Home -> 504 Essential Words -> Unaccustomed-504-1-10

Unaccustomed-504-1-10

Unaccustomed
لغت دهم از درس ۱ کتاب ۵۰۴

Unaccustomed /ˌʌn.əˈkʌs.təmd/
 not used to something

به چیزی عادت نداشتن، نا مأنوس

 

Coming from Alaska, Claude was unaccustomed to Florida’s heat.

چون «کلود» اهل آلاسکا بود، به گرمای فلوریدا عادت نداشت.

The king was unaccustomed to having people disobey him.

پادشاه به داشتن مردمی که از او سرپیچی کنند، عادت نداشت.

Unaccustomed as he was to exercise, Vic quickly became tired.

چون «ویک» به نرمش عادت نداشت، سریع خسته شد.

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: میشه اینجوری خوندش آن عکاس تو مُد گشتن شده واسش عادت مثل آدمای معتاد.
کدینگ۲:آن عکاس تمبل به کارکردن با دوربینای جدید عادت نداشت !

 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*