خانه -> بایگانی برچسب ها: Vocabulary (پەڕە 30)

بایگانی برچسب ها: Vocabulary

Devise -504-3-11

لغت یازدهم از درس ۳ کتاب ۵۰۴   Devise / dɪ’vaɪz / Think out; plan; invent اندیشیدن ، نقشه کشیدن ، ابداع کردن ، اختراع کردن   The burglars devised a scheme for entering the bank at night.  سارقان برای ورود به بانک در شب ، نقشه ای کشیدند.   I would like to devise a method for keeping my toes from becoming …

ادامه مطلب »

Talent-504-3-10

لغت دهم از درس ۳ کتاب ۵۰۴   Talent /’tælənt / Natural ability توانایی ذاتی   Medori’s talent was noted when she was in first grade.   استعداد «مدوری» وقتی کلاس اول بود، مورد توجه قرار گرفت.   Feeling that he had the essential talent, Carlos tried out for the school play.   «کارلوس» که احساس می کرد استعداد لازم را دارد، شرکت در …

ادامه مطلب »

Confusing Words 9

تصاویر

Affect (verb) /əˈfekt/: to change or influence something The president’s speech affected his views of the upcoming election. Effect (verb) /ɪˈfekt/: to cause or to make something happen Watching TV effected sore eyes last night. Effect (noun) /ɪˈfekt/: the result of a particular influence I think I’m suffering from the effects of too little sleep. Affect:    اثر گذاشتن، تغییر …

ادامه مطلب »

Idiom21

پست آموزشی

  دوستان ی اصطلاح یا بهتر بگیم ی اسلنگ کاربردی آماده کردم براتون. انشالله که مفید باشه براتون: Get off my back: (Slang) stop criticizing me, stop bothering me Example: Stop annoying me, get off my back, I’m doing my best. دست از سرم بردار. انقد منو اذیت نکن، دست از سرم بردار، من دارم نهایت سعیمو میکنم.

ادامه مطلب »

Test59

آموزش و آزمون

Test #59 To start_____ it’s losing a lot of oil. (a)at (b)for (c)in (d)with پاسخ صحیح : گزینه  dپاسخ صحیحه  از میان گزینه های موجود تنها گزینه ای است که با “start” عبارت معناداری تشکیل میده، و معادل کلمه “first”  می باشد. معنی جمله: هنگام استارت زدن، بنزین زیادی مصرف میکنه.

ادامه مطلب »

Cat Idioms

پست آموزشی

“گربه” در اصطلاحات انگلیسی در این پست، سه اصطلاح با استفاده از کلمه “گربه” خدمت شما عزیزان آموزش داده میشه: ۱- There isn’t enough room to swing a cat: اتاق یا فضای کوچک که نمی شود در آن تکان خورد، “خونه اش اندازه یک قوطی کبریت، غربال یا لونه موشه” ۲- To let the cat out of the bag: لو …

ادامه مطلب »

Confusing Words 4

تصاویر

Accede: /æk’siːd/ to agree or allow Andy Cheaply finally acceded to be the president of the company. Exceed: /ɪk’siːd/ to go beyond, to surpass The amount of alcohol in his blood exceeded the previous record. Accede: راه یافتن، نائل شدن، موافقت کردن   Exceed: متجاوز بودن، بالغ شدن بر 

ادامه مطلب »