خانه -> لغات و اصطلاحات (پەڕە 78)

لغات و اصطلاحات

Body Idioms – Ear

پست آموزشی

عزیزان زبان آموز در اینجا لیستی از اصطلاحات کاربردی مربوط به گوشو براتون آماده کردم. امیدوارم کهبراتون مفید باشه. اگه مطالب براتون مفیده به دوستان خودتونم بگید. و اگه برا بهتر شدن مطالب پیشنهاد و یا انتقادی دارید اونو به ما منتقل کنید لطفا. ۱- bend sb’s ear                         …

ادامه مطلب »

Confusing Words 21

تصاویر

Ambiguous /æm’bɪgjʊəs/ (Adj) having more than one meaning, unclear The ending of the short story is ambiguous; we don’t know why he died. Ambivalent: /am’bɪv(ə)l(ə)nt/ (Adj) uncertain, unsure, doubtful He was ambivalent as to which candidate to vote for. Ambiguous:    دوپهلو ، مبهم  Ambivalent:  دمدمى  

ادامه مطلب »

Enormous-504-4-10

لغت دهم از درس ۴ کتاب ۵۰۴ Enormous / ɪˈnɔː.məs / Extremely large; huge بی نهایت بزرگ، عظیم The enormous crab moved across the ocean floor in search of food. خرچنگ عظیم الجثه ای در جستجوی غذا، در کف اقیانوس از این سو به آن سو حرکت می کرد.   Public hangings once drew enormous crowds. اعدام های عمومی زمانی اجتماعات عظیمی را به …

ادامه مطلب »

Test 75

آموزش و آزمون

After all these years she has decided to take early____ (a) leave (b) finishing (c) departure (d) retirement پاسخ صحیح : پاسخ صحیح گزینه d است؛ “early retirement” عبارتی است به معنی “بازنشستگی پیش از موعد” که از نظر معنی تنها گزینه صحیح می باشد. معنی جمله: او پس از این همه سال کار کردن، تصمیم به بازنشستگی پیش از …

ادامه مطلب »

Idiom 37

پست آموزشی

دوستای عزیزم با ی اصطلاح خیلی کاربردی دیگه در خدمت شما هستیم، از این اصطلاح برای معذرت خواهی کردن در مکالمات روزمره استفاده می کنیم. مثلا می خوایم بگیم معذرت میخوام که مزاحمتون شدم. که معادل این اصطلاحو به روش های زیر میشه بیان کرد. Sorry for the inconvenience . Sorry to be a bother. Sorry to be a pest. …

ادامه مطلب »

Circulate-504-4-9

لغت نهم از درس ۴ کتاب ۵۰۴ Circulate / ‘sɜːkjʊleɪt / Go around; go from place to place or person to person. پخش شدن، از مکانی به مکانب یا از شخصی به شخصی رفتن   A fan may circulate the air in summer, but it doesn’t cool it. پنکه در تابستان می تواند هوا را پخش کند اما آن را …

ادامه مطلب »

Confusing Words 20

تصاویر

Altar: /’ɔ:ltə, ‘ɒl-/ (noun) a table used in religious ceremonies The priest conducted the ceremony at the altar.”   Alter: /’ɔ:ltə, ‘ɒl-/ (verb) change, modify Don’t alter a thing; leave everything as it is. Altar: محراب، میز مراسم مذهبی کلیسا  Alter: تغییردادن، اصلاح کردن    

ادامه مطلب »

Test 74

آموزش و آزمون

Have you ever tried your ____ at running a business? (a) arm (b) finger (c) hand (d) leg پاسخ صحیح : پاسخ صحیح گزینه C می باشد؛ زیرا عبارت ” try your hand at sth”  اصطلاحی است که به معنی “شروع کاری برای اولین بار” استفاده می شود.   معنی جمله: آیا تا حالا سعی کردی که یک کسب و …

ادامه مطلب »

Idiom 36

پست آموزشی

دوستای عزیزم امروز با ی اصطلاح کاربردی دیگه در خدمت شما هستیم، اصطلاح امروزمون معادل اصطلاح ” مغشوش و مشغول بودن ذهن”ـه یا موقعی که بخوایم بگیم بخاطر نگرانی هایی، ذهنمون درگیره از این اصطلاح استفاده می کنیم. Sorry, I have a lot on my mind. خیلی افکارم مغشوش است. Have a lot on one’s mind To have many things …

ادامه مطلب »

Descend-504-4-8

لغت هشتم از درس ۴ کتاب ۵۰۴ Descend / dɪ’send / Go or come down from a higher place to lower level پائین رفتن یا پائین آمدن از مکانی بالاتر به سطحی پائین تر   If we let the air out of balloon, it will have to descend. اگر هوای یک بالن را خالی کنیم، بناچار پائین می آید.   …

ادامه مطلب »