Home -> 504 Essential Words -> لغت ۱۱ و ۱۲ درس ۲۵ کتاب ۵۰۴

لغت ۱۱ و ۱۲ درس ۲۵ کتاب ۵۰۴

Prosecute – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
Prosecute – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۱۱ درس ۲۵ کتاب ۵۰۴

Prosecute / ˈprɒsɪkjuːt / Verb

Bring before a court; follow up; carry on, put on trial, try in a court; file a legal action; conduct, carry out an activity; persist, continue

  1. Drunken drivers should be prosecuted.
  2. The district attorney refused to prosecute the case for lack of evidence.
  3. The general prosecuted the war with vigor.*

 

(فعل) به دادگاه احضار کردن، پیگیری کردن، ادامه دادن، تعقیب قانونى کردن ، دنبال کردن ، پیگرد کردن

الف) رانندگان مست باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.

ب) دادستان بخش به دلیل نبودن مدرک از پیگیری پرونده امتناع ورزید.

ج) ژنرال ، جنگ را با قدرت ادامه داد.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

  • Drunken: مست
  • Attorney: دادستان ، حقوقدان ، وکیل دادگسترى ، وکیل دعاوى ، نماینده ، مدعى ، وکالت ، نمایندگى ، وکیل مدافع
  • Refuse: پس مانده ، عدم پذیرش ، امتناع ، سرباز زدن ، رد کردن ، نپذیرفتن ، قبول نکردن ، فضولات ، آشغال ، آدم بیکاره
  • Lack: عدم ، کمبود ، نبودن ، نداشتن ، احتیاج ، فقدان ، کسرى ، فاقد بودن ، ناقص بودن ، کم داشتن
  • Evidence: شاهد ، دلیل ، گواه ، مدرک (مدارک) ، ملاک ، گواهى ، شهادت دادن ، ثابت کردن
  • General: سرتیپ ، طبقه ، امیر ارتش دادگاه عالى ، تیمسار ، عام ، عمومى ، جامع ، همگانى ، متداول ، کلى ، معمولى ، همگان ، ژنرال ، ارتشبد
  • Vigor: قدرت ، نیرومندى ، زور ، نیرو ، انرژى ، توان

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: آدمایی که خونشون پر از کود هست رو به دادگاه احضار می کنن.

کدینگ۲: آفریقایی ها آدمایی پر از سکوت هستند و قرن هاست که به این روال دارن ادامه می دن.

 

Bigamy – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
Bigamy – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۱۲ درس ۲۵ کتاب ۵۰۴

Bigamy / ˈbɪɡəmi / Noun

Having two wives or two husbands at the same time, the offence of marrying someone while already married to another person

  1. Some people look upon bigamy as double trouble.
  2. Mr. Winkle, looking at his wife, thought bigamy was one crime he would never be guilty of.
  3. Some religious groups are in favor of bigamy even though it is against the law of the land.

 

(اسم) همزمان دو همسر داشتن، تعدد زوجات ، دو زن داشتن ، دو شوهرى، چند همسری

الف) برخی از افراد به دو زنی به عنوان مشکل مضاعف نگاه می کنند.

ب) هنگامی که آقای «وینکل » به همسرش نگاه می کرد، در این فکر بود که دو همسری جنایتی است که هرگز مرتکب آن نخواهد شد.

ج) بعضی از فرقه های مذهبی حامی تعدد زوجات هستند، با وجود اینکه این امر بر خلاف قانون کشور است.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

  • Double: دو برابر ، دوتا ، جفت ، دوسر ، المثنى ، همزاد
  • Trouble: آزار دادن ، رنجه کردن ، زحمت دادن ، دچار کردن ، آشفتن ، مصدع شدن ، مزاحمت ، مشکل ، دردسر
  • Crime: تبهکارى ، جنایت ، گناه ، جرم ، تقصیر ، تبه کارى ، بزه
  • Guilty: مرتکب ، گناهکار ، مقصر ، بزهکار ، مجرم ، محکوم
  • Religious: شرعى ، دینى ، مذهبى
  • in favor of: حمایت کردن ، حمایت ، در حمایت از ، به نفع …
  • even though: ولو اینکه ، اگرچه

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: ناصرالدین شاه از بسکه بی غم بود دوتا زن داشت.

کدینگ۲: بیگامی یه پیرمرد هندی بود که در دویست سالگی دو تا زن داشت.

……………………………………………………

برای دیدن پست های مرتبط و مطالعه سایر لغات کتاب ۵۰۴ به همراه کدینگ و توضیحات مربوطه، اینجا را کلیک کنید

……………………………………………………

اشتراک گذاری این پست در تلگرام

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*