خانه -> بایگانی برچسب ها: slang (پەڕە 38)

بایگانی برچسب ها: slang

Idiom 42

پست آموزشی

He talks through his hat چرت و پرت میگه. Talk through one’s hat Talk nonsense; make exaggerated or inaccurate statements e.g. He always talks through his hat and you never know if you can believe him or not. او همیشه چرت و پرت میگه، و نمیدونی حرفاشو باور کنی یا نه.

ادامه مطلب »

Idiom 41

پست آموزشی

Shape up or ship out یا آدم شو یا بزن به چاک Shape up or ship out Either improve one’s performance (or behavior) or leave e.g. This is the third serious mistake you have made this month, shape it or ship out! این سومین باریه که اشتباه میکنی در این ماه، یا آدم شو یا بزن به چاک

ادامه مطلب »

Idiom 38

پست آموزشی

دوستان عزیز اصطلاح امروز ما معادل فارسی اصطلاح “یکی بود، یکی نبود“ـه. از این اصطلاح برای بیان شروع یک داستان در مکالمات روزمره استفاده می کنیم. مثلا می خوایم بگیم   Once upon a time… یکی بود، یکی نبود… روزی روزگاری … Once upon a time Used at the beginning of children’s stories to mean “a long time ago” e.g. …

ادامه مطلب »

Body Idioms – Ear

پست آموزشی

عزیزان زبان آموز در اینجا لیستی از اصطلاحات کاربردی مربوط به گوشو براتون آماده کردم. امیدوارم کهبراتون مفید باشه. اگه مطالب براتون مفیده به دوستان خودتونم بگید. و اگه برا بهتر شدن مطالب پیشنهاد و یا انتقادی دارید اونو به ما منتقل کنید لطفا. ۱- bend sb’s ear                         …

ادامه مطلب »

Idiom 36

پست آموزشی

دوستای عزیزم امروز با ی اصطلاح کاربردی دیگه در خدمت شما هستیم، اصطلاح امروزمون معادل اصطلاح ” مغشوش و مشغول بودن ذهن”ـه یا موقعی که بخوایم بگیم بخاطر نگرانی هایی، ذهنمون درگیره از این اصطلاح استفاده می کنیم. Sorry, I have a lot on my mind. خیلی افکارم مغشوش است. Have a lot on one’s mind To have many things …

ادامه مطلب »

Idiom 35

پست آموزشی

دوستای عزیزم اصطلاح امروز ما که خیلی کاربردیه به خصوص برا خانما، معادل اصطلاح ” جلب توجه کردن”ـه: جــــلب تــــــــــــــوجـــــــــــــــــــــــــــه کــــــــــــــــــردن To get/capture/attract some attention To capture someone’s attention To make someone interested in or excited about sb or sth. : مثال Her story captured the attention of the world’s media.   داستان او نظر تمام رسانه ها را به …

ادامه مطلب »

Idiom 33

پست آموزشی

I just happened to be there. بر حسب اتفاق منم اونجا بودم. Happen to do something: To do something by chance. اتفاقی کاری را انجام دادن. I happened to meet an old friend in town. . بر حسب اتفاق یکی از دوستامو تو شهرک دیدم Do you happen to have a pen I can borrow? خودکاری داری که به من …

ادامه مطلب »