👁 Views: 4,072
لغت ۱۲ از درس ۱۶ کتاب ۵۰۴
…………………………………..
Confident / ‘kɒnfɪdənt /
Firmly believing; certain; sure
- Judge Emery was confident he could solve the conflict.*
- When he lifted the burden,* Scotty was confident he could carry it.
- Annette was confident she would do well as a nurse.
معتقد سفت و سخت، مطمئن
- قاضی “امری” مطمئن بود که می تواند اختلاف را حل کند.
- وقتی “اسکاتی” بار را بلند کرد، مطمئن بود که می تواند آن را حل کند.
- “آنت” مطمئن بود که می تواند کارش را به خوبی یک پرستار انجام دهد.
کدها و رمزهای یادگیری این لغت:
کدینگ۱: یه کافینت رو بلدم که مطمئن هست اطلاعاتت به سرقت نمیره اونجا.
کدینگ۲: اصفهانیه رو دیدم تو بازار به خانومش می گفت مطمئن باش دیگه کافیدست چقدر می خوای خرید کنی.
کدینگ۳: من مطمئنم که پول توی زندگی کم فایده هست.
🎓 دوره جامع آموزش مکالمه زبان انگلیسی
از صفر تا صد مکالمه |
مشاهده جزئیات دوره

