خانه -> بایگانی برچسب: English Vocabulary (صفحه 54)

بایگانی برچسب: English Vocabulary

Test 68

آموزش و آزمون

I would be very interested in _____ for this job. (a) entering (b) working (c) applying (d) writing پاسخ صحیح : با توجه به معنی گزینه ها تنها گزینه c که به معنی ” درخواست دادن” ـه میتونه پاسخ صحیح باشه. گزینه A زمانی می توانست پاسخ درست باشه که حرف اضافه “for” بعدش وجود نداشت. معنی جمله: من علاقه …

ادامه نوشته »

Vapor-504-4-1

لغت اول از درس ۴ کتاب ۵۰۴ Vapor /ˈveɪ·pər/ Moisture in the air that can be seen, fog, mist بخار هوا که می توان آنرا دید، مه، غبار   Scientists have devised methods for trapping vapor in bottles so they can study its make-up. دانشمندان برای گرم نگه داشتن بخار داخل بطری روش هایی را طراحی کرده اند که بتوانند …

ادامه نوشته »

Wholesale-504-3-12

  لغت دوازدهم از درس ۳ کتاب ۵۰۴ Wholesale/ ˈhəʊlˌseɪl / In large quantity; less than retail in price به میزان گسترده، کمتر از قیمت خورده فروشی، عمده فروشی   The wholesale price of milk is six cents a quart lower than retail.   قیمت عمده فروشی شیر در هر کو آرت ، شش سنت از قیمت خرده فروشی ارزانتر است . …

ادامه نوشته »

Test 67

آموزش و آزمون

# Test 67 Application fees are usually _____, which means you don’t get your money back. (a) restituted (b) reimbursed (c) non-refundable (d) inexpensive پاسخ صحیح : با توجه به معنی گزینه ها تنها گزینه c که به معنی “غیر قابل استرداد” می باشد، میتونه پاسخ صحیح باشه. restituted به معنی سند و مدرک، reimbursed به معنی باز پرداخت ، …

ادامه نوشته »

Devise -504-3-11

لغت یازدهم از درس ۳ کتاب ۵۰۴   Devise / dɪ’vaɪz / Think out; plan; invent اندیشیدن ، نقشه کشیدن ، ابداع کردن ، اختراع کردن   The burglars devised a scheme for entering the bank at night.  سارقان برای ورود به بانک در شب ، نقشه ای کشیدند.   I would like to devise a method for keeping my toes from becoming …

ادامه نوشته »

Talent-504-3-10

لغت دهم از درس ۳ کتاب ۵۰۴   Talent /’tælənt / Natural ability توانایی ذاتی   Medori’s talent was noted when she was in first grade.   استعداد «مدوری» وقتی کلاس اول بود، مورد توجه قرار گرفت.   Feeling that he had the essential talent, Carlos tried out for the school play.   «کارلوس» که احساس می کرد استعداد لازم را دارد، شرکت در …

ادامه نوشته »

Keen-504.1.2

لغت دوم از درس ۱ کتاب ۵۰۴ Keen  /kɪːn/ Sharp; eager; intense; sensitive تیز، مشتاق، شدید، حساس The butcher’s keen knife cut through the meat.   چاقوی تیز قصاب از داخل گوشت رد شد و آنرا برید.   My dog has a keen sense of smell.   سگ من حس بویایی قوی دارد.   Bill’s keen mind pleased all his teachers. ذهن مشتاق «بیل» تمام معلمانش …

ادامه نوشته »