Home -> Tag Archives: نکات

Tag Archives: نکات

Confusing Words 8

تصاویر

 Advice: /ədˈvaɪs/ (noun) an opinion given with the intention of helping My mother still gives me advice even though I’m 40 years old. Advise: /ədˈvaɪz/ (verb) to give counsel or advice The meteorologist advised listeners to stay indoors because of the extremely cold temperatures. Advice: مشورت، پند، توصیه  Advise:  توصیه کردن

Read More »

معادل تقریبا در زبان انگلیسی

پست آموزشی

ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ در ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ عبارتﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭد ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺜﺎﻟﻬﺎﯾﯽ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯽﮐﻨﻴﻢ: About: A Pride costs about $5430 in Iran.  ﻗﯿﻤﺖ ﯾﮏ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﺪﻭﺩﺍ ۵۴۳۰ ﺩﻻﺭ ﺍﺳﺖ. Approximately: Our driving will take approximately 5.5 hours  ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺣﺪﻭﺩﺍ ۵ ﺳﺎﻋﺖ و نیم ﻃﻮﻝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺸﯿﺪ. Roughly: The room’s temperature is roughly 16ºC.  ﺩمای ﺍﺗﺎﻕ ﺣﺪﻭﺩﺍ ۱۶ …

Read More »

Idiom21

پست آموزشی

  دوستان ی اصطلاح یا بهتر بگیم ی اسلنگ کاربردی آماده کردم براتون. انشالله که مفید باشه براتون: Get off my back: (Slang) stop criticizing me, stop bothering me Example: Stop annoying me, get off my back, I’m doing my best. دست از سرم بردار. انقد منو اذیت نکن، دست از سرم بردار، من دارم نهایت سعیمو میکنم.

Read More »

Test59

آموزش و آزمون

Test #59 To start_____ it’s losing a lot of oil. (a)at (b)for (c)in (d)with پاسخ صحیح : گزینه  dپاسخ صحیحه  از میان گزینه های موجود تنها گزینه ای است که با “start” عبارت معناداری تشکیل میده، و معادل کلمه “first”  می باشد. معنی جمله: هنگام استارت زدن، بنزین زیادی مصرف میکنه.

Read More »

Typical-504-3-1

لغت اول از درس ۳ کتاب ۵۰۴   Typical / ‘tɪpɪkl / Usual; of a kind معمولی     The sinister character in the movie wore a typical costume, a dark shirt, loud tie, and tight jacket.   شخصیت پلید فیلم، لباسی معمولی، پیراهنی تیره، کراواتی بلند و یک کت تنگ به تن داشت.   The horse ran its typical race, a slow start …

Read More »

Cat Idioms

پست آموزشی

“گربه” در اصطلاحات انگلیسی در این پست، سه اصطلاح با استفاده از کلمه “گربه” خدمت شما عزیزان آموزش داده میشه: ۱- There isn’t enough room to swing a cat: اتاق یا فضای کوچک که نمی شود در آن تکان خورد، “خونه اش اندازه یک قوطی کبریت، غربال یا لونه موشه” ۲- To let the cat out of the bag: لو …

Read More »

Confusing Words 4

تصاویر

Accede: /æk’siːd/ to agree or allow Andy Cheaply finally acceded to be the president of the company. Exceed: /ɪk’siːd/ to go beyond, to surpass The amount of alcohol in his blood exceeded the previous record. Accede: راه یافتن، نائل شدن، موافقت کردن   Exceed: متجاوز بودن، بالغ شدن بر 

Read More »

لیست عبارات و اصطلاحات گرامری

پست آموزشی

در اینجا لیستی از عبارات و اصطلاحات گرامری زبان انگلیسی که برای زبان آموزان، بخصوص دانشجویان زبان باعث پیچیدگی چند برابر گرامر میشه را براتون آماده کردم. امیدوارم که مفید باشه براتون. Nouns (اسم) Noun  (اسم) Abstract noun (اسم انتزاعی) Collective noun (اسم جمع) Common noun (اسم عام) Concrete noun (اسم ذات) Countable noun (اسم قابل شمارش) Gerund (وجه مصدری) …

Read More »