خانه -> لغات و اصطلاحات (پەڕە 2)

لغات و اصطلاحات

اصطلاح “با دم خود گردو شکستن” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom #168 اصطلاح ۱۶۸: با دم خودگردو شکستن (To be) like a dog with two tails برای روشن شدن بیشتر مفهوم این اصطلاح در زبان انگلیسی، معنی و توضیحات بکار رفته برای آن را از چند فرهنگ لغت (دیکشنری) معتبر به همراه چند مثال مرتبط بررسی می کنیم: (To be) like a dog with two tails:  (To be) like a …

ادامه مطلب »

ضرب المثل “یک تیر و دو نشان” در زبان انگلیسی

تصاویر

Proverb #61 ضرب المثل شست و یکم: با یک تیر دو نشان زدن – یک تیر و دو نشان Kill two birds with one stone ضرب المثل”با یک تیر دو نشان زدن” یا “یک تیر و دو نشان” به این معنی است که شخصی با حداقل امکانات موجود به حداکثر نتیجه ممکن برسد. این ضرب المثل کاربردی در مورد افرادی استفاده …

ادامه مطلب »

لغت ۱۱ و ۱۲ درس ۳۴ کتاب ۵۰۴

لغت ۱۱ درس ۳۴ کتاب ۵۰۴ Sensitive: / ˈsɛnsɪtɪv / Noun & Adjective Receiving impressions readily; easily affected or influenced; easily hurt or offended, able to perceive sensation, having the capacity for feeling; susceptible to external influences or agents; responsive, reactive; delicate, requiring special care or treatment, touchy; responding acutely to emotional stimuli, temperamental The eye is sensitive to light. …

ادامه مطلب »

داستان گورخر و اسب ها – The Zebra and the Horses

The Zebra and the Horses Once upon the time there was a zebra which lived with its family in the savannah and was very happy. One day the zebra played on a big, green meadow with other young zebras. While they were playing, a white horse came along, and told the zebra: ”Why do you have these ugly black stripes? …

ادامه مطلب »

اشتباهات رایج ۱۷ Common Mistakes

معادل عبارت “تقسیم کردن به چند بخش” در زبان انگلیسی را به صورت Divide into نشان می دهیم و نه به صورت: Divide in بنابراین: تقسیم کردن به چند بخش … :   Divide in ✓   Divide into مثال: I divided the cake in four parts. ✓   I divided the cake into four parts.. من کیک را به چهار بخش تقسیم …

ادامه مطلب »

لغت ۹ و ۱۰ درس ۳۴ کتاب ۵۰۴

لغت ۹ درس ۳۴ کتاب ۵۰۴ Untidy: / ʌnˈtʌɪdi / Adjective Not neat; not in order, disorderly, messy, slovenly, make a mess, make dirty, disarrange, cause disorder The bachelor’s* quarters* were most untidy. We must start a cleanup campaign to keep the campus* from being so untidy. Finding the house in such an untidy condition baffled* us.   (صفت) درهم …

ادامه مطلب »

اصطلاح “آدم کله گنده” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom #167 اصطلاح ۱۶۷: آدم کله گنده Fat cat Big Shot در زبان فارسی معانی مختلفی برای اصطلاح “کله گنده” دیده می شود. برای نمونه کله گنده به شخصی گفته می شود که : دارای نفوذ سیاسی، اجتماعی، و … باشد پولدار و ثروتمند باشد دارای مقام و شان سیاسی و اجتماعی و … باشد دارای اعتبار اجتماعی و یا …

ادامه مطلب »

آهنگ Cheap Thrills از Sia feat. Sean Paul

پست ویدیویی

در ادامه آهنگ های مشهور انگلیسی، در این پست آهنگ Cheap Thrills (به معنی هیجانات ارزان) از Sia که به همراه Sean Paul اجرا کرده را تقدیم شما می کنیم.این آهنگ در سال ۲۰۱۶ منتشر شده، ویدیوی مربوط به کلیپ اصلی این آهنگ در یوتیوب تا این تاریخ بیش از ۹۸۰ میلیون بازدید داشته است.   خانم Sia خواننده و ترانه سرای استرالیایی، …

ادامه مطلب »

لغت ۷ و ۸ درس ۳۴ کتاب ۵۰۴

  لغت ۷ درس ۳۴ کتاب ۵۰۴ Skim: / skɪm / Verb & Noun Remove from the top; move lightly (over); glide along; read hastily or carelessly, remove matter floating on the surface of a liquid; glide on or just above a surface; glance through quickly; cause an object to skip across the surface of a liquid This soup will …

ادامه مطلب »

سخنان هنری فورد (Henry Ford) با ترجمه فارسی

تصاویر

Henry Ford American industrialist Henry Ford was an American industrialist, the founder of the Ford Motor Company, and the sponsor of the development of the assembly line technique of mass production. Henry Ford is the seventh-wealthiest figure of the modern period (net worth of $188 –۱۹۹ billion). Born: July 30, 1863, Greenfield Township, Michigan Died: April 7, 1947, Fair Lane, Dearborn, …

ادامه مطلب »