی کاملا متفاوتی با هم دارند. در اینجا لیستی از این اصطلاحات (Expressions)، و هم آیی ها (Collocations)ی مربوط به واژه “Food” را که یکی از کاربردی ترین لغات زبان انگلیسی می باشد تقدیم شما می کنم که امیدوارم مفید واقع شود:
خوراک ، غذا ، قوت ، طعام

ماده ای خوردنی که موجودات زنده برای ادامه حیات و یا لذت بخش بودن آنها را می خورند

Food

 

وزارت محیط زیست، غذا و امور روستایی (در انگلستان) که مسئول حفاظت از محیط زیست و تولید مواد غذایی و استانداردها (همچنین مسئول مسائل زیست محیطی، ماهیگیری، کشاورزی و روستایی) می باشد.

Department for Environment, Food & Rural Affairs (DEFRA)

فائو؛ سازمان غذا و کشاورزی، یکی از سازمان های وابسته به سازمان ملل که با غذا و کشاورزی در سراسر جهان سروکار دارد.

FAO; Food and Agricultural Organization

شرکت غذای خانه، شرکتی ژاپنی (مستقر در اوزاکا، ژاپن) که در حوزه تولید و فروش محصولات غذایی فعال است.

House Foods Corporation

غذای یهودی، غذای سنتی مردم یهود

Jewish food

پردازنده مواد غذایی Magimix، لوازم آشپزخانه تولید شده توسط شرکت Magimix برای خرد کردن و مخلوط کردن غذا

Magimix food processor

وزارت کشاورزی شیلات و غذا، وزارت خانه ای در بریتانیا که هدف آن حفاظت و بهبود محیط زیست در سطح ملی و بین المللی است.

Ministry of Agriculture Fisheries and Food (MAFF)

اداره غذا و داروی ایالات متحده، آژانس دولت فدرال ایالات متحده که داروها و وسایل پزشکی جدید را تصویب یا رد می کند

US Food and Drug Administration

چه کسی مواد غذایی مختلفی تولید کرده است؟ ، جمله ای رایج در بین یهودیان که برای شکرگزاری نعمت های خدادادی و به خصوص برای غذاهای مختلف استفاده می شود.

Who has created various kinds of food

مواد افزودنی غذایی مصنوعی، مواد مصنوعی که برای بهبود طعم، عمر مفید غذا، و غیره به مواد غذایی افزوده می شوند.

artificial food additives

غذای کنسرو شده، مواد غذایی که در قالب شیشه ای یا قوطی های فلزی نگهداری می شوند.

canned food

غذای گربه، غذای مخصوصی که برای گربه ها آماده و ساخته شده است

cat food

کسی که به خاطر خوردن غذا در حالت خفگی قرار بگیرد و نتواند نفس بکشد.

choked on his food

غذای پخته شده، غذایی که از طریق جوشیدن، پختن، سرخ کردن و غیره تهیه شده باشد.

