لغت ۱ و ۲ درس ۴۰ کتاب ۵۰۴

لغت ۱ درس ۴۰ کتاب ۵۰۴ Epidemic / ɛpɪˈdɛmɪk / Adjective & Noun An outbreak of a disease that spreads rapidly* so that many people have it at the same time; widespread, very common, affecting many people at once, outbreak, plague, something which spreads quickly (i.e. a disease), pandemic, epizootic, rash, wave, eruption, outbreak, craze; flood, torrent; upsurge, upturn, increase, …

ادامه مطلب »

اصطلاح “‌راه و چاه را بلد بودن” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom #187 اصطلاح ۱۸۷: Know the ropes راه و چاه را بلد بودن – راه و چاه را شناختن – راه و چاه را دانستن در زبان فارسی به کسی که در زمینه خاصی اطلاعات، مهارت، و یا تجربه دارد اصطلاحا می گویند که او راه و چاه را بلد است، یا فلانی راه و چاه را می شناسد، و یا فلانی …

ادامه مطلب »

ناراحت کننده ترین لغات و عبارات در زبان انگلیسی

در زبان انگلیسی برخی از واژه ها و عبارات دارای معنا یا تاثیرات احساسی ناخوشایندی هستند و یا با خود احساسات ناخوشایندی به همراه می آورند که استفاده از آنها می تواند باعث القا و یا انتقال این احساسات به مخاطب شود. در اینجا لیستی از ۱۰ واژه و یا عبارت را به همراه توضیحاتی خدمت شما معرفی می کنیم …

ادامه مطلب »

لغت ۱۱ و ۱۲ درس ۳۹ کتاب ۵۰۴

لغت ۱۱ درس ۳۹ کتاب ۵۰۴ Transparent / tranˈspar(ə)nt,trɑːnˈspar(ə)nt,tranˈspɛːr(ə)nt,trɑːnˈspɛːr(ə)nt / Adjective Easily seen through; clear, allowing light to pass through, see-through, translucent; transpicuous, easily understood, crystal clear, pellucid, limpid, glassy, sheer, filmy, gauzy, diaphanous, obvious, unambiguous, unequivocal, plain, (as) plain as the nose on your face, apparent, unmistakable, manifest, conspicuous, patent, palpable, indisputable, evident, self-evident, undisguised, unconcealed   Window glass …

ادامه مطلب »

سخنان جان اف کندی (John F. Kennedy) با ترجمه فارسی

تصاویر

John F. Kennedy ۳۵th U.S. President John Fitzgerald Kennedy, commonly referred to by his initials JFK, was an American statesman who served as the 35th President of the United States from January 1961 until his assassination in November 1963. Born: May 29, 1917, Brookline, Massachusetts, United States Height: 1.83 m Assassinated: November 22, 1963, Dallas, Texas, United States Spouse: Jacqueline …

ادامه مطلب »

اصطلاح “‌طفره رفتن” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom #186 اصطلاح ۱۸۶: Push around the bush Beat (about/around) the bush طفره رفتن واژه طفره و خود اصطلاح طفره رفتن در زبان فارسی معانی زیادی دارد که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: طفره: اهمال، تأخیر، تعلل، سستی، گریز، مسامحه، برجستن، پریدن، جستن، پرش، جست طفره رفتن:کوتاهی کردن و تاخیر در کاری، سردواندن، شاخه خالی کردن، …

ادامه مطلب »

لغت ۹ و ۱۰ درس ۳۹ کتاب ۵۰۴

لغت ۹ درس ۳۹ کتاب ۵۰۴ Clergy / ˈkləːdʒi / Noun Persons prepared for religious work; clergymen as a group, people who work in religious ministry (rabbis, priests, etc.), clergymen clergywomen, churchmen, churchwomen, clerics, priests, ecclesiastics, men/women of God; ministry, priesthood, holy orders, the church, the cloth   We try never to hinder* the clergy as they perform their sacred* …

ادامه مطلب »

۶ لغت عجیب و تاثیر گذار !

شش لغتی که استفاده از آنها در جمله می تواند باعث درک اشتباهی از معنی جمله شود. در زبان انگلیسی کلمات و واژه های وجود دارند که نقش حمایتی دارند و به نام کلمات حمایتی (Crutch words) خوانده می شوند. نقش این کلمات همچنانکه از اسمشان پیداست این است که گوینده را برای بیان منظور خاصی که قرار است بر …

ادامه مطلب »

ضرب المثل “میگم نره، میگه بدوش”

تصاویر

Proverb #68 ضرب المثل شصت و هشتم: من میگم نره، اون میگه بدوش!  میگم نره، میگه بدوش! هی میگم نره میگه بدوش! من میگم نره تو میگی بدوش ! Milking a bull!   این ضرب المثل در زبان فارسی که هم خطاب به شخص مخاطب استفاده می شود و هم خطاب به شخص غایب، به این معنی است که کسی …

ادامه مطلب »

لغت ۷ و ۸ درس ۳۹ کتاب ۵۰۴

لغت ۷ درس ۳۹ کتاب ۵۰۴ Placard / ˈplakɑːd / Verb & Noun A notice to be posted in a public place; poster, post notices, post announcements; publicize, announce using notices or posters, banner; public notice, announcement displayed in a public place, sign, bill, advertisement   Colorful placards announced an urgent* meeting. Placards were placed throughout the neighborhood by rival* …

ادامه مطلب »