خانه -> ضرب المثل -> عبارات اصطلاحی مربوط به Sure (مطمئن ) در زبان انگلیسی

عبارات اصطلاحی مربوط به Sure (مطمئن ) در زبان انگلیسی

مطمئن - Sure
مطمئن – Sure

در این پست عبارات و اصطلاحاتی خدمت شما معرفی و ارائه می کنم که در آنها از واژه “Sure” به معنی “مطمئن” استفاده شده است. همانطور که می دانید واژه “Sure” از لحاظ گرامری هم نقش صفت را دارد و هم نقش قید حالت و معنی این واژه به تنهایی و بدون ترکیب شدن با واژه دیگر در فرهنگ لغت به صورت زیر آمده است:

خاطر جمع ، مطمئن ، از روى یقین ، قطعى ، مسلم ، محقق ، استوار ، راسخ ، یقینا

کلمات هم معنی و مترادف این واژه که در دیکشنری آکسفورد (Oxford) برای آن ذکر شده عبارتند از:

Certain, positive, convinced, confident, definite, assured, satisfied, persuaded; unhesitating, unwavering, unshakeable

bound, likely, destined, fated

guaranteed, unfailing, infallible, unerring, assured, certain, inevitable, as sure as eggs is eggs

unquestionable, indisputable, irrefutable, incontrovertible, undeniable, indubitable, undoubted, absolute, categorical, true, certain; obvious, evident, plain, clear, conclusive

reliable, dependable, trustworthy, unfailing, infallible, certain, unambiguous, true, foolproof, established, effective

firm, steady, stable, secure, confident, steadfast, unfaltering, unwavering.

متضاد این واژه نیز واژه “unsure” است هر چند لغات دیگری مانند “uncertain” ، “doubtful” ، و “unlikely” نیز به در دیکشنری ها عنوان واژه متضاد آن بیان شده است.

مطمئن - Sure
مطمئن – Sure

این لغت با ترکیب با عبارات، حروف اضافه، و واژه های دیگر اصطلاحاتی را تشکیل می دهد که معانی کاملا متفاوتی با هم دارند. در اینجا لیستی از این اصطلاحات (Expressions)، و هم آیی ها (Collocations)ی مربوