خانه -> عکس و ویدیو -> مکالمه ویدیویی زبان انگلیسی (۱۲)

مکالمه ویدیویی زبان انگلیسی (۱۲)

درس دوازدهم مکالمه ویدویی Lifetime
درس دوازدهم مکالمه ویدویی Lifetime

قسمت دوازدهم مکالمه ویدیویی – (Waiting for Tim) و یا انتظار برای تیم

قسمت دوازدهم و یا همان قسمت پنجم مکالمه ویدیویی از فصل دوم مجموعه Lifetime و از مجموعه آموزشی Oxford English Learning

در قسمت های قبلی از مکالمه ویدیویی از سری Life time نحوه کار جولیا در Apex TV را مشاهده کردید، در این فصل جدید به ادامه داستان جولیا و همکارانش در شبکه Apex TV می پردازیم. جولیا که با همکارش تیم بیرون می رود و با هم دوست صمیمی شده اند، در این قسمت به شدت از او به دلیل بد قولیش ناراجت می شود. تیم چندین بار با دوست دخترش جولیا قرار ملاقات دارد اما هر با به دلایل کاری موفق نمی شود به قرارش برسد، بنابراین جولیا از او بشدت ناراحت و دلخور می شود و ….

این ویدیوی ۶:۴۴ دقیقه ای را چندین بار ببینید و به دقت به تلفظ کلمات و جملات توجه کنید و هر جا با مشکل معنی جملات مواجه شدید به متن ترجمه شده مراجعه کنید تا این یادگیری بتواند حداکثر بازدهی را برای شما به همراه داشته باشد.متن دیالوگ و ترجمه فارسی آن که در پائین تقدیم شما می گردد.

مکالمه ویدئویی زبان انگلیسی با زیرنویس انگلیسی و ترجمه فارسی

English Video Conversation with English Subtitle

آموزش زبان انگلیسی به کمک فیلم

فیلمی آموزشی از Lifetime و مجموعه ویدیوهای Oxford English Learning

قسمت قبلی (قسمت ۱۱) این مکالمه را در اینجا ببینید.

قسمت بعدی (قسمت ۱۳) این مکالمه را در اینجا ببینید.

متن زیرنویس و فیلمنامه ی این قسمت :

Waiting for Tim

انتظار برای تیم

Anything interesting?

چیز جالبی هست؟

How about going to the theater?

(نظرت) در مورد رفتن به سینما چیه ؟

What’s on?

چه فیلمی رو پرده است؟

Waiting for Godot. I’d like to see that.

(فیلم) ” در انتظار گودو” من می خواهم اونو ببینم.

When?

باشه. کی (چه زمانی)؟

How about tomorrow?

(نظرت) در مورد فردا چیه؟

No, I’m working on Tuesday and Wednesday evening this week.

نه، من عصر روز سه شنبه و چهارشنبه این هفته کار می کنم.

Let’s go on Thursday then.

پس بیا پنجشنبه بریم.

All right. Are you going to get the tickets?

بسیار خوب. آیا می خواهی بلیط ها رو تو بگیری؟

Yes. You forgot the last time.

بله. (آخه) دفعه قبل (بلیط را) فراموش کردی

I couldn’t help it. A job came up at the last minute.

من (اون موقع) کمکی ازم بر نمیومد. آخرین لحظه یک کاری پیش آمد.

Hmmm. I’ve heard that story before.

هومم من قبلا این داستان را شنیده ام

[Music]

صدای موسیقی

 

Aren’t you going to your aerobics class?

تو نمیخوای به کلاس ایروبیک خودت بری؟

Not this week. The instructor’s hurt her knee.

این هفته نه. مربی زانویش صدمه دیده.

Are you going out?

میخوای بری بیرون؟

Yes, we’re going to the theater to see Waiting for Godot. What’s the time?

بله، ما میخوایم به سینما بریم تا (فیلم) در انتظار گودو را ببینیم. ساعت چنده؟

Ten past seven.

هفت و ده دقیقه

Oh no. I’m going to be late. Tim ‘ll already be at the theater by now.

وای نه. من داره دیرم میشه. تیم تا الان باید در سینما باشد.

Hello, eight two three eight four six.

سلام ۸۲۳۸۴۶

Rebecca, its Tim. Is Julia there?

ربکا من تیم هستم . آیا جولیا آنجاست؟

It’s Tim.

تیم هست.

