Home -> 504 Essential Words -> لغت ۹ و ۱۰ درس ۳۷ کتاب ۵۰۴

لغت ۹ و ۱۰ درس ۳۷ کتاب ۵۰۴

وفادار ماندن – Abide – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
وفادار ماندن – Abide – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۹ درس ۳۷ کتاب ۵۰۴

Abide / əˈbʌɪd / Verb

Accept and follow out; remain faithful to; dwell; endure; stay; live, dwell; continue; tolerate, put up with; wait; comply, submit, obey, conform, observe, follow, keep to, hold to, conform to, adhere to, stick to, stand by, act in accordance with, uphold, heed, accept, go along with, acknowledge, respect, defer to, bear, stand, endure, take, countenance

 

  1. The team decided unanimously* to abide by the captain’s ruling.
  2. Senator Ervin abided by his promise not to allow demonstrations in the committee room.
  3. My mother cannot abide dirt and vermin.*

 

(فعل) پذیرفتن و دنبال کردن، وفادار ماندن به، اقامت داشتن، تحمل کردن، ایستادگى کردن ، پایدارماندن ، ماندن ، ساکن شدن ، منزل کردن ، ایستادن ، منتظر شدن ، وفا کردن ، تاب آوردن

 

الف) اعضای تیم، متفق القول به این تنیجه رسیدند که به رای کاپیتان وفادار بمانند.

ب) سناتور “اروین” به قول خود مبنی بر این که اجاره ندهد تظاهرات در اتاق کمیته برگزار شود، پایبند ماند.

ج) مادرم نمی تواند کثیفی و حیوانات موذی را تحمل کند.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Decide : تصمیم گرفتن
  • Unanimous : هم راى ، متفق القول ، یکدل و یک زبان ، اجماعا
  • Ruling : تصمیم ، حکم ، حکمرانى ، رایج ، متصدى
  • Promise : عهد ، نوید ، انتظار وعده دادن ، قول دادن ، پیمان بستن
  • Demonstration : برهان ، نمایش تجربى ، دمونستراسیون ، تظاهرات ، نمایش ، اثبات
  • Vermin: حشرات موذی

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: اِ باید فشار این صد تن بار رو تحمل کنی وگرنه کمرت میشکنه.

کدینگ۲: عبید زاکانی در قزوین اقامت داشت و در آنجا خیلی از سختی ها را تحمل می کرد.

کدینگ۳: توی این آبادی مردمی اقامت دارن که سختی ها رو تحمل می کنند.

 

متحد کردن – Unify – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
متحد کردن – Unify – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۱۰ درس ۳۷ کتاب ۵۰۴

Unify / ˈjuːnɪfʌɪ / Verb

Unite; make or form into one, unite, join, cause to become one

 

  1. The novel* traces the developments that unified the family.
  2. After the Civil War our country became unified more strongly.
  3. It takes a great deal of training to unify all these recruits into an efficient fighting machine.

 

(فعل) متحد کردن، یکى کردن ، یکى شدن ، تک ساختن

 

الف) رمان تحولاتی را دنبال می کند که خانواده را متحد کرد.

ب) بعد از جنک داخلی، کشورمان به شکل قوی تری متحد شد.

ح) متحد کردن این همه سرباز یه یک ماشین جنگی کار آمد، به آموزش زیاد نیاز دارد.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Novel : نو ، جدید ، بدیع ، رمان ، کتاب داستان
  • Trace : طرح کردن ، رد یابى کردن ، تعقیب کردن ، نشان ، ردیابى کردن ، رد پا ، جاى پا ، مقدار ناچیز ، رسم کردن ، ترسیم کردن ، ضبط کردن ، کشیدن ، اثر گذاشتن ، دنبال کردن ، پى کردن ، پى بردن به
  • Strongly : شدیدا ، قویا ، جدا
  • Recruit : سرباز یا دانش آموز جدید ، استخدام کردن، استخدام ، تازه سرباز ، کارمند تازه ، نوآموز استخدام کردن ، نیروى تازه گرفتن ، حال آمدن
  • Efficient : بهره ور ، موثر ، کارآمد ، با کفایت ، کارا

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: به نظرت یعنی فایده داره ایران و افغانستان با هم متحد بشن.

کدینگ۲: توی مدارس بچه ها همشون یک نوع یونیفرم می پوشن تا همه یکی باشن.

کدینگ۳: یون ها به یکدیگر میچسپن و متحد شدن.

……………………………………………………………………………………………………

برای دیدن پست های مرتبط و مطالعه سایر لغات کتاب ۵۰۴ به همراه کدینگ و توضیحات مربوطه، اینجا را کلیک کنید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*