Home -> Tag Archives: slang (page 3)

Tag Archives: slang

اصطلاح “با شرایط خود را تطبیق دادن” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

اصطلاح این پست ما که می خواهیم به بررسی آن بپردازیم عبارت اصطلاحی “Drastic times call for drastic measures” و یا “Desperate times call for desperate measures” می باشد و در واقع به موقعیتی مربوط می شود که بخواهیم به کسی بگوییم خود را مناسب با شرایط تطبیق دهد و یا با توجه به شرایط موجود اقدامات متناسب با آن …

Read More »

ضرب المثل “ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه است” در زبان انگلیسی

تصاویر

در ادامه ی پست های مربوط به ضرب المثل های کاربردی زبان انگلیسی، در این پست به ضرب المثل “ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه است” که یکی از ضرب المثل های کاربردی زبان فارسی است می پردازیم. این ضرب المثل در زبان انگلیسی معادل جالبی دارد و برای بیان چنین مفهومی از عبارت “It is never too late …

Read More »

اصطلاح “بیخیال انجام کار جدیدی شدن” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

اصطلاحی که در این پست می خواهم به توضیح آن بپردازم عبارت “Don’t give up the day job” است که معادل فارسی آن عبارت “بیخیال انجام کار جدیدی شدن” می باشد و به موقعیتی مربوط می شود که میخواهیم به کسی بگوییم کاری را به خوبی انجام نمی دهد و بهتر است به عنوان شغل اصلی خود روی انجام آن حساب …

Read More »

اصطلاح “Sing a different tune /song” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

اصطلاح این پست ما، همچون اصطلاح قبلی ( اصطلاح “ساز مخالف زدن” در زبان انگلیسی) به ابراز مخالفت کسی با چیزی یا کس دیگری مربوط می شود. همانطور که در پست قبلی هم اشاره شد، کاربرد این اصطلاح در واقع به موقعیتی مربوط می شود که افرادی ایده ها و یا نظراتی را در ارتباط با کسی یا چیز دیگری ابراز …

Read More »

اصطلاح “ساز مخالف زدن” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

اصطلاح این پست ما، به ابراز مخالفت کسی با چیزی یا کس دیگری مربوط می شود. کاربرد این اصطلاح در واقع به موقعیتی مربوط می شود که افرادی ایده ها و یا نظراتی را در ارتباط با کسی یا چیز دیگری ابراز می کنند و شخص دیگری به مخالفت با این ایده می پردازد. در زبان فارسی از عبارت اصطلاحی عامیانه …

Read More »

ضرب المثل “فضولی موقوف” در زبان انگلیسی

تصاویر

Proverb #85 ضرب المثل هشتاد و پنجم: Curiosity killed the cat فضولی موقوف ترجمه تحت الفظی و ظاهری: کنجکاوی گربه را به کشتن داد. معادل فارسی: فضولی موقوف! ضرب المثل “فضولی موقوف” در زبان فارسی به مفهوم ممانعت و جلوگیری از فضولی کسی است که قصد سرک کشیدن و یا کسب اطلاعاتی در زمینه خاص از کسی یا چیزی را …

Read More »

اصطلاح “از پسِ کاری برآمدن” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

اصطلاح این پست ما بر خلاف اصطلاح قبلی، به انجام کاری به صورت موفقیت آمیز مربوط می شود. کاربرد این اصطلاح در واقع به موقعیتی مربوط می شود که کسی کاری را مطابق لنتظاراتی که از او هست انجام دهد. در زبان فارسی از عبارت اصطلاحی عامیانه ی “از پسِ کاری برآمدن” یا “کامیاب شدن” و یا “مطابق انتظار بودن” برای چنین …

Read More »

اصطلاح “Cut corners” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

اصطلاح این پست ما به انجام کاری به صورت سرسری و با عجله مربوط می شود. کاربرد این اصطلاح در واقع به موقعیتی مربوط می شود که کسی به خاطر مشکل مالی و یا زمانی، کاری را به سرعت و بدون دقت کافی و لازم انجام دهد. در زبان فارسی از عبارت اصطلاحی “انجام کاری سرسری” یا “ماست مالی کردن” و …

Read More »

ضرب المثل “اول خویش، سپس درویش” در زبان انگلیسی

تصاویر

Proverb #84 ضرب المثل هشتاد و چهارم: Blood is thicker than water Blood runs thicker than water اول خویش، سپس درویش بنی آدم اعضای یک پیکرند (یکدیگرند) چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است گوشت هم را میخورند ولی استخوان هم را دور نمی اندازند ترجمه تحت الفظی و ظاهری: خون از آب غلیظ‌تر است. ترجمه تحت الفظی …

Read More »

اصطلاح “Cross that bridge when you come to it” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

اصطلاح این پست ما به موقعیتی مربوط می شود که شخص دچار مشکلی شود و بخواهد با آن در بیافتد. کاربرد این اصطلاح در واقع در موقعیتی است که بخواهیم به شخصی بگوییم تا زمانی که واقعا اتفاقی نیفتاده نباید نگران باشد و دلیلی هم برای نگرانی او نیست. در زبان فارسی از عبارت اصطلاحی “چو فردا رسد فکر فردا …

Read More »