Home ➡️ English Idioms ➡️ اصطلاح “کسی را دست انداختن” در زبان انگلیسی

اصطلاح “کسی را دست انداختن” در زبان انگلیسی

👁 Views: 11,298

در ادامه مطالب مربوط به آموزش اصطلاحات زبان انگلیسی با معادل آنها در زبان فارسی، در این پست به آموزش اصطلاح کاربردی کسی را دست انداختن می‌پردازیم. معادل این اصطلاح کاربردی زبان فارسی، در زبان انگلیسی عبارت Pull someone’s leg است. برای درک بهتر این اصطلاح، این پست را تا آخر همراهی کنید.

Idiom # ۱۴۰

اصطلاح ۱۴۰:

Pull someone’s leg

کسی را دست انداختن

سر به سر کسی گذاشتن

کسی را احمق گیر آوردن

کسی را احمق فرض کردن

کسی را مسخره کردن

با کسی شوخی کردن

کسی را اذیت کردن

به کسی خندیدن

به تمسخر گرفتن

ریشخند کردن

در زبان فارسی برای موقعیتی که شخصی کس دیگری را مسخره کند، یا کسی بخواهد کسی دیگری را اذیت کند (به دلیل مسخره کردن) از اصطلاح دست انداختن استفاده می‌کنیم. به عبارت دیگر اصطلاح کسی را دست انداختن در زبان فارسی به معنای کسی را مسخره کردن یا اذیت کردن می‌باشد.

کسی را دست انداختن – English Idiom – آموزش اصطلاحات زبان انگلیسی – Pull someone's leg
کسی را دست انداختن – English Idiom – آموزش اصطلاحات زبان انگلیسی – Pull someone’s leg

در زبان انگلیسی از اصطلاح زیر برای این منظور اسنفاده می شود:

Pull someone’s leg

Fool someone, make fun of someone

کسی را احمق گیر آوردن، به کسی خندیدن

Paul pull his friend’s leg in the park.

پال دوستش را در پارک دست انداخت.

!You’re pulling my leg! is another way of saying I don’t believe what you’re saying” or “You must be joking
?Is it really your car or are you pulling my leg

واقعا ماشین شماست یا داری منو دست می ندازی؟

Definition:
To deceive another; to lie to someone.

برای درک بهتر معنی این اصطلاح به چند مثال زیر توجه کنید:

Example:

1) Stop pulling my leg, Maureen. You did not win a new car on that game show.

2) Elbert likes pulling his roommate’s leg with his kung-fu stories.

3) You expect me to believe that? Stop pulling my leg.

تو توقع داری حرفت را باور کنم؟ برو خالی نبند.(برو خودت را مسخره کن)

4) I’m just kidding. I was just pulling your leg.

من دارم فقط شوخی می کنم. داشتم سر به سرت می گذاشتم.

 

5) I didn’t know you believed me. I was just pulling your leg.

نمی دانستم حرفام را باور کردی. من داشتم فقط سر به سرت می گذاشتم.

A short conversation with pull someone’s leg

A: “I was eating at a restaurant and this lady next to me started eating my food right in front of me.”
B: “What? You can’t be serious. Nobody would ever do that.”
A: You’re not gullible at all. I was trying to pull your leg.”

…………………………………………

برای مشاهده لیست اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی، کلیک کنید

برای مشاهده لیست ضرب‌المثل‌های کاربردی زبان انگلیسی، کلیک کنید

🎓 دوره جامع آموزش مکالمه زبان انگلیسی
از صفر تا صد مکالمه | مشاهده جزئیات دوره

Leave a Comment

Scroll to Top