خانه -> ضرب المثل -> اصطلاح “back to the drawing board” در زبان انگلیسی

اصطلاح “back to the drawing board” در زبان انگلیسی

دیدید زمانی که کلی روی یک کار یا پروژه وقت می گذارید و با کلی شور و شوق آن را شروع می کنید و بعد از آنهمه وقتی که روی آن گذاشتید ممکن است کار آنطور که شما می خواستید در نیامده و یا رئیس و کارفرمای شما از آن راضی نبوده و شما مجبور بودید دوباره کار را از اول شروع کنید و به اصطلاح “برگردید به خانه ی اول

اصطلاح این پست ما دقیقا به همین موضوع مربوط می شود که همان اصطلاح “از اول شروع کردن” و یا “برگشتن به خانه ی اول” می باشد و معادل آن در زبان انگلیسی اصطلاح “back to the drawing board” و یا “go back to the drawing board” می باشد. با ذکر یک مثال مکالمه ای به توضیح این اصطلاح مهم و کاربردی می پردازیم:  

The company’s secretary: She refused our offer sir, so I’m afraid we have to go back to the drawing board.

The company’s CEO: We will offer another proposition to win this project.

منشی شرکت: او پیشنهاد ما را رد کرد، بنابراین من از آن می ترسم که دوباره مجبور بشیم برگردیم سر خانه ی اول.

مدیر عامل شرکت: ما پیشنهاد دیگری را برای برنده شدن در این پروژه ارائه خواهیم داد.

همانطور که از مثال بالا مشاهده می کنید پذیرفته نشدن پیشنهاد شرکت به نوعی از طرف منشی شرکت به عنوان “برگشتن سر خانه ی اول” تلقی شده است که این اصطلاح با استفاده از عبارت “go back to the drawing board” بیان شده است که در این مثال مدیر عامل شرکت ارائه پیشنهاد جدید برای برنده شدن پروژه مورد نظر شرکت را راه حل این مشکل می داند. بنابراین:

Idiom #222

اصطلاح ۲۲۲:

Go back to the drawing board

Back to the drawing board:

برگشتن سر خانه ی اول 

برگشتن به خانه ی اول

از اول شروع کردن

شروع دوباره

برگشتن سر خانه ی اول – Go back to the drawing board – اصطلاحات زبان انگلیسی – English Idioms
برگشتن سر خانه ی اول – Go back to the drawing board – اصطلاحات زبان انگلیسی – English Idioms

اصطلاح “back to the drawing board” که در زبان انگلیسی به صورت “back to square one” نیز مورد استفاده قرار می گیرد، از زمان جنگ جهانی دوم و به احتمال زیاد از عنوان یک کاریکاتور در مجله نیویورکر به وجود آمده است. این کاریکاتور عکس مردی را که مجموعه ای از نقشه ها را در دست داشت و در حال تماشای انفجار یک هواپیما بود را به تصویر می کشید. یا ایده ی دیگر که می توان گقت این اصطلاح از آن به وجود آمده است یک بازی تخته ای یا بازی خیابانی (مانند بازی مار و پله) بود که در آن با پرتاب یک تاس شخص بازی کننده را به اول بازی (خانه ی اول) بر می گرداند. این اصطلاح در دهه ۱۹۳۰ توسط یک گوینده ی برنامه های ورزشی در بریتانیا بسیار رایج شد و از آن زمان تاکنون جزو اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی به شمار می آید.

برای درک بهتر معنا و مفهوم این اصطلاح در زبان انگلیسی به توضیحات چند دیکشنری معتبر در مورد آن، و سپس به چندین مثال مرتبط توجه کنید:

Go back to the drawing board 

Back to the drawing board 

back to (or at) square one

When an attempt fails, and it’s time to start all over

هنگامی که یک تلاش ناکام می شود، و وقت آن است که همه چیز دوباره شروع شود

Oxford:

Used to indicate that an idea, scheme, or proposal has been unsuccessful and that a new one must be devised.

این عبارت برای این منظور مورد استفاده قرار می گیرد تا اینکه نشان دهیم یک ایده، طرح یا پیشنهاد ناموفق بوده است و باید یک طرح جدید ایجاد شود.

​Cambridge:

back to the beginning of a process to start it again, because it is not working.

to start planning something again because the first plan failed

برگشت دوباره به ابتدای فرایند برای شروعی دیگر زیرا فرایند ابتدایی دیگر جواب نمی دهد (به کار نمی آید).

دوباره شروع به برنامه ریزی کردن زیرا برنامه اول با شکست مواجه شده است.

Merriam – Webster:

to start over

شروع دوباره

برگشتن به خانه ی اول – Go back to the drawing board – اصطلاحات زبان انگلیسی – English Idioms
برگشتن به خانه ی اول – Go back to the drawing board – اصطلاحات زبان انگلیسی – English Idioms

برای درک بیشتر این اصطلاح به چند مثال توجه کنید:

The government needs to go back to the drawing board on the immigration and employment issues. The old policies won’t work anymore

باید دولت دارد دوباره از اول به مسائل مربوط به مهاجرت و اشتغال بپردازد. سیاست های قدیمی دیگر کار نمی کنند.

The company went back to the drawing board to make better products and selling them in the market.

این شرکت برای تولید محصولات بهتر و فروش آنها در بازار، به خانه ی اول برگشت.

My teacher refused my project, so I need to go back to square one.

استادم پروژه من را قبول نکرد، بنابراین من باید دوباره به خانه ی اول برگردم (و از نو شروع کنم روی پروژه کار کنم).

The Board of Directors did not accept the screenplay, so the director was supposed to go back to the drawing board.

هیئت مدیره طرح فیلمنامه را نپذیرفت، بنابراین انتظار میره کارگردان مجبور شود که از نو شروع کند (دوباره به خانه ی اول برگردد).

If the referees refuse our work, the city hall won’t fund our music program, so we have to go back to the drawing board

اگر داوران کار ما را رد کنند (قبول نکنند)، شهرداری نیز تامین مالی برنامه موسیقی ما را نخواهد پذیرفت، بنابراین ما مجبور می شویم که دوبار از نو شروع کنیم (دوباره به خانه ی اول برگردیم).

برای دیدن سایر اصطلاحات و لیست پست های مرتبط، اینجا را کلیک کنید

برای دیدن پست های مربوط به ضرب المثل های انگلیسی، اینجا را کلیک کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*