خانه -> لغات و اصطلاحات (پەڕە 76)

لغات و اصطلاحات

Corpse-504-2-1

لغت اول از درس ۲ کتاب ۵۰۴ Corpse / kɔːps / A dead body, usually of a person جسد، معمولاً موبوط به شخص   When given all the data on the corpse, Columbo was able to solve the murder. زمانی که تمام اطلاعات مربوط به جسد به «کلومبو» داده شد، توانست جنایت را کشف کند.   The corpse was laid to rest in …

ادامه مطلب »

Friends

پست آموزشی

امروز ی اصطلاح توپ دارم برا همه دوستای گلم که خوراکه رفیق بازاس و تو عالم دوستی و رفاقت بدردتون میخوره. ما تو زبان انگلیسی ی اصطلاح داریم که به معنی “دوست جون جونی” ـه که میشه “buddy buddy” اینو داشته باشین تا چن تا مثال شیک براتون بیارم بعدش بریم سراغ اونای دیگه. مثلا میگیم: He is my buddy …

ادامه مطلب »

Test50

آموزش و آزمون

Oh yes. Are you ______ away? (a)distant (b)long (c)far (d)quite پاسخ صحیح : گزینه C پاسخ صحیحه، زیرا فقط گزینه C میتونه با عبارت away که به معنی “دور” ـه ترکیب بشه و معنی بده. عبارت far away معنی “فاصله دور” میده معنی جمله:  آیا تو فاصله ت از اینجا دوره؟

ادامه مطلب »

Qualify-504-1-12

لغت دوازدهم از درس ۱ کتاب ۵۰۴   Qualify / ‘kwɑlɪfaɪ / Become fit; show that you are able صلاحیت داشتن، واجد شرایط بودن   I am trying to qualify for the job that is now vacant.   سعی می کنم برای شغلی که در حال حاضر بلاتصدی است، واجد شرایط بشوم.   Since Pauline can’t carry a tune, she is sure …

ادامه مطلب »

Idioms 17

پست آموزشی

در اینجا ۷ اصطلاح کاربردی تقدیمتون میکنیم که امیدوارم مفید باشه براتون: Excuse me back. ببخشید پشتم به شماست.   Upon my word. به شرافتم سوگند.   Let me gather my breath. بگذارید نفسم جا بیاید.   It does not answer my purpose. بدرد من نمی خورد.   It is not concern of mine. به من مربوط نیست. Don’t judge …

ادامه مطلب »

Bachelor-504-1-11

لغت یازدهم از درس ۱ کتاب ۵۰۴ Bachelor / ‘bætʃələ / A man who has not married مردی که ازدواج نکرده است، مجرد   My brother took an oath to remain a bachelor. برادرم قسم خورد که مجرد باقی بماند.   In the movie the married man was mistaken for a bachelor. در فیلم، مرد متأهل با فردی مجرد اشتباه گرفته شد. …

ادامه مطلب »

Unaccustomed-504-1-10

لغت دهم از درس ۱ کتاب ۵۰۴ Unaccustomed /ˌʌn.əˈkʌs.təmd/  not used to something به چیزی عادت نداشتن، نا مأنوس   Coming from Alaska, Claude was unaccustomed to Florida’s heat. چون «کلود» اهل آلاسکا بود، به گرمای فلوریدا عادت نداشت. The king was unaccustomed to having people disobey him. پادشاه به داشتن مردمی که از او سرپیچی کنند، عادت نداشت. Unaccustomed as he was to …

ادامه مطلب »

Stating disagreement

پست آموزشی

Stating categorical disagreement; اظهار مخالفت قطعی؛ (!)That’s not true. صحیح نیست (!)That’s not right. درست نیست (!)You’ve got that wrong. اشتباه متوجه شدی (!)You’ve got it all wrong. کلا اشتباه برداشت کردی (!)You missed the boat. فرصت رو از دست دادی (!)Wrong on both counts. .هر جور حساب کنی اشتباهه (!)You’re wrong. .اشتباه می کنی (!)You’re dead wrong. کاملا اشتباه …

ادامه مطلب »

Test49

آموزش و آزمون

Just look at the size of those huge ______at the checkouts. (a)  tails             (b) lines             (c) queues             (d) rows پاسخ صحیح : Queue به معنی صف، صف انسانی برای اتوبوس و غیره، و یا در صف ایستادنه. بنابراین گزینه C پاسخ صحیحه. اما گزینه های دیگه: درگزینه اول tails یعنی ته، دم، دنباله، در گزینه دوم lines یعنی خط، سطر، ردیف، …

ادامه مطلب »

Data-504-1-9

لغت نهم از درس ۱ کتاب ۵۰۴ Data /’deɪtə/ Facts; information حقایق، اطلاعات، داده   The data about the bank rubbery were given to the F.B.I.   حقایق مربوط به سرقت از بانک به اف. بی. آی داده شد.   After studying the data, we were able to finish our report.   پس از بررسی اطلاعات، توانستیم گزارشمان را تمام کنیم.   Unless …

ادامه مطلب »