خانه -> بایگانی برچسب ها: slang

بایگانی برچسب ها: slang

اصطلاح “‌خود بزرگ بینی” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom #190 اصطلاح ۱۹۰: look down one’s nose at تحقیر کردن کسی که انگار از دماغ فیل افتاده خود بزرگ بینی اصطلاح “خود بزرگ بینی” در زبان فارسی به این معنی است که کسی خود را برتر و بالاتر از دیگران ببینند. در واقع این اصطلاح برای بیان غرور و تکبر استفاده می شود ضرب المثل جالبی هم در این زمینه وجود …

ادامه مطلب »

اصطلاح “‌دور خود چرخیدن” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom #189 اصطلاح ۱۸۹: To run around in circles دور خود چرخیدن / به دور خود چرخیدن کاری از پیش نبردن اصطلاح “دور خود چرخیدن” یا “کاری از پیش نبردن” در زبان فارسی به این معنی است که کسی کار بدون نتیجه ای را انجام دهد. مفهوم دیگر این اصطلاح تلاش بیخودی و بدون نتیجه است که در زبان انگلیسی  …

ادامه مطلب »

ضرب المثل “دل به دریا زدن” در زبان انگلیسی

تصاویر

Proverb #69 ضرب المثل شصت و نهم: دل به دریا زدن A leap in the dark ضرب المثل ” دل به دریا زدن ” در زبان فارسی دارای معانی زیر می باشد: ترس و تردید را کنار گذاشتن و کاری را انجام دادن هرچه بادا باد گفتن برای انجام کاری با شجاعت اقدام کردن به کاری دلیری نمودن در انجام …

ادامه مطلب »

اصطلاح “‌به ته خط رسیدن” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom #188 اصطلاح ۱۸۸: At the end of the rope – At the end of sb rope At the end of your tether به ته خط رسیدن جان به لب آمدن – جان به لب رسیدن کارد به استخوان رسیدن در زبان فارسی به کسی که دچار حداکثر سختی و ناراحتی شده باشد و تحمل چنین شرایطی دیگر برای او …

ادامه مطلب »

اصطلاح “‌راه و چاه را بلد بودن” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom #187 اصطلاح ۱۸۷: Know the ropes راه و چاه را بلد بودن – راه و چاه را شناختن – راه و چاه را دانستن در زبان فارسی به کسی که در زمینه خاصی اطلاعات، مهارت، و یا تجربه دارد اصطلاحا می گویند که او راه و چاه را بلد است، یا فلانی راه و چاه را می شناسد، و یا فلانی …

ادامه مطلب »

اصطلاح “‌طفره رفتن” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom #186 اصطلاح ۱۸۶: Push around the bush Beat (about/around) the bush طفره رفتن واژه طفره و خود اصطلاح طفره رفتن در زبان فارسی معانی زیادی دارد که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: طفره: اهمال، تأخیر، تعلل، سستی، گریز، مسامحه، برجستن، پریدن، جستن، پرش، جست طفره رفتن:کوتاهی کردن و تاخیر در کاری، سردواندن، شاخه خالی کردن، …

ادامه مطلب »

ضرب المثل “میگم نره، میگه بدوش”

تصاویر

Proverb #68 ضرب المثل شصت و هشتم: من میگم نره، اون میگه بدوش!  میگم نره، میگه بدوش! هی میگم نره میگه بدوش! من میگم نره تو میگی بدوش ! Milking a bull!   این ضرب المثل در زبان فارسی که هم خطاب به شخص مخاطب استفاده می شود و هم خطاب به شخص غایب، به این معنی است که کسی …

ادامه مطلب »

اصطلاح “‌برملا کردن راز” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom #185 اصطلاح ۱۸۵: برملا کردن راز – رازی را فاش کردن – افشای راز Spill the beans سرّ و راز در لغت به معنای چیز پنهان و پوشیده، و افشاء به معنی برملا ساختن، آشکار کردن، و بیان آن در میان مردم است. آشکار کردن راز موجب اذیت و اهانت به حق صاحب راز می شود که این آشکار ساختن …

ادامه مطلب »

اصطلاح “‌خالی بستن” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom #184 اصطلاح ۱۸۴: خالی‌ بستن Pull the other one Pull the other one, it’s got bells on it اصطلاح “خالی‌ بستن” در زبان فارسی دارای معانی زیر است: دروغ گفتن سخن نادرست بر زبان آوردن گزافه گفتن لاف زدن چاخان بودن پیشینه تاریخی این اصطلاح به دهها سال پیش یعنی زمان سلطنت رضا شاه بر می گردد. داستان تاریخی …

ادامه مطلب »

اصطلاح “‌دندان روی جگر گذاشتن ” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom #183 اصطلاح ۱۸۳: دندان روی جگر گذاشتن  Bite the bullet اصطلاح “دندان روی جگر گذاشتن” در زبان فارسی دارای معانی زیر است:   تحمل شرایط سخت برای رسیدن به موفقیت صبر در گرفتاری و بلا صبر غیر قابل تحمل انجام کاری ناخوشایند برای رسیدن به هدفی مشخص تحمل سختی ها به منظور تغییر شرایط ناشی از آن اگر بتوانید …

ادامه مطلب »