خانه -> بایگانی برچسب: Speaking (صفحه 107)

بایگانی برچسب: Speaking

Gallant-504-1-8

لغت هشتم از درس ۱ کتاب ۵۰۴ Gallant / gə’lɑnt ‘gælənt, gə’lænt / Brave; showing respect for women شجاع، کسی که برای خانم ها احترام نشان می دهد، زن نواز   The pilot swore a gallant oath to save his buddy. خلبان دلیرانه سوگند یاد کرد تا دوستش را نجات دهد.   Many gallant knights entered the contest to win the princess. شوالیه های شجاع …

ادامه نوشته »

Test47

آموزش و آزمون

We’ve almost run out ……. cheese, butter, milk. (a) through               (b) of               (c) by               (d) with پاسخ صحیح : عبارت “run out of” به معنی “تمام کردن” و “کم اوردن” ـه پس گزینه b پاسخ صحیحـه که البته هیچکدوم از گزینه های دیگه با عبارت “run out of” معنی نمیدن. معنی جمله: ما تقریبا پنیر، کره، و شیرمون تموم شده …

ادامه نوشته »

Appreciation

پست آموزشی

عبارتهایی برای بیان تشکر: we will forever be beholden to you همیشه مدیون شما خواهیم بود Thanks a Ton یک تن سپاس Words are powerless to express my gratitude واژه ها از بیان سپاس من ناتوانند Thanks for everything به خاطر همه چیز سپاس Thanks a million یک میلیون بار سپاس Please accept my best thanks لطفا بهترین سپاس های …

ادامه نوشته »

Hardship-504-1-7

لغت هفتم از درس ۱ کتاب ۵۰۴   Hardship / ‘hɑrdʃɪp /’hɑː- / Something that is hard to bear; difficulty سختی و دشواری   The fighter had to face many hardships before he became a champion.   جنگجو پیش از آنکه قهرمان شود، مجبور بود با سختی های زیادی روبرو شود.   Abe Lincoln was able to overcome one hardship after another.   «ابی …

ادامه نوشته »

Idioms 16

پست آموزشی

چند اصطلاح کاربردی: He snapped his finger at his friend به ریش دوستش خندید What brings you here از این طرفا You will spoil the effect از دهن میفته Gate crasher مهمان ناخوانده In the short run در کوتاه مدت In the long run در دراز مدت Kill two birds with one stone با یک تیر دو نشان زدن Putting …

ادامه نوشته »

Vacant-504-1-6

لغت ششم از درس ۱ کتاب ۵۰۴ Vacant / ‘veɪkənt/ Empty; not filled خالی، پرنشده   Someone is planning to build a house on that vacant lot.   شخصی قصد دارد روی آن تکه زمین خالی یک خانه بسازد.   I put my coat on that vacant seat.   کتم را روی آن صندلی خالی گذاشتم.   When the landlord broke in, he found …

ادامه نوشته »

Make Up Phrases

پست آموزشی

Make Up Phrases لغات و عبارات مربوط به آرایش Polish the nail ناخن ها رو لاک زدن  put on/apply آرایش کردن ️take off/remove آرایش را پاک کردن ️make up آرایش nail clipper ناخن گیر ️nail polish لاک ناخن ️ eye shadow سایه چشم ️eyeliner خط چشم ️blush روژ گونه ️lipstick رُژ لب ️mascara ریمل ️foundation کرم آرایش ️face powder کرم …

ادامه نوشته »