لغت ۳ درس ۴۲ کتاب ۵۰۴
Endure / ɪnˈdjʊə,ɛnˈdjʊə,ɪnˈdʒɔː,ɛnˈdʒɔː / Verb
Last; keep on; undergo; bear; stand, stand for, suffer, suffer without complaint, tolerate; continue on in spite of difficulty, put up with, take, go on, survive, abide, continue, persist, remain, stay
- How can you endure such disrespect?
- The valiant* officer endured serious burns on September 11th.
- Dr. Hardy was confident* he could endure the hardships* of space travel.
(فعل) دوام آوردن، ادامه داشتن، تحمل کردن، ایستادگی کردن، بردبارى کردن در برابر چیزی، طاقت چیزى را داشتن ، تاب چیزى را آوردن
الف) چطور می توانی چنین بی حرمتی را تحمل کنی؟
ب) افسر پلیس شجاع درد زیادی را سوختگی ناشی از حادثه ۱۱ سپتامبر تحمل کرد.
ج) دکتر “هاردی” مطمئن بود که می تواند سختی های سغر فضایی را تحمل کند.
یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:
- Disrespect : بی اعتنایی، بى احترامى ، بى حرمتى ، اهانت ، عدم رعایت
- Valiant : دلاور ، شجاع ، نیرومند ، بهادر ، دلیرانه ، تهمتن
- Serious : جدى ، مهم ، خطیر ، سخت ، خطرناک ، وخیم
- Burn : سوزاندن ، آتش زدن ، مشتعل شدن ، آتش ، سوختن ، سوختگی
- September 11th: حادثه تروریستی یازدهم سپتامبر در نیویورک که به صورت (۱۱) نیز نشان داده می شود. ۹ به ماه سپتامبر که نهمین ماه سال میلادی است بر می گردد.
- Confident : مطمئن ، دلگرم ، بى پروا ، رازدار
- Hardship : رنج ، حرمان ، سختى ، محنت ، مشقت
- Space travel : سفر فضایی
کدها و رمزهای یادگیری این لغت:
کدینگ۱: دیگه اینجوری نمیشه این وضع گرونی رو تحمل کرد.
کدینگ۲: کی این دوری رو می تونه تحمل کنه.
کدینگ۳: اینطوری سختی ها را تحمل کردن باعث شکستن کمر آدم می شود.
کدینگ۴: این دور آخره بازیمونه ، ایستادگی کن.
لغت ۴ درس ۴۲ کتاب ۵۰۴
Wrath / rɒθ – ,rɔːθ / Noun
Very great anger; rage, fury, anger, outrage, spleen, vexation, (high) dudgeon, crossness, displeasure, annoyance, irritation
- Anticipating* Father’s wrath, we tried to give him the news slowly.
- There is no rage* like the wrath of an angry bear.
- After Ernie’s wrath subsided,* we were able to tell him what happened.
(اسم) خشم بسیار زیاد، غضب ، غیظ ، اوقات تلخى زیاد ، قهر
الف) چون خشم پدر را پیش بینی می کردیم، تلاش کردیم خبر را آرام آرام به او بدهیم.
ب) هیچ خشمی مثل خشم یک خرس عصبانی نیست.
ج) بعد از اینکه خشم “ارنی” فروکش کرد، توانستیم به او بگوییم چه اتغاقی افتاده است.
یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:
- Anticipate : پیش بینى کردن ، انتظار داشتن ، پیشدستى کردن ، جلوانداختن ، پیش گرفتن بر ، سبقت جستن بر
- Rage : طغیان ، دیوانگى ، خشم ، خروشیدن ، میل مفرط ، خشمناک شدن ، غضب کردن ، شدت داشتن
- Bear : تحمل کردن، حمل کردن ، در بر داشتن ، زاییدن ، میوه دادن ، تاب آوردن
- Subside : واگذاشتن ، نشست کردن ، فرو نشستن ، فروکش کردن
کدها و رمزهای یادگیری این لغت:
کدینگ۱: معلم ریاضی ما همیشه رأس مثلث رو با خشم می کشید.
کدینگ۲: اگه از راه راست نری مورد خشم و غضب قرار می گیری.
………………………………………………………………………………