Home -> 504 Essential Words -> لغت ۷ و ۸ درس ۳۷ کتاب ۵۰۴

لغت ۷ و ۸ درس ۳۷ کتاب ۵۰۴

خرابکار – Vandal – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
خرابکار – Vandal – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۷ درس ۳۷ کتاب ۵۰۴

Vandal / ˈvandl / Noun

Person who willfully or ignorantly destroys or damages beautiful things, one who purposefully destroys or damages something that is beautiful or something that belongs to someone else

  1. Adolescent* vandals wrecked the cafeteria.
  2. The vandals deliberately* ripped the paintings from the wall.
  3. We could scarcely* believe the damage caused by the vandals.

 

(اسم & فعل) کسی که خواسته یا نادانسته به چیزهای زیبا آسیب می زند یا آنها را از بین می برد، خرابگر ( کسی که از روى حماقت یا بدجنسى چیزهاى هنرى یاهمگانى را خراب می کند)، خرابکار

 

الف) خرابکاران جوان کافه تریا را خراب کردند.

ب) خرابکاران نقاشی ها را عمدا از روی دیوار کندند.

ج) به زحمت توانستیم خسارتی را که توسط خرابکاران ایجاد شده بود باور کنیم.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Adolescent : نوجوان ، بالغ ، جوان ، رشید
  • Wreck : کالاى بازیافتى از کشتى یا ماشین شکسته یا خانه ویران ، کشتى شکستگى ، خرابى ، لاشه کشتى و هواپیما و غیره ، خراب کردن ، خسارت وارد آوردن ، خرد و متلاشى شدن
  • Deliberate : دانسته ، عملیات با فرصت ، تعمد کردن ، عمدا انجام دادن ، عمدى ، تعمدا ، تعمق کردن ، سنجیدن ، اندیشه کردن ، کنکاش کردن
  • Rip : گرداب ، شکافتن ، پاره کردن ، دریدن ، شکاف ، چاک
  • Scarce : کمیاب ، کم ، نادر ، اندک ، تنگ ، قلیل ، ندرتا
  • Damage : آسیب دیدن ، ضرر زدن ، خسارت دیدن اسیب ، ضرر ، گزند ، غرامت ، معیوب کردن ، خسارت زدن ، زیان زدن ، اسیب

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: آقای وَن دلش داغونه واسه همین داره خرابکاری می کنه.

کدینگ۲: آدم خرابکار گلوله را شلیک کرد و آن دل رو مورد هدف قرار داد.

 

خشکسالی – Drought – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
خشکسالی – Drought – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۸ درس ۳۷ کتاب ۵۰۴

Drought / drout / Noun

Long period of dry weather; lack of rain; lack of water; dryness, abnormally dry weather, shortage of water

  1. Because of the drought, some farmers began to migrate* to more fertile* regions.
  2. In time of drought, the crops become scorched.*
  3. As the drought wore on, people began to grumble against those who had squandered* water when it was more plentiful.

 

(اسم) دوره ی طولانی هوای خشک، نبود باران، نبود آب، خشکسالی ، خشکى ، تنگى ، (ک.) تشنگى

 

الف) به حاطر خشکسالی، برخی از کشاورزان به مناطق حاصلخیرتر مهاجرت کردند.

ب) محصولات در زمان خشکسالی خشک می شوند.

ج) چون خشکسالی به کندی می گذشت، مردم شروع به شکوه ار آنهایی کردند که در موقع وقور آب را هدر داده بودند.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Farmer : اجاره کار ، کشاورز
  • Migrate : جابجا شدن ، سیر کردن ، کوچیدن ، کوچ کردن ، مهاجرت کردن
  • Fertile : حاصلخیز ، پرثمر ، بارور ، برومند ، پربرکت
  • Region : پهنه ، ناحیه نظامى ، منطقه ، بوم ، سرزمین ، ناحیه ، فضا ، محوطه بسیار وسیع و بى انتها
  • Crop : سرقیچى کردن ، محصول ، چیدن ، گیسو را زدن ، سرشاخه زدن ، حاصل دادن ، چینه دان
  • Scorch : بطور سطحى سوختن ، تاول زدن ، سوزاندن ، بودادن ، سوختگى ، تاول
  • Grumble : ژکیدن ، لندلند ، غرغر کردن ، گله کردن ، ناله ، گله
  • Squander : برباد دادن ، تلف کردن ، ولخرجى ، اسراف
  • Plentiful : وافر ، فراوان

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: در استان فارس ۲۰۰ سال هست که خشکسالی اومده.

کدینگ۲: امسال درست وسط فصل بهار خشکسالی اومد.

کدینگ۳: داور شوت زد و توپ در اوت به خاطر خشکسالی ترکید.

……………………………………………………………………………………………………

برای دیدن پست های مرتبط و مطالعه سایر لغات کتاب ۵۰۴ به همراه کدینگ و توضیحات مربوطه، اینجا را کلیک کنید.

 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*