I’m sorry, Tim. I’ll be with you in ten minutes.

متاسفم تیم. من در عرض ده دقیقه با شما خواهم بود

Well, um, I’m not at the theater actually.

خب هم. من راستش سینما نیستم.

I’m afraid something’s come up and I’ve got to deal with it.

من می ترسم پیش بیاد و من باید با آن کنار بیام.

Oh, that’s wonderful! So what am I going to do with the tickets?

اوه، اون فوق العاده است! پس باید با بلیطا چکار کنم؟

I don’t know. I’m sorry but I have to go. Bye.

من نمی دانم. متاسفم باید برم. خدا حافظ.

What’s up?

چی شده؟

He can’t make it – again!

او نمی تواند آن (قرار) را انجام دهد – دوباره!

This is the third time he’s done something like this.

این سومین باریه که چنین کاری را انجام میده.

Last time he forgot to get the tickets. The time before that his Jeep had a flat tyre.

آخرین بار او را فراموش کرد که بلیط بگیره، (چونکه) قبلش لاستک جیپش پنچر شده بود.

Do you fancy going to the theater?

آیا هوس رفتن به  سینما را داری؟

Ooh, yes. I’ve always wanted to see Waiting for Godot.

اه، بله من همیشه خواستم فیلم “در انتظار گودو” را ببینم.

Well, it’ll be better than waiting for Tim!

خب، بهتر از انتظار کشیدن برای تیم هست!

Hi. Do you mind if I join you?

آیا میشه به شما ملحق بشم؟

Oh, here comes the worker.

آه، ایناهاش (تیم) واکر هم آمد.

Did you go to see that play?

آیا برای دیدن فیلم (نمایش) رفتی؟

Yes, thanks. It was very good, wasn’t it Rebecca?

بله ممنون. خیلی خوب بود، مگه نه ربکا؟

Excellent! I really enjoyed it.

عالی (بود)! من واقعا ازش لذت بردم.

Look, I’m sorry I couldn’t make it.

ببین من معذرت میخوام که نتونستم انجامش بدم.

Work comes first every time, eh, Tim.

اه تیم همیشه کار پیش میاد.

I hope you’re not going to do anything like this tomorrow night.

من امیدوارم که شما فردا شب هم نخوای چنین کاری بکنی.

It’s my friend Charlotte’s party.

مهمونی دوستم شارلوت است.

Except … em … I’ve agreed to stand in for Pete Riley tomorrow so I probably won’t be free till about 9:30. Would you mind going on your own and I’ll meet you there.

بجز … ام … من قبول کردم که فردا جای پیت رایلی باشم پس احتمالا تا ساعت ۹:۳۰ (وقتم) آزاد نخواهم بود. اگه اشکالی نداره خودت بری و من (بعدش بیام دنبالت و) در آنجا ببینمت.

Oh, all right. But don’t be too late.

اه باشه. اما خیلی دیر نکنی.

I was so embarrassed

من خیلی خجالت کشیدم

But there was nobody else to do the interview.

اما هیچ کس دیگری برای انجام مصاحبه (به جای من) نبود.

Everybody asked about you.

همه سراغ تو رو میگرفتن  (یا احوالتو میپرسیدن).

“I hear you’ve got a new bloke Julia”. ” Where’s your new boyfriend, Julia? Is he here? It was so …

” جولیا شنیدم که یک دوست جدید داری”. جولیا دوست پسر جدیدت کجاست؟ آیا او اینجاست؟ خیلی … بود.

Embarrassing.

خجالت آور

It’s not funny. You wouldn’t like it if I stood you up.

اصلا هم خنده دار نیست. اگر من تو رو نگه میداشتم اصلا خوشت نمیومد.

But it’s my job. You know what it’s like. I can’t help it if something important comes up.

اما من کار اینه. تو خودت میدونی که (شرایط) چطوره. من اگه کار مهمی پیش بیاد نمیتوانم کمکی بکنم.

Something important. So I’m not important.

چیزی مهم. پس من (برات) مهم نیستم.

I didn’t mean that.

منظورم این نبود.

There are other things in life besides work, you know. I’ve got a job too but I’m not a slave to it. But you, you’d miss your own wedding if “something important” came up.

در زندگی چیزهای دیگه ای هم علاوه بر کار هست، می دانی. من هم کاردارم اما من برده (کارم) نیستم. اما تو عروسی خودتم از دست میدی اگر “چیز مهمی” پیش بیاد.

