خانه -> لغات و اصطلاحات (پەڕە 10)

لغات و اصطلاحات

لغت ۷ و ۸ درس ۲۹ کتاب ۵۰۴

لغت ۷ درس ۲۹ کتاب ۵۰۴ Comprehend / kɒmprɪˈhɛnd / Verb Understand, contain, grasp, take in, see, apprehend, follow, make sense of, fathom, get to the bottom of; unravel, decipher, interpret If you can use a word correctly, there is a good chance that you comprehend it. You need not be a pauper* to comprehend fully what hunger is. My …

ادامه مطلب »

ضرب المثل “شاهنامه آخرش خوشه” در زبان انگلیسی

تصاویر

Proverb #53 ضرب المثل پنجاه و سوم: All’s Well That Ends Well شاهنامه آخرش خوش است ضرب المثل «شاهنامه آخرش خوشه» یا «شاهنامه آخرش خوش است» از معروف‌ترین ضرب‌المثل‌های فارسی است که بیشتر به معنی آخر و عاقبت به خیری امری مورد استفاده قرار می گیرد. قبل از بیان معادل این ضرب المثل در زبان انگلیسی به بیان نکات مهم …

ادامه مطلب »

لغت ۵ و ۶ درس ۲۹ کتاب ۵۰۴

لغت ۵ درس ۲۹ کتاب ۵۰۴ Subside / səbˈsʌɪd/ Verb Sink to a lower level; grow less, sink lower, descend, decline; settle to the bottom; abate, dwindle, lessen, decrease After the excessive* rains stopped, the flood waters subsided. The waves subsided when the winds ceased* to blow. Danny’s anger subsided when the culprit* apologized.*   (فعل) به سطح پائین تری …

ادامه مطلب »

اصطلاح “اعصاب خرد کردن” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom # ۱۵۰ اصطلاح ۱۵۰: اعصاب خرد کردن Tax the patience در زبان فارسی هر چیزی و یا هر کاری که باعث عصبی شدن و یا عصبانی شدن کسی شود به “اعصاب خورد کنی” تعبیر می شود. مثلا کسی کاری را انجام می دهد که باعث ناراحتی و عصبانی شدن شما می شود که این موضوع را به صورت “اعصاب خوردی” …

ادامه مطلب »

لغت ۳ و ۴ درس ۲۹ کتاب ۵۰۴

لغت ۳ درس ۲۹ کتاب ۵۰۴ Daze / deɪz / Verb & Noun Confuse, dumbfound, bewilder; stun, shock The severity* of the blow dazed the fighter and led to his defeat. When he ventured* out of the house at night, the child was dazed by the noise and the lights. Dazed by the flashlight, Maria blundered* down the steps.   …

ادامه مطلب »

لغت ۱ و ۲ درس ۲۹ کتاب ۵۰۴

لغت ۱ درس ۲۹ کتاب ۵۰۴ Toil / tɔɪl / Verb & Noun Hard work; to work hard; move with difficulty, work, labor The feeble* old man toiled up the hill. After years of toil, scientists disclosed* that they had made progress in controlling the dreaded* disease. Despite* all his toil, Fred never succeeded in reaching his goal.   (فعل …

ادامه مطلب »

اصطلاح “تا آنجا که چشم کار می کند” در زبان انگلیسی

پست آموزشی

Idiom # ۱۴۹ اصطلاح ۱۴۹: As far as the eye can reach. تا آنجا که چشم کار می کند. در زبان فارسی برای بیان گستردگی و فراوانی چیزی در جایی از اصطلاح “تا آنجا که چشم کار می کند” استفاده می شود مثلا در ساحل دریا می ایستیم و می گوییم اینجا را تا آنجا که چشم کار می کند آب …

ادامه مطلب »

لغت ۱۱ و ۱۲ درس ۲۸ کتاب ۵۰۴

لغت ۱۱ درس ۲۸ کتاب ۵۰۴ Bait / beɪt / Verb & Noun anything especially food used to attract fish or other animals so that they may be caught; anything used to tempt or attract a person to begin something he or she does not wish to do; to put bait on (a hook) or in (a trap); torment by …

ادامه مطلب »

ضرب المثل “نمک خوردن و نمکدان شکستن” در زبان انگلیسی

تصاویر

Proverb #52 ضرب المثل پنجاه و دوم: Don’t bite the hand that feeds you نمک خوردی نمکدان مشکن ضرب المثل “نمک خوردی نمکدان مشکن” و یا “نمک خوردن و نمکدان شکستن”  در زبان فارسی به معنی “بی چشم و رویی”، “ناسپاسی” ، “نمک نشناسی” ، “خیانت کردن” و یا “قدرناشناسی”  است. به عبارت دیگر این ضرب المثل در زبان فارسی در …

ادامه مطلب »

لغت ۹ و ۱۰ درس ۲۸ کتاب ۵۰۴

لغت ۹ درس ۲۸ کتاب ۵۰۴ Culprit / ˈkʌlprɪt / Noun Offender; person guilty of a fault or crime, one accused, guilty party Who is the culprit who has eaten all the strawberries? The police caught the culprit with the stolen articles in his car. In the Sherlock Holmes story, the culprit turned out to be a snake.   (اسم) …

ادامه مطلب »