cooked food

کیک شیطان، کیک شکلاتی تیره رنگ

devil’s food cake

تندتند و با سرعت و یا با حالت وحشیانه غذا خوردن

devoured his food

غذای رژیمی، مواد غذایی که باعث کاهش وزن می شوند

diet food

غذای سگ، غذاهای مخصوص سگ

dog food

مواد غذایی خوردنی، غذایی که می توان آن را خورد، غذای خوردنی

edible food

کسی که از غذای خود لذت می برد، کسی که غذایش را دوست دارد. enjoyed his food
عنصر غذایی ضروری، ماده ی غذایی لازم برای حفظ عملکرد و فرآیندهای فیزیکی سالم  بدن essential food element
فست فود، غذای آماده، غذایی که به سرعت آماده و سرو می شود و معمولا شامل انواع ساندویچ ها و پیتزاها می شود fast food
رستوران فست فود، رستورانی که در آن غذای آماده و به فست فود سرو می شود fast food restaurant
غذای چرب یا پرچرب، غذایی که حاوی مقدار زیادی چربی باشد fatty food
آلرژی غذایی، داشتن حساسیت به غذایی خاص، واکنش آلرژیک بدن به غذایی یا مواد تشکیل دهنده یک غذا و خوراکی خاص food allergy
خوردنی و نوشیدنی، موادی که خورده و نوشیده می شوند food and drink
سبد غذایی، سبد حاوی غذا یا میوه (که اغلب به عنوان یک هدیه داده می شود)، مقدار متوسط مواد غذایی و خوراکی های خریداری شده توسط یک خانواده در یک دوره زمانی خاص، هزینه های متوسط ماهانه food basket
زنجیره ی غذایی، شبکه ی غذایی، ساختار هرمی شکلی که نشان دهنده نظم طبیعی غذایی در بین موجودات زنده است که در آن هر موجود زنده بوسیله موجود زنده بعدی که معمولا از لحاظ جسمی از آن بزرگتر است خورده می شود. ارتباط غذایی بین شکارچیان و طعمه ها که در آن حیوانات و گیاهان در یک اکوسیستم غذا دریافت می کنند. food chain
رنگ کردن خوراکی ها، رنگ مصنوعی که به مواد غذایی خاصی اضافه می شود food coloring
محدوده غذایی؛ فضایی در یک مرکز خرید که در آن غرفه ها و باجه های فست فود وجود دارد و در آن مکانی برای سرو غذا بصورت عمومی تعبیه شده است. food court
مهندس مواد غذایی، کارشناس مواد غذایی که با استفاده از دانش خود مواد تشکیل دهنده یک خوراکی خاص را بررسی می کند و معمولا به عنوان مرجعی برای تشخیص سالم یا مضر بودن یک ماده خوارکی خاص شناخته می شود. food engineer
مهندسی مواد غذایی، علم بررسی مواد تشکیل دهنده یک خوراکی خاص که می تواند سالم یا مضر باشند. food engineering
ماهی غذایی، ماهی که برای غذا استفاده می شود food fish
غذا و خوراک مخصوص ماهی ها food for fishes
غذای ذهن، چیزی که باید در نظر بگیریم، مسئله ای که باید در مورد آن فکر کنیم food for thought
غذا کرم ها، غذاهایی که توسط کرم خورده می شوند، بدن مرده، جسد food for worms
قحطی، کمبود خوراک و مواد غذایی، کمبود مواد غذایی که معمولا به دلیل حوادث طبیعی مانند کم آبی، خشکسالی و مشکلات کشاورزی، و یا  حوادثی مانند جنگ بوجود می آید food is scarce
مسمومیت غذایی، بیماری ناشی از خوردن مواد غذایی آلوده به میکروب ها، سم و یا مواد بیماریزا (و نشانه آن بیشتر به صورت استفراغ و اسهال می باشد) food poisoning
غذاساز، لوازم آشپزخانه که مواد غذایی را خرد، آسیاب، بریده، تکه تکه، و … می کنند food processor
جیره بندی مواد غذایی، تعیین مقدار ثابتی از غذا که معمولا به دلیل کمبود غذا و یا قحطی بوجود می آید food ration
قحطی ،کمبود و یا نبود مواد غذایی، خشکسالی food shortage
غذای سرخ شده، مواد غذایی که در روغن سرخ می شوند fried food
غذای منجمد، غذایی که بوسیله منجمد ساختن آن نگهداری شده باشد frozen food
