لغت ۷ و ۸ درس ۲۸ کتاب ۵۰۴

فاجعه - Censor - آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
فاجعه – Censor – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۷ درس ۲۸ کتاب ۵۰۴

Disaster / dɪˈzɑːstə / Noun

An event that causes much suffering or loss; a great misfortune

  1. The hurricane’s violent* winds brought disaster to the coastal town.
  2. The San Francisco earthquake and the Chicago fire are two of the greatest disasters in American history.
  3. The coach considered* the captain’s injury a disaster for the team.

 

(صفت) واقعه ای که باعث رنج یا خسارت زیادی می شود، بدبختی زیاد، فاجعه، بلا، حادثه بد ، مصیبت ، ستاره بدبختى

الف) بادهای شدید تندباد فاجعه ای برای شهر ساحلی به بار آورد.

ب) زلزله ی سان فرانسیسکو و آتش سوزی شیکاگو دو مورد از بزرگترین بلاهای تاریخ آمریکا هستند.

ج) مربی مصدومیت کاپیتان را فاجعه ای برای تیم قلمداد کرد.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

  • Hurricane: توفند ، تند باد ، تندباد ، طوفان ، گردباد ، اجتماع
  • Violent: جابرانه ، تند ، سخت ، شدید ، جابر ، قاهرانه
  • Brought: آورده شده – bring: آوردن ، رساندن به ، موجب شدن
  • Coastal: ساحلى ، کنارى
  • Earthquake: زمین لرزه ، زلزله
  • Fire: شلیک تیراندازى ، حریق ، حرارت ، آتش زدن ، افروختن ، تفنگ یاتوپ را آتش کردن ، بیرون کردن ، انگیختن
  • Coach: واگن راه آهن ، کالسکه ، مربى ورزش ، عملیات ورزشى را رهبرى کردن ، معلمى کردن
  • Consider: رسیدگى کردن (به) ، ملاحظه کردن ، تفکر کردن
  • Injury: زخم ، اذیت ، تخطى تجاوز ، خسارت ، جراحت ، اسیب ، صدمه

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: هر کی دیزی اصغر آقا رو بخوره دچار بدبختی می شه.

کدینگ۲: دست زدن به سماور جیز است اگه دست بزنی می سوزی و بدبخت می شی.

 

سانسور - Censor - آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
سانسور – Censor – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۸ درس ۲۸ کتاب ۵۰۴

Censor / ˈsɛnsə / Noun & Verb

remove material (from books, movies, etc.) which is considered offensive or immoral , person who censors , person who tells others how they ought to behave; one who changes books, plays and other works so as to make them acceptable to the government; to make changes in

  1. Some governments, national and local, censor books.
  2. The censor felt that fiction* as well as other books should receive the stamp of approval before they were put on sale.
  3. Any mention of the former prime minister was outlawed* by the censor.

 

(اسم & فعل) شخصی که به دیگران می گوید چگونه باید رفتار کنند، کسی که کتاب، نمایشنامه و آثار دیگر را بگونه ای تغییر می دهد که آنها را برای دولت حاکم قابل قبول می سازد، تغییر ایجاد کردن ، مامور سانسور ، بازرس مطبوعات و نمایش ها، سانسور کردن

الف) بعضی از دولت های ملی و یا محلی، کتابها را سانسور می کنند.

ب) سانسورچی احساس می کرد که آثار داستانی و نیز کتابهای دیگر قبل از اینکه در معرض فروش قرار گیرند، باید مهر تأیید دریافت کنند.

ج) مامور سانسور هر اشارهای به نخست وزیر قبلی را غیر قانونی اعلام کرد.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

  • Local: داخلى ، محلى ، مکانى ، موضعى ، محدود به یک محل
  • Fiction: تصور ، افسانه ، قصه ، داستان ، اختراع ، جعل ، خیال ، وهم ، دروغ ، فریب ، بهانه
  • Receive: اخذ ، دریافت کردن ، رسیدن ، پذیرفتن ، پذیرایى کردن از ، جا دادن ، وصول کردن ، گرفتن
  • Stamp: مهر، مهر زدن ، باسمه ، چاپ ، جنس ، نوع ، پا بر زمین کوبیدن ، نشان دار کردن ، کلیشه زدن ، نقش بستن ، منقوش کردن ، منگنه کردن ، تمبرزدن ، تمبر پست الصاق کردن
  • Approval: اجازه ، تصدیق ، تصویب ، موافقت ، تجویز
  • Put on sale: در معرض فروش قرار دادن، به فروش گذاشتن

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: واسه سانسور کردن فیلم ها یه سنسور جدید اختراع کردن.

کدینگ۲: معنی کلمه توی تلفظ کلمه هست.

کدینگ۳: صداوسیما برای سانسور کردن صحنه های دلخراش و نامناسب، باید سانسورچی استخدام کند.

……………………………………………………

برای دیدن پست های مرتبط و مطالعه سایر لغات کتاب ۵۰۴ به همراه کدینگ و توضیحات مربوطه، اینجا را کلیک کنید

……………………………………………………

About Ahmad Osmani

Ahmad Osmani
I am Ahmad Osmani, an English teacher, and translator. I have more than 15 years of experience. I have been the administrator and writer of the website since its creation. I have studied Translation Studies and English Language. I love learning and teaching different languages. My main profession is writing and translating and sometime I teach English in my free time.

Check Also

ترجمه آهنگ The Heart Wants What It Wants سلنا گومز

ترجمه آهنگ The Heart Wants What It Wants سلنا گومز

ترجمه آهنگ The Heart Wants What It Wants سلنا گومز در این پست به ترجمه …

یادگیری حروف الفبای زبان انگلیسی

یادگیری حروف الفبای زبان انگلیسی

یادگیری حروف الفبای زبان انگلیسی یکی از مباحث پایه‌ای در یادگیری این زبان است. این …

10 Tips to learn English Speaking

10 Tips to learn English Speaking

Many people wish to learn English Speaking in a desirable way. Especially people who have …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

آموزش مکالمه زبـان انگلیســی