خانه -> بایگانی برچسب ها: آموزش

بایگانی برچسب ها: آموزش

National Guard

پست ویدیویی

ویدیویی از VOA و توضیح عبارت National Guard با زیرنویس انگلیسی ……………………………… زمان ویدیو: ۰۰:۰۱:۰۱ حجم فایل: کمتر از ۳ مگابایت در صورت دانلود، این فایل ویدیویی در پوشه ای به نام “UCLnet” در تلفن همراه شما ذخیره می شود. لینک دانلود

ادامه مطلب »

Test60

آموزش و آزمون

Test #6 I’ll come straight to the _____ to buy a new car! (a)angle (b)conclusion (c)end (d)point پاسخ صحیح : گزینه d  پاسخ صحیحه؛ “come to the point” اصطلاحیه که معادل فارسیش میشه “به نتیجه ای رسیدن”. معنی دقیق این عبارت در دیکشنری بصورت زیره: Come to the point get to the main issue come to the main essence addressed …

ادامه مطلب »

Idiom21

پست آموزشی

  دوستان ی اصطلاح یا بهتر بگیم ی اسلنگ کاربردی آماده کردم براتون. انشالله که مفید باشه براتون: Get off my back: (Slang) stop criticizing me, stop bothering me Example: Stop annoying me, get off my back, I’m doing my best. دست از سرم بردار. انقد منو اذیت نکن، دست از سرم بردار، من دارم نهایت سعیمو میکنم.

ادامه مطلب »

Test59

آموزش و آزمون

Test #59 To start_____ it’s losing a lot of oil. (a)at (b)for (c)in (d)with پاسخ صحیح : گزینه  dپاسخ صحیحه  از میان گزینه های موجود تنها گزینه ای است که با “start” عبارت معناداری تشکیل میده، و معادل کلمه “first”  می باشد. معنی جمله: هنگام استارت زدن، بنزین زیادی مصرف میکنه.

ادامه مطلب »

Typical-504-3-1

لغت اول از درس ۳ کتاب ۵۰۴   Typical / ‘tɪpɪkl / Usual; of a kind معمولی     The sinister character in the movie wore a typical costume, a dark shirt, loud tie, and tight jacket.   شخصیت پلید فیلم، لباسی معمولی، پیراهنی تیره، کراواتی بلند و یک کت تنگ به تن داشت.   The horse ran its typical race, a slow start …

ادامه مطلب »

Cat Idioms

پست آموزشی

“گربه” در اصطلاحات انگلیسی در این پست، سه اصطلاح با استفاده از کلمه “گربه” خدمت شما عزیزان آموزش داده میشه: ۱- There isn’t enough room to swing a cat: اتاق یا فضای کوچک که نمی شود در آن تکان خورد، “خونه اش اندازه یک قوطی کبریت، غربال یا لونه موشه” ۲- To let the cat out of the bag: لو …

ادامه مطلب »

Confusing Words 4

تصاویر

Accede: /æk’siːd/ to agree or allow Andy Cheaply finally acceded to be the president of the company. Exceed: /ɪk’siːd/ to go beyond, to surpass The amount of alcohol in his blood exceeded the previous record. Accede: راه یافتن، نائل شدن، موافقت کردن   Exceed: متجاوز بودن، بالغ شدن بر 

ادامه مطلب »

لیست عبارات و اصطلاحات گرامری

پست آموزشی

در اینجا لیستی از عبارات و اصطلاحات گرامری زبان انگلیسی که برای زبان آموزان، بخصوص دانشجویان زبان باعث پیچیدگی چند برابر گرامر میشه را براتون آماده کردم. امیدوارم که مفید باشه براتون. Nouns (اسم) Noun  (اسم) Abstract noun (اسم انتزاعی) Collective noun (اسم جمع) Common noun (اسم عام) Concrete noun (اسم ذات) Countable noun (اسم قابل شمارش) Gerund (وجه مصدری) …

ادامه مطلب »