Home ➡️ 504 Essential Words ➡️ Unruly -504-14-1

Unruly -504-14-1

👁 Views: 2,457

Unruly

لغت اول از درس ۱۴ کتاب ۵۰۴

……………………………………..

Unruly / ʌn’ruːlɪ /

Hard to rule or control; lawless

 

  1. Unruly behavior is prohibited* at the pool.
  2. When he persisted* in acting unruly, Ralph was fired from his job.
  3. His unruly actions were a menace* to those who were trying to work.

 

نافرمان، غیرقانونی، شرور

 

  1. رفتار غیرقانونی در استخر ممنوع است.
  2. “رالف” وقتی بر نافرمانی اصرار ورزید، از کارش اخراج شد.
  3. اعمال خلافکارانه ی او برای کسانی که سعی داشتند کار کنند، نوعی تهدیدی بود.

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: آنشرلی همیشه نافرمانی می کرد.

کدینگ۲: آنتونی یه آدم خلافکار و شرور بود.

🎓 دوره جامع آموزش مکالمه زبان انگلیسی
از صفر تا صد مکالمه | مشاهده جزئیات دوره

Leave a Comment

Scroll to Top