لغت ۳ و ۴ درس ۲۹ کتاب ۵۰۴

گیج – Daze - آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

گیج – Daze – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۳ درس ۲۹ کتاب ۵۰۴

Daze / deɪz / Verb & Noun

Confuse, dumbfound, bewilder; stun, shock

  1. The severity* of the blow dazed the fighter and led to his defeat.
  2. When he ventured* out of the house at night, the child was dazed by the noise and the lights.
  3. Dazed by the flashlight, Maria blundered* down the steps.

 

(فعل – اسم) گیج کردن ، خیرگى (دراثرضربت یا سرما ویا نور زیاد وغیره)

 

الف) شدت ضربه حریف را گیج کرد و منجر به شکست او شد.

ب) وقتیکه بچه جرأت کرد که شب از خانه بیرون رود از سر و صدا و چراغها گیج شده بود.

ج) «ماریا» که از نور چراغ قوه گیج شده بود، تلوتلو خوران از پله پایین آمد.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

  • Severity: سختى ، شدت ، سخت گیرى ، دقت ، خشونت
  • Blow: جوشیدن ، دمیدن هوا ، ذوب ، هدر دادن موقعیت ، پرتاب محکم توپ ، ضربت ، ضربه زدن، صدمه ، وزش ، نواختن ، وزیدن ، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن ، ترکیدن
  • Fighter: رزمنده ، جنگ کننده ، جنگنده ، مشت باز
  • led to: گذشته lead to: منجرشدن
  • Defeat: باخت ، شکست دادن ، هزیمت ، مغلوب ساختن ، شکست ، از شکل افتادگى
  • Venture: مشارکت ، فعالیت اقتصادى ، ابتکار ، سوداگرى ، تصدى ، جرات ، جسارت ، معامله قمارى ، اقدام بکار مخاطره آمیز ، ریسک ، اقدام یا مبادرت کردن به …
  • Noise: نویز ، اوا ، عامل مخل ، شلوغ ، سر وصدا ، قیل و قال ، طنین ، صدا راه انداختن ، پارازیت ، خش ، اختلال ، شایعه و تهمت
  • Flashlight: نور برق اسا وزود گذر ، چراغ قوه ، لامپ عکاسى
  • Blunder: اشتباه بزرگ ، سهو ، اشتباه لپى ، اشتباه کردن ، کوکورانه رفتن ، دست پاچه شدن و بهم مخلوط کردن
  • Step: گام برداشتن ، با گام پیمودن ، پاشنه کفش ، کف پله ، قراردادن دکل درحفره مخصوص ، گام ، مرحله ، صداى پا ، پله ، رکاب ، پلکان ، رتبه ، درجه ، قدم برداشتن ، قدم زدن

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: با یه چوب زدم تو سر آقا دزده سرش گیج رفت و روی زمین افتاد.

کدینگ۲: کشتی گیرا با حرکت بارانداز حریفشون رو گیج می کنند.

کدینگ۳: دست انداز در جاده راننده رو گیج می کند.

سوگوارى – Mourn - آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

سوگوارى – Mourn – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۴ درس ۲۹ کتاب ۵۰۴

Mourn / mɔːn / Verb

Grieve; feel or show sorrow for, grieve, be in mourning, feel sorrow for someone’s death

  1. Sandra did not cease* to mourn for John Lennon.
  2. The entire city mourned for the people lost in the calamity.*
  3. We need not mourn over trifles.*

 

(فعل) سوگوارى کردن ، ماتم گرفتن ، گریه کردن، غصه دار بودن، ابراز یا احساس اندوه کردن

 

الف) «ساندرا» از عزاداری برای جان لنن (John Lennon) دست برنداشت.

ب) تمام شهر برای افراد از بین رفته در آن فاجعه سوگواری کردند.

ج) ما نباید بر سر مسائل جزئی غمگین شویم.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

  • Cease: موقوف کردن ، قطع کردن عملیات ، بند آمدن ، تمام کردن ، متارکه کردن ، ایستادن ، موقوف شدن ، دست کشیدن ، گرفتن ، وقفه ، ایست ، توقف
  • Entire: کامل ، همگى ، تمام ، درست ، دست نخورده ، بى عیب
  • Lost: گذشته lose، گم کردن ، مفقود کردن ، تلف کردن ، از دست دادن ، زیان کردن ، منقضى شدن ، باختن(در قمار وغیره) ، شکست خوردن
  • Calamity: بلا ، بیچارگى ، بدبختى ، مصیبت ، فاجعه
  • Trifle: چیز جزیى ، ناچیز ، ناقابل ، کم بها ، بازیچه قرار دادن ، سرسرى گرفتن

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: مُردن حقه، آدم نباید بخاطرش سوگواری کنه و غصه بخورد.

کدینگ۲: گود مُرنینگ (Good Morning) که به معنی صبح بخیر است، می تواند به معنی “غصه دار نباش” ، و یا “گریه نکن” نیز تلقی شود.

…………………………………………………………………………………………………………

برای دیدن پست های مرتبط و مطالعه سایر لغات کتاب ۵۰۴ به همراه کدینگ و توضیحات مربوطه، اینجا را کلیک کنید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*