👁 Views: 2,972

لغت چهارم از درس ۱۰ کتاب ۵۰۴
…………………….
Compete / kəm’piːt /
Try hard to get something wanted by others; be a rival
- The former champion was challenged* to compete for the tennis title.
- The runner was reluctant* to compete in front of his parents for the first time.
- When the amateur* became a pro he had to compete against better men.
تلاش سخت برای بدست آوردن چیزی که دیگران هم خواهان آن هستند. رقابت کردن
- “استفی گراف” برای رقابت در عنوان قهرمانی تنیس به مبارزه طلبیده شد.
- دونده مایل نبود که برای اولین بار در برابر والدینش مسابقه دهد.
- وقتی بازیکن آماتور یک بازیکن حرفه ای شد مجبور شد که با افراد بهتری رقابت کند.
کدها و رمزهای یادگیری این لغت:
کدینگ۱: توی بازی کامبت(بازی پلی استیشن) سر یک کیلو بستنی با همه دوستام رقابت کردم و بردم.
کدینگ۲: کود کمپوست در رقابت با بقیه کودها بهترین کود شناخته شد.
🎓 Online English Conversation Course
Real conversations • Simple English |
View Course Details




