Home -> Collocation -> اشتباه رایج در استفاده از Tie

اشتباه رایج در استفاده از Tie

اشتباهات رایج در زبان انگلیسی - Common Mistakes in English
اشتباهات رایج در زبان انگلیسی – Common Mistakes in English

Common Mistakes in English 36

اشتباهات رایج در زبان انگلیسی ۳۶

در این پست در مورد واژه “Tie” به معنی “گره زدن ” چند نکته ای را خدمت شما ارائه می کنم که امیدوارم برای شما مفید باشد و بتواند به درک بیشتر این واژه در ذهن شما کمک کند.

نکته اول در مورد این واژه این است که این لغت از لحاظ گرامری دارای ۲ نقش فعل و اسم می باشد. معنی Tie در دیکشنری چنین بیان شده است:

متصل کردن ، مهار کردن ، مهار ، ملزم کردن ، مساوى ، کش ، بند پارچه اى جلیقه نجات ، اتحاد ، دستمال گردن ، کراوات ، بند ، قید ، الزام ، علاقه ، رابطه ، برابرى ، تساوى بستن ، گره زدن ، زدن

Tie : / tʌɪ /

  Verb
they tied Max to a chair: BIND, tie up, tether, hitch, strap, truss, fetter, rope, chain, make fast, moor, lash, attach, fasten, fix, secure, join, connect, link, couple.
he bent to tie his shoelaces: DO UP, lace, knot.
women can feel tied by childcare responsibilities: RESTRICT, restrain, limit, tie down, constrain, trammel, confine, cramp, hamper, handicap, hamstring, encumber, shackle, inhibit; cramp someone’s style.
a pay deal tied to a productivity agreement: LINK, connect, couple, relate, join, marry; make conditional on, bind up with.
they tied for second place: DRAW, be equal, be even, be neck and neck.
  noun
he tightened the ties of his robe: LACE, string, cord, fastening, fastener.
a collar and tie: NECKTIE, bow tie, string tie; Brit. bootlace tie.
family ties: BOND, connection, link, relationship, attachment, affiliation, allegiance, friendship; kinship, interdependence.
pets can be a tremendous tie: RESTRICTION, constraint, curb, limitation, restraint, hindrance, encumbrance, handicap; obligation, commitment.
there was a tie for first place: DRAW, dead heat, deadlock.
(Brit.) Turkey’s World Cup tie against Holland: MATCH, game, contest, fixture, event.

Source: Oxford

دقت کنید که معانی فوق برای واژه “Tie” که به نقل از دیکشنری آکسفورد بیان شده، برای هر معنی متفاوت آن یک مثال آورده تا معنی آن کاملا جا بیافتد.

نکته مهمی که در این پست بیشتر روی آن تاکید داریم به کاربرد این واژه در نقش فعلی مربوط می شود. در زبان انگلیسی اگر بخواهیم گره زدن چیزی یا کسی را به کسی یا چیز دیگری نسبت دهیم برای بیان چنین مفهومی باید از حرف اضافه استفاده کنیم. حرف اضافه مورد نیاز برای این منظور to است که برخی به اشتباه از حرف اضافه on استفاده می کنند که در مورد این اشتباه رایج باید بسیار دقت کرد. بنابراین:

گره زدن به … : 

× Tie on

✓ Tie  to

به چند مثال در این زمینه توجه کنید:

× John tied the string on the kite.

 John tied the string to the kite.

جان طناب را به بادبادک گره زد.

× The company’s CEO tied the company’s success on his experience.

The company’s CEO tied the company’s success to his experience.

مدیر عامل شرکت موفقیت شرکت را به تجربه خود گره زد (مدیر عامل شرکت تجربه خود را عامل موفقیت شرکت دانست).

× Steve came back from the trip and tied his horse on the tree in front of his home.

Steve came back from the trip and tied his horse to the tree in front of his home.

استیو از سفر برگشت و اسبش را در مقابل خانه اش به درخت گره زد.

× Jessica tied the shoelaces on her legs and went out.

 Jessica tied the shoelaces to her legs and went out.

جسیکا بند کفش هایش به پایش گره زد و به بیرون رفت.

نکته:

توجه کنید که برای فعل bind نیز که معنا و مفهوم تقریبا مشابهی با فعل tie دارد، از حرف اضافه to استفاده می شود. مثال:

 

The prisoner was bound to the stake.

زندانی به شرط بندی محکوم شد.

The cowboy bound his horse to the tree.

گاوچران اسب خود را به درخت بست.

While Isabella was binding his laundry to the rope, she saw him for the first time.

ایزابلا در حالی که لباس هایش را به طناب می بست (لباس های شسته را روی طناب پهن می کرد)، او را برای اولین بار دید.

معنی واژه bind که دارای دو نقش اسمی و فعلی می باشد در فرهنگ لغت به صورت زیر بیان شده است:

bind : 

معنی آن در نقش فعل:
گره زدن، بستن ، گرفتار و اسیر کردن ، مقید کردن ، محصور کردن ، بهم پیوستن ، چسباندن ، صحافى کردن و دوختن ، الزام اور وغیر قابل فسخ کردن (بوسیله تعهد یا بیعانه) ، متعهد و ملزم ساختن
معنی آن در نقش اسم:
خیمه ، بند ، قید ، بستگى ، علاقه ، جلد کردن

برای دیدن مطالب و پست های مربوط به Common Mistakes یا اشتباهات رایج در زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*