خانه -> لغات و اصطلاحات (پەڕە 70)

لغات و اصطلاحات

Idiom 35

پست آموزشی

دوستای عزیزم اصطلاح امروز ما که خیلی کاربردیه به خصوص برا خانما، معادل اصطلاح ” جلب توجه کردن”ـه: جــــلب تــــــــــــــوجـــــــــــــــــــــــــــه کــــــــــــــــــردن To get/capture/attract some attention To capture someone’s attention To make someone interested in or excited about sb or sth. : مثال Her story captured the attention of the world’s media.   داستان او نظر تمام رسانه ها را به …

ادامه مطلب »

Theory-504-4-7

لغت هفتم از درس ۴ کتاب ۵۰۴ Theory / ‘θɪːrɪ – ‘θɪərɪ/ explanation based on thought, observation, or reasoning. توضیح بر اساس اندیشه، مشاهده یا استدلال، نظریه، فرضیه   Einstein’s theory is really too difficult for the average person to understand. براستی درک نظریه ی انیشتین برای افراد عادی بسیار دشوار است.   My uncle has a theory about the …

ادامه مطلب »

Idiom 34

پست آموزشی

دوستای عزیز اصطلاح امروز ما مربوط میشه به معادل اصطلاح کاربردی “رگ خواب کسی را بدست آوردن” که میشه: Have a way with somebody or something مثلا You have a way with him. رگ خوابش را بدست آوردی. توضیح این اصطلاح در دیکشنری: Have a way with To be able to deal with someone or something well مثال He really has a …

ادامه مطلب »

Confusing Words 18

تصاویر

Already: (adv) /ɔːl’redɪ/ previously, before a certain time John had already finished the whole pie by the time his guests arrived. All ready: /ɔːl ‘redɪ/ everyone or everything is completely prepared. The children were all ready to go to park. Already:  قبلا        All ready:    آماده بودن همه

ادامه مطلب »

Humid-504-4-6

لغت ششم از درس ۴ کتاب ۵۰۴ Humid / ‘hjuːmɪd / Moist; damp مرطوب، نمناک It was so humid in our classroom that we wished the school would buy an air conditioner. هوای کلاسمان آنقدر مرطوب بود که آرزو کردیم مدرسه یک دستگاه تهویه بخرد. New Yorkers usually complain in the summer of the humid air. نیویورکی ها معمولا در تابستان …

ادامه مطلب »

Idiom 33

پست آموزشی

I just happened to be there. بر حسب اتفاق منم اونجا بودم. Happen to do something: To do something by chance. اتفاقی کاری را انجام دادن. I happened to meet an old friend in town. . بر حسب اتفاق یکی از دوستامو تو شهرک دیدم Do you happen to have a pen I can borrow? خودکاری داری که به من …

ادامه مطلب »

Utilize -504-4-5

لغت پنجم از درس ۴ کتاب ۵۰۴ Utilize / ˈjuː.tɪ.laɪz / Make use of استفاده کردن از No one seems willing to utilize this vacant house. به نظر می رسد هیچ کس خواهان استفاده از این خانه ی خالی نمی باشد. The gardener was eager to utilize different flowers and blend them in order to beautify the borders. باغبان مشتاق …

ادامه مطلب »

Test 71

آموزش و آزمون

The reason there are no buses is because the drivers are on……. (a)hit (b)stop (c)strike (d)leave پاسخ صحیح : پاسخ صحیح گزینه c است، عبارت “to be on strike ” به معنی اعتصاب کردن است. معنی جمله: دلیل اینکه نشانی از اتوبوس ها پیدا نیست این است که راننده اتوبوس ها اعتصاب کردند.

ادامه مطلب »

Dense-504-4-4

لغت چهارم از درس ۴ کتاب ۵۰۴   Dense / dens / Closely packed together; thick متراکم، غلیظ The dense leaves on the trees let in a minimum of sunlight. برگ های ضخیم درختان حداقل نور خورشید را از خود عبور می دهند.   We couldn’t row because of the dense weeds in the lake. به خاطر انبوه علف های …

ادامه مطلب »