👁 Views: 2,339

لغت چهارم از درس ۱۱ کتاب ۵۰۴
………………………
Frequent / ‘frɪːkwənt /
Happening often; occurring repeatedly
- We made frequent visits to the hospital to see our grandfather.
- On frequent occasions Sam fell asleep in class.
- Dr. Bonner gave me some pills for my frequent headaches..
اغلب اتفاق می افتد، مرتب رخ می دهد، مکرر
- برای ملاقات با پدر بزرگمان، مرتبا به بیمارستان مراجعه کردیم.
- “سام” در موارد مکرری در کلاس به خواب می رفت.
- دکتر “بونر” برای سردرد های مکررم چند قرص به من داد.
کدها و رمزهای یادگیری این لغت:
کدینگ۱: خیلی شبیه کلمه فرکانس هست و معنیش هم می شه فرکانس( چیزی که تکرار می شه).
کدینگ۲: مکانیکه موقع تعویض لنت، مرتبا به شاگردش می گفت فری کو لنت؟ (فریدون کو لنت ماشین).
🎓 دوره جامع آموزش مکالمه زبان انگلیسی
از صفر تا صد مکالمه |
مشاهده جزئیات دوره
