👁 Views: 2,321

فرق و کاربرد بین job, work, career, employment در زبان انگلیسی
……………………………..
Job:
شغل؛ اون شغلی که شما دارید یا ندارید
مثال:
I’m looking for a new job.
.من دنبال یک شغل جدید میگردم
I’ve applied for several jobs without success.
.من برای چند تا شغل اقدام کردم، اما موفق به گرفتنشون نشدم
Mori got a holiday job at a factory in Bristol.
.موری یک شغل تعطیلاتی(تابستانی مثلا”) در یک کارخانه واقع در بریستول به دست آورد
Mori finally found a job in a bakery.
.موری سرانجام یک شغل در نانوایی پیدا کرد
My son has been offered a job in Tokyo.
.به پسرم یک پیشنهاد شغل در توکیو شده است
———-———-
work :
کار، کار کردن؛ به اون فعالیتهایی که در Job انجام میدید گفته میشه
مثال:
.I have a lot of work to do
من کلی کار دارم که باید انجام بدهم.
I start work at 8 o’clock every morning.
.من هر روز ساعت۸ کارم رو شروع میکنم
I go to work by bus.
.من با اتوبوس به سر کار میروم
I know you’ve got a lot of work to do.
.میدونم که کلی کار برای انجام دادن داری/ میدونم سرت شلوغه
I started work when I was sixteen.
.من وقتی ۱۶ سالم بود کار کردن رو شروع کردم
———-———-
Career :
حرفه؛ دوره خدمتی، تخصص رشته ایی
مثال:
A career in computer science.
حرفه ایی در علم کامپیوتر
He has just started out on a career as a photographer.
.او به تازگی حرفه اش رو به عنوان یک عکاس شروع کرده است
He sought a career as a lawyer.
او دنبال یک حرفه به عنوان وکیل گشت
His career as a soldier ended with the armistice.
حرفه ی او به عنوان سرباز با صلح جنگ به پایان رسد
He’s hoping for a career in the police force/as a police officer.
او امید به حرفه ایی در نیروی پلیس به عنوان افسر پلیس دارد
———-———-
Employment :
معمولا” اشاره به شغل دائمی دارد؛ مثلا شما برای جایی برای مدتی طولانی کار کنید.
معمولا” انتظار میره که Job برای کارهای کوتاه مدت و Employment بیشتر برای کارهای بلند مدت و پرداخت منظم به کار بره.
مثال:
After graduation, she found employment with a local finance company.
.او بعد از فارغ التحصیل شدن یک شغل دائم با یم شرکت مالی محلی یافت
The new factory will provide employment for 300 people.
.کارخانه جدید ۳۰۰ اشتغال(دائم/بلند مدت) برای مردم بوجود خواهد آورد
