سخنان هنری فورد (Henry Ford) با ترجمه فارسی

تصاویر

Henry Ford American industrialist Henry Ford was an American industrialist, the founder of the Ford Motor Company, and the sponsor of the development of the assembly line technique of mass production. Henry Ford is the seventh-wealthiest figure of the modern period (net worth of $188 –۱۹۹ billion). Born: July 30, 1863, Greenfield Township, Michigan Died: April 7, 1947, Fair Lane, Dearborn, …

ادامه مطلب »

اصطلاح “متواضع بودن” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom #166 اصطلاح ۱۶۶: متواضع بودن Get off your high horse  متواضع بودن یکی از صفات نیک و پسندیده انسان در اجتماع می باشد. اصطلاح “ متواضع بودن ” در زبان فارسی به این معنی است که انسان در هر موقعیت و شرایطی قرار داشته باشد در برابر مردم خوشرو و خوش رفتار و فروتن باشد. در فرهنگ لغات فارسی …

ادامه مطلب »

لغت ۵ و ۶ درس ۳۴ کتاب ۵۰۴

  لغت ۵ درس ۳۴ کتاب ۵۰۴ Radical: / ˈradɪk(ə)l / Adjective & Noun Going to the root; fundamental; extreme; person with extreme opinions, having extreme political views, pertaining to a root; advocating complete reform The tendency* to be vicious* and cruel is a radical fault. We observe that the interest in radical views is beginning to subside.* Because Richard …

ادامه مطلب »

داستان کفشدوزک، زنبور عسل و پروانه – Ladybird, Butterfly And Bee

Ladybird, Butterfly And Bee Once upon the time there was a wonderful ladybird living in a fabulous meadow, which was all green and rich with flagrant flowers. It loved to enter the flowers to smell their flagrance and to talk to them. It did not have many friends because the ladybirds were very few in that meadow. However, the bees …

ادامه مطلب »

ضرب المثل “نخود هر آشی بودن” در زبان انگلیسی

تصاویر

Proverb #60 ضرب المثل شستم: نخود هر آشی بودن! have a finger in every pie برای ضرب المثل ” نخود هر آشی بودن ” در زبان فارسی معانی زیر ذکر شده است: کسیدر هر موضوعی که ممکن است ارتباطی هم با او نداشته باشد دخالت کند. کسی در چیزی که تخصص ندارد اظهار نظر کند. کسی خود را قاطی چیزی …

ادامه مطلب »

لغت ۳ و ۴ درس ۳۴ کتاب ۵۰۴

لغت ۳ درس ۳۴ کتاب ۵۰۴ Adolescent: / adəˈlɛs (ə) nt / Adjective & Noun Growing up to manhood or womanhood; youthful; a person. From about 13 to 22 years of age, of puberty, pertaining to the age between childhood and adulthood, young person, immature, childish In his adolescent years, the candidate* claimed, he had undergone many hardships.* There is …

ادامه مطلب »

اصطلاح “کلاغه به من گفت” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom #165 اصطلاح ۱۶۵: A little birdie told me کلاغه خبر آورد کلاغه به من گفت در زبان فارسی عبارت اصطلاحی “کلاغه خبر آورد” و یا “کلاغه به من گفت” به معنی خبرچینی کسی از کس دیگر و یا موضوع خاصی است. به عبارت دیگر وقتی کسی توسط خبرچین، جاسوس و یا به هر دلیلی از موضوعی خبردار شود و …

ادامه مطلب »

اشتباهات رایج ۱۶ Common Mistakes

معادل عبارت “متفاوت بودن از چیزی” در زبان انگلیسی را به صورت Different from نشان می دهیم و نه به صورت: Different than بنابراین: متفاوت بودن از … :  ✓ Different from Different than مثال: My book is different than yours. My book is different from yours. کتاب من متفاوت از کتاب تو است. ………………………………………………………………………………………………   معادل عبارت “نا امید …

ادامه مطلب »

لغت ۱ و ۲ درس ۳۴ کتاب ۵۰۴

لغت ۱ درس ۳۴ کتاب ۵۰۴ Candidate: / ˈkandɪdeɪt, ˈkandɪdət/ Noun Person who is proposed for some office or honor, applicant, nominee; politician who is running for public office; examinee; patient who appears to be suitable for a specific treatment; person who in all probability will be affected by a specific disease We can have a maximum* of four candidates …

ادامه مطلب »

اصطلاح “عاشق مهمونی” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom #164 اصطلاح ۱۶۴: احتمالا شما هم افرادی را در اطراف خود می شناسید که خیلی اجتماعی هستند، در خیلی از فعالیت های اجتماعی شرکت می کنند، و یا عاشق پارتی و مهمانی رفتن هستند. در زبان فارسی به چنین افرادی که علاقه زیادی به مهمانی رفتن و شرکت در مراسمات خاص دارند اصطلاحا می گویند فلانی عاشق مهمانی است. …

ادامه مطلب »