غذای خوب، غذای خوشمزه، غذای اشتها آور؛ غذای خراب نشده، غذای تازه good food
غذا را قورت دادن، خوردن غذا با عجله gulping food
کسی که غذای خود را با عجله و بدون جویدن آن فقط قورت می دهد gulping one’s food
غذای سالم، ماده غذایی که ارزش غذایی بالایی داشته باشد و بسیار سالم باشد (به عنوان مثال مواد غذایی که با کودهای طبیعی رشد کرده باشد و عاری از مواد افزودنی باشد) health food
فروشگاه مواد غذایی سالم، فروشگاهی که غذاهای سالم و ارگانیک را به فروش می رساند health food store
غذای سنگین، غذایی که هضم آن نیاز به مدت زمان زیادی داشته باشد heavy food
غذای خانگی، غذایی که از ابتدا در آشپزخانه شخصی کسی تهیه شده باشد و در بیرون از خانه تهیه و ساخته نشده باشد. home-made food
مواد غذایی آشغال، خوراکی هایی که ارزش غذایی بسیار کم داشته باشند و یا ممکن است هیچ ارزش غذایی نداشته باشند. junk food
مالیات بر غذای غیر سالم ، مالیات چربی، مالیاتی که بر غذاهای ناسالم و چاق کننده وضع می شود. junk food tax
غذای کوشر، مواد غذایی که بر طبق قوانین رژیم غذایی یهودیان خوردن آنها تمیز و مناسب تشخیص داده می شود kosher food
غذای سبک، غذایی که هضم آن آسان می باشد light food
مواد غذایی مایع، مواد مغذی مایع liquid food
پوره، غذای کودک خرد شده، غذای مخصوص نوزادان است که دارای بافتی نرم باشد mashed baby food
غذای طبیعی، غذایی که بصورت مصنوعی تغییر نکرده باشد natural food
نایلون مخصوص بسته بندی مواد غذایی ، ورق نازک نایلونی (سلفون) که برای پوشاندن محصولات غذایی استفاده می شود nylon / plastic food wrap
غذای حیوان خانگی، مواد غذایی که به حیوانات اهلی داده می شود pet food
مهندس غذایی کاربردی، مهندسی که با فن آوری غذا سروکار دارد practical food engineer
مواد غذایی نگهداری شده، غذاهایی که در قوطی ها یا کوزه ها نگهداری می شود preserved food
غذا را روی میز گذاشتن، چیدن غذا روی میز نهارخوری، حمایت مالی از خانواده خود، فراهم کردن غذای یک خانواده، اصطلاحا پیدا کردن لقمه نون برای خانواده put food on the table
غذای چرب، غذایی که حاوی مقدار زیادی روعن و چربی باشد rich food
طعم غذا، غذاهایی که باعث احساس لذت به فردی می شود که آن را می خورد satiating food
غذای دریایی، موجودات دریایی که به عنوان غذا خورده می شوند sea food
غذای روح، چیزهایی که یک فرد نیاز دارد تا نیازهای معنوی خود را برآورده کند soul food
غذای معنوی، چیزهای الهام بخش، انجام کارهای معنوی spiritual food
مواد غذایی ذخیره شده، مجموعه ای از مواد غذایی، جیره غذایی که ذخیره و نگهداری می شود، غذایی که نگهداری می شود، مواد غذایی کنار گذاشته شده stored food
مواد غذایی مصنوعی، مواد غذایی که با روش های مصنوعی ساخته شده باشند، ماهیگیر یا شکارچی synthetic food
رنگ آمیزی مواد غذایی مصنوعی، رنگ آمیزی خوراکی ها بصورت غیر طبیعی synthetic food coloring
غذای سالم و بی خطر wholesome food

 

البته ما قبلا هم در مورد غذا و تغذیه نیز مطالبی در سایت داشتیم که می توانید آنها را از لینک های زیر مشاهده و مطالعه کنید:

برای دیدن لغات و اصطلاحات مربوط به غذا خوردن (Eating) در زبان انگلیسی، کلیک کنید

برای دیدن ﺍﺻﻄﻼﺣﺎﺕ ﻭ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ (Eating Phrases)، کلیک کنید

 

برای دیدن سایر اصطلاحات و لیست پست های مرتبط، اینجا را کلیک کنید

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*