خانه -> بایگانی برچسب ها: idiom (پەڕە 40)

بایگانی برچسب ها: idiom

Idiom 33

پست آموزشی

I just happened to be there. بر حسب اتفاق منم اونجا بودم. Happen to do something: To do something by chance. اتفاقی کاری را انجام دادن. I happened to meet an old friend in town. . بر حسب اتفاق یکی از دوستامو تو شهرک دیدم Do you happen to have a pen I can borrow? خودکاری داری که به من …

ادامه مطلب »

Idiom 31

پست آموزشی

دوستای عزیز اصطلاح امروز ما مربوط میشه به معادل اصطلاح کاربردی “اصل مطلب” که میشه: Stick to the point. از موضوع خارج نشیم. و به معنی بچسپ به موضوع یا متمرکز شدن بر یک چیز به توضیحات و مثال مربوطه توجه کنید. Stick to sth To limit doing or using one particular thing and not change to anything else. e.g. We’d …

ادامه مطلب »

Body Idioms- eye

پست آموزشی

دوستای گلم در اینجا لیستی از ۶۰ اصطلاح کاربردی در مورد اعضای بدن انسان و بطور خاص چشمو براتون آماده کردم که امیدوارم براتون مفید باشه. راستی اگه مطالب ما براتون مفیده ما رو به دوستاتونم معرفی کنید تا اونام به جمع زبان آموزا اضافه بشن ۱٫ a bird’s eye view چشم انداز از بالا – نگاه کلی    ۲٫ a gleam …

ادامه مطلب »

Idiom 30

پست آموزشی

ی اصطلاح کاربردی به معنی راه یا چاره ای گذاشتن یا نگذاشتن برای کسی: You left me no choice دیگه راهــی بـرام نذاشتی to leave sb a choice Offering sb a way to do sth. e.g. John left no choice for his wife but a divorce.  جان راهی (چاره ای) به جز طلاق برای همسرش نگذاشته بود.

ادامه مطلب »

Idiom 29

پست آموزشی

اصطلاح بیست و نهم: Play it cool! ککت نگزه ! معنی، توضیحات، و مثال مربوط به این اصطلاح کاربردی: Play it cool To behave in a calm, controlled way, often intentionally appearing not to be interested in the thing that you very much want to get. e.g. Play it cool – don’t let them know how much you need the …

ادامه مطلب »

Idiom 28

پست آموزشی

I’d like to stand up for what I believe.  دوست دارم سر حرفم بایستم و از اعتقاداتم دفاع کنم. Stand up for someone or something To defend or to take the side of someone or something. دفاع کردن از آنچه که به نظر درست می آید.  e.g. We will have to stand up for our rights.  از حقوقمون دفاع خواهیم …

ادامه مطلب »

Idiom 25

پست آموزشی

اصطلاح بیست و پنجم Let Sleeping Dogs Lie Allowing inactive problems to remain so. Or not bringing up an old subject or trouble. e.g. Sara: Why you came so late to work? Your boss get angry again? Jenny: Oh please let sleeping dogs lie! معادل این اصطلاح در زبان فارسی: اوضاعو از این بدترش نکن، دوباره قضیه رو پیش نکش

ادامه مطلب »