Home ➡️ 504 Essential Words ➡️ Wary -504-17-3

Wary -504-17-3

👁 Views: 4,057

Wary

لغت ٣ از درس ۱۷ کتاب ۵٠۴

……………………………….

Wary / ‘werɪ /’weərɪ /

On one’s guard against danger or trickery; cautious*

  1. Marilyn’s mother told her to be wary of strangers.
  2. After Orlando had been the victim of a cheat, he was wary of those who said they wanted to help him.
  3. Living in a polluted* city makes you wary of the air you breathe.

 

مراقب در برابر خطر یا فریب، محتاط

 

  1. مادر “ماریلین” به او گفت مراقب غریبه ها باشد.
  2. بعد از اینکه “ارلاندو” قربانی یک تقلب شد نسبت به هر کسی که به او پیشنهاد کمک می داد محتاط بود.
  3. زندگی در یک شهر آلوده، شما را نسبت به هوایی که تنفس می کنید محتاط می سازد.

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

 

کدینگ۱: ماری دختر خیلی محتاطیه.

کدینگ۲: آدمایی که بیماری واریس میگیرن باید خیلی محتاط باشن.

🎓 Online English Conversation Course
Real conversations • Simple English | View Course Details

Leave a Comment

Scroll to Top