Home -> 504 Essential Words (page 36)

504 Essential Words

Unaccustomed-504-1-10

لغت دهم از درس ۱ کتاب ۵۰۴ Unaccustomed /ˌʌn.əˈkʌs.təmd/  not used to something به چیزی عادت نداشتن، نا مأنوس   Coming from Alaska, Claude was unaccustomed to Florida’s heat. چون «کلود» اهل آلاسکا بود، به گرمای فلوریدا عادت نداشت. The king was unaccustomed to having people disobey him. پادشاه به داشتن مردمی که از او سرپیچی کنند، عادت نداشت. Unaccustomed as he was to …

Read More »

Data-504-1-9

لغت نهم از درس ۱ کتاب ۵۰۴ Data /’deɪtə/ Facts; information حقایق، اطلاعات، داده   The data about the bank rubbery were given to the F.B.I.   حقایق مربوط به سرقت از بانک به اف. بی. آی داده شد.   After studying the data, we were able to finish our report.   پس از بررسی اطلاعات، توانستیم گزارشمان را تمام کنیم.   Unless …

Read More »

Gallant-504-1-8

لغت هشتم از درس ۱ کتاب ۵۰۴ Gallant / gə’lɑnt ‘gælənt, gə’lænt / Brave; showing respect for women شجاع، کسی که برای خانم ها احترام نشان می دهد، زن نواز   The pilot swore a gallant oath to save his buddy. خلبان دلیرانه سوگند یاد کرد تا دوستش را نجات دهد.   Many gallant knights entered the contest to win the princess. شوالیه های شجاع …

Read More »

Hardship-504-1-7

لغت هفتم از درس ۱ کتاب ۵۰۴   Hardship / ‘hɑrdʃɪp /’hɑː- / Something that is hard to bear; difficulty سختی و دشواری   The fighter had to face many hardships before he became a champion.   جنگجو پیش از آنکه قهرمان شود، مجبور بود با سختی های زیادی روبرو شود.   Abe Lincoln was able to overcome one hardship after another.   «ابی …

Read More »

Vacant-504-1-6

لغت ششم از درس ۱ کتاب ۵۰۴ Vacant / ‘veɪkənt/ Empty; not filled خالی، پرنشده   Someone is planning to build a house on that vacant lot.   شخصی قصد دارد روی آن تکه زمین خالی یک خانه بسازد.   I put my coat on that vacant seat.   کتم را روی آن صندلی خالی گذاشتم.   When the landlord broke in, he found …

Read More »

Oath-504-1-5

لغت پنجم از درس ۱ کتاب ۵۰۴ Oath /əʊθ; pl.əʊðz/ A promise that something is true; a curse سوگند به اینکه چیزی درست است، دشنام، سوگند   The president will take the oath of office tomorrow.   فردا رئیس جمهور سوگند اداری می خورد.   In court the witness took an oath that he would tell the whole truth.   در دادگاه شاهد سوگند …

Read More »

Tact-504-1-4

لغت چهارم از درس ۱ کتاب ۵۰۴ Tact /tækt/ Ability to say the right thing. توانایی گفتن سخن مناسب، تدبیر، کیاست   My aunt never hurts anyone’s feeling because she always uses tact. خاله ام هرگز احساسات کسی را جریحه دار نمی کند، چون همیشه تدبیر به کار می برد.   By the use of tact, Janet was able to calm her …

Read More »

Jealous-504.1.3

لغت سوم از درس ۱ کتاب ۵۰۴ Jealous /’dʒeləs/ Afraid that the one you love might prefer someone else; wanting what someone else has هراسان از اینکه شخصی را که دوست دارید ممکن است دیگری را ترجیح دهد، خواستن آنچه شخص دیگری دارد، آدم حسود.   A detective was hired by the jealous widow to find the boyfriend who had abandoned her. …

Read More »

Keen-504.1.2

لغت دوم از درس ۱ کتاب ۵۰۴ Keen  /kɪːn/ Sharp; eager; intense; sensitive تیز، مشتاق، شدید، حساس The butcher’s keen knife cut through the meat.   چاقوی تیز قصاب از داخل گوشت رد شد و آنرا برید.   My dog has a keen sense of smell.   سگ من حس بویایی قوی دارد.   Bill’s keen mind pleased all his teachers. ذهن مشتاق «بیل» تمام معلمانش …

Read More »

۵۰۴-۱-۱-Abandon

Abandon /ə’bændən/ Desert; leave without planning to come back; quit ترک کردن، ترک کردن بدون قصد بازگشت، دست کشیدن از Because Rose was poor, she had to abandon her idea of going to college.  چون «رُز» فقیر بود، مجبور بود فکر رفتن به دانشگاه را کنار بگذارد.   When Roy abandoned his family, the police went looking for him.  وقتی …

Read More »