Home -> Tag Archives: slang (page 40)

Tag Archives: slang

Idiom 45

پست آموزشی

دوستان عزیزم اصطلاح امروز ما دو معنی همزمان داره که در پایین براتون با ذکر مثال توضیح میدم، دقت کنید: Shake a leg ! ۱٫ یالا بجنب، عجله کن ۲٫برقص Shake a leg! مثال: Hurry, make a start.             It is late .Shake a leg! Dance             He can’t shake a leg well. . . . راستی کلاس های آنلاین ما رو …

Read More »

Idiom 44

پست آموزشی

Strike while the iron is hot !  تا تنور داغه نونو بچسبون Strike while the iron is hot Make immediate use of an opportunity.  e.g. He doesn’t often make such offers – I’d strike while the iron is hot if I were you. او معمولا چنین پبشنهاداتی نمیده، اگه جای تو بودم تا تنور داغ بود نونو می چسپوندم.

Read More »

Idiom 43

پست آموزشی

raise a stink جار و جنجال به پا کردن، قشقرق راه انداختن، الم شنگه به پا کردن raise a stink To complain angrily about something e.g. When he found out that his car was damaged, he raised a stink. موقعی که دید ماشینش خسارت دیده، جاروجنجال به پا کرد.

Read More »

Idiom 42

پست آموزشی

He talks through his hat چرت و پرت میگه. Talk through one’s hat Talk nonsense; make exaggerated or inaccurate statements e.g. He always talks through his hat and you never know if you can believe him or not. او همیشه چرت و پرت میگه، و نمیدونی حرفاشو باور کنی یا نه.

Read More »

Idiom 41

پست آموزشی

Shape up or ship out یا آدم شو یا بزن به چاک Shape up or ship out Either improve one’s performance (or behavior) or leave e.g. This is the third serious mistake you have made this month, shape it or ship out! این سومین باریه که اشتباه میکنی در این ماه، یا آدم شو یا بزن به چاک

Read More »

Idiom 39

پست آموزشی

get hot under the collar کفری شدن. عصبانی شدن get hot under the collar to become angry or nervous e.g. When I suggested he was mistaken he got rather hot under the collar.  موقعی که پیشنهاد کردم که اشتباه کرده، خیلی عصبانی شد.

Read More »

Idiom 38

پست آموزشی

دوستان عزیز اصطلاح امروز ما معادل فارسی اصطلاح “یکی بود، یکی نبود“ـه. از این اصطلاح برای بیان شروع یک داستان در مکالمات روزمره استفاده می کنیم. مثلا می خوایم بگیم   Once upon a time… یکی بود، یکی نبود… روزی روزگاری … Once upon a time Used at the beginning of children’s stories to mean “a long time ago” e.g. …

Read More »

Body Idioms – Ear

پست آموزشی

عزیزان زبان آموز در اینجا لیستی از اصطلاحات کاربردی مربوط به گوشو براتون آماده کردم. امیدوارم کهبراتون مفید باشه. اگه مطالب براتون مفیده به دوستان خودتونم بگید. و اگه برا بهتر شدن مطالب پیشنهاد و یا انتقادی دارید اونو به ما منتقل کنید لطفا. ۱- bend sb’s ear                         …

Read More »

Idiom 36

پست آموزشی

دوستای عزیزم امروز با ی اصطلاح کاربردی دیگه در خدمت شما هستیم، اصطلاح امروزمون معادل اصطلاح ” مغشوش و مشغول بودن ذهن”ـه یا موقعی که بخوایم بگیم بخاطر نگرانی هایی، ذهنمون درگیره از این اصطلاح استفاده می کنیم. Sorry, I have a lot on my mind. خیلی افکارم مغشوش است. Have a lot on one’s mind To have many things …

Read More »