خانه -> لغات و اصطلاحات (صفحه 86)

لغات و اصطلاحات

Descend-504-4-8

لغت هشتم از درس ۴ کتاب ۵۰۴ Descend / dɪ’send / Go or come down from a higher place to lower level پائین رفتن یا پائین آمدن از مکانی بالاتر به سطحی پائین تر   If we let the air out of balloon, it will have to descend. اگر هوای یک بالن را خالی کنیم، بناچار پائین می آید.   …

ادامه نوشته »

Confusing Words 19

تصاویر

Alternately: (adv) taking turns, interchangeably We paddled alternately so neither of us would get too tired. Alternatively: (adv) as an option, as an alternative, instead Instead of going by train, we could have gone alternatively by car. Alternately:    متناوبا  Alternatively: در عوض…، به جای…    

ادامه نوشته »

Test 73

آموزش و آزمون

You should have ……. those shares when they were cheap. (a) taken out (b) sold off (c) bought up (d) taken over پاسخ صحیح : پاسخ صحیح گزینه C می باشد، “buy up” به معنی خرید شرکت، و یا خرید کل سهام یک شرکت می باشد. در اینجا به دلیل زمان جمله، از شکل حال کامل فعل استفاده شده که …

ادامه نوشته »

Idiom 35

پست آموزشی

دوستای عزیزم اصطلاح امروز ما که خیلی کاربردیه به خصوص برا خانما، معادل اصطلاح ” جلب توجه کردن”ـه: جــــلب تــــــــــــــوجـــــــــــــــــــــــــــه کــــــــــــــــــردن To get/capture/attract some attention To capture someone’s attention To make someone interested in or excited about sb or sth. : مثال Her story captured the attention of the world’s media.   داستان او نظر تمام رسانه ها را به …

ادامه نوشته »

Theory-504-4-7

لغت هفتم از درس ۴ کتاب ۵۰۴ Theory / ‘θɪːrɪ – ‘θɪərɪ/ explanation based on thought, observation, or reasoning. توضیح بر اساس اندیشه، مشاهده یا استدلال، نظریه، فرضیه   Einstein’s theory is really too difficult for the average person to understand. براستی درک نظریه ی انیشتین برای افراد عادی بسیار دشوار است.   My uncle has a theory about the …

ادامه نوشته »

Idiom 34

پست آموزشی

دوستای عزیز اصطلاح امروز ما مربوط میشه به معادل اصطلاح کاربردی “رگ خواب کسی را بدست آوردن” که میشه: Have a way with somebody or something مثلا You have a way with him. رگ خوابش را بدست آوردی. توضیح این اصطلاح در دیکشنری: Have a way with To be able to deal with someone or something well مثال He really has a …

ادامه نوشته »

Confusing Words 18

تصاویر

Already: (adv) /ɔːl’redɪ/ previously, before a certain time John had already finished the whole pie by the time his guests arrived. All ready: /ɔːl ‘redɪ/ everyone or everything is completely prepared. The children were all ready to go to park. Already:  قبلا        All ready:    آماده بودن همه

ادامه نوشته »

Humid-504-4-6

لغت ششم از درس ۴ کتاب ۵۰۴ Humid / ‘hjuːmɪd / Moist; damp مرطوب، نمناک It was so humid in our classroom that we wished the school would buy an air conditioner. هوای کلاسمان آنقدر مرطوب بود که آرزو کردیم مدرسه یک دستگاه تهویه بخرد. New Yorkers usually complain in the summer of the humid air. نیویورکی ها معمولا در تابستان …

ادامه نوشته »

Idiom 33

پست آموزشی

I just happened to be there. بر حسب اتفاق منم اونجا بودم. Happen to do something: To do something by chance. اتفاقی کاری را انجام دادن. I happened to meet an old friend in town. . بر حسب اتفاق یکی از دوستامو تو شهرک دیدم Do you happen to have a pen I can borrow? خودکاری داری که به من …

ادامه نوشته »

Utilize -504-4-5

لغت پنجم از درس ۴ کتاب ۵۰۴ Utilize / ˈjuː.tɪ.laɪz / Make use of استفاده کردن از No one seems willing to utilize this vacant house. به نظر می رسد هیچ کس خواهان استفاده از این خانه ی خالی نمی باشد. The gardener was eager to utilize different flowers and blend them in order to beautify the borders. باغبان مشتاق …

ادامه نوشته »