No, I wouldn’t.

نخیر.

Well, I’m fed up with it Tim and I’m not going to put up with it anymore.

خب من از آن (چیزا) خسته شدم تیم و دیگر نمیخوام باهاش کنار بیایم.

It won’t happen again. I promise.

این بار دیگر چنین اتفاقی نخواهد افتاد. قول میدم.

Are you doing anything this evening?

آیا امروز عصر کاری انجام میدی؟

I’m having dinner with Julia and her parents, and this time I’m not going to be late.

من با جولیا و پدر و مادرش شام می خورم و این بار نمیخوام دیر بشه.

You’re listening to Radio 591. This is the local news. We’re getting reports of a serious fire at the Southgate furniture factory. We haven’t got any more details yet but we’ll bring them to you as soon as we get them.

شما به رادیو ۵۹۱ گوش می دهید. این خبر محلی است. ما گزارش یک آتش سوزی جدی (بزرگ) در کارخانه مبلمان Southgate بدستمان رسیده. ما هنوز هیچ جزئیاتی در دست نداریم، اما ما آنها را به محض دریافت به شما خواهیم رساند.

The Southgate place. That’s about fifteen minutes from here.

جای Southgate از اینجا حدود ۱۵ دقیقه فاصله است.

But what about your deal with Julia?

اما قرارت با جولیا چی میشه؟

That’s not till half past eight.

این تا (ساعت) هشت و نیم طول نمیکشه.

[Music]

صدای موسیقی

The traffic light’s going to turn red.

چراغ راهنمایی میخواد قرمز بشه.

Oh no. A police car.

وای نه. ماشین پلیس.

Hello. Sean. At the police station. Speeding! But the police don’t arrest people for speeding. Going through a red light. Arguing with a police officer. resisting arrest. I don’t believe this. Just one question Sean why was he speeding in the first place? I see. Thank you.

سلام. شان. تو ایستگاه پلیس! سرعت داشتن! اما پلیس برای سرعت رفتن مردم را دستگیر نمیکنه. از چراغ قرمز رد شدن. جر و بحث با افسر پلیس. مقاومت در برابر دستگیری. من این را باور نمی کنم. فقط یک سوال شان، چرا او در وهله اول سرعت گرفت؟ فهمیدم. ممنون.

Shall we eat?

 میتونیم بخوریم؟

 

Anyway the Prime Minister asked: “So are we waiting for Frederick?” And Martha said: “I hope not. He’s going to be in China till next week.” So …. Blimey!

به هر حال نخست وزیر پرسید: “آیا ما منتظر فردریک هستیم؟” و مارتا گفت: “من امیدوارم که نباشیم. او تا هفته آینده در چین خواهد بود.” خیلی …. بامزه و عجیب!

Where did you spend the night?

دیشب را کجا گذروندی ؟

Julia I …

جولیا من …

Don’t talk to me, Tim.

با من حرف نزن، تیم.

But I …

اما من …

I don’t want anything more to do with you. I’ve had enough. We’re finished.

من بیشتر از این نمیخواهم با شما کار کنم. به اندازه کافی داشته ام. ما به آخر رسیدیم.

What are you staring at?

به چه زل زدی؟

Tim Barnes.

تیم بارنز (هستم).

I’ve got two tickets to see Romeo and Juliet tomorrow.

من دو بلیط دارم تا فردا رومئو و ژولیت را ببینم.

Oh really?

آه واقعا؟

What would you say if I asked you to come with me?

اگر از شما بخوام با من بیائید چی میگید؟

What would I say Gary? I’d say “thank you I’d love to go”

چی باید بگم ؟ من میگم “با تشکر از شما دوست دارم که بیام”

لینک دانلود این ویدیو از آپارات با کیفیت پائین (۱۴۴P) و با حجم ۵ مگابایت

لینک دانلود این ویدیو از آپارات و با کیفیت متوسط (۲۴۰P) و با حجم ۱۰ مگابایت

لینک دانلود این ویدیو از آپارات و با کیفیت خوب (۳۶۰P) و با حجم ۲۱٫۵ مگابایت

زمان ویدیو: ۰۰:۶:۴۴

برای دیدن پست های ویدیویی مربوط به آهنگ های زبان انگلیسی اینجا را کلیک کنید

برای دیدن سایر پست های ویدیویی اینجا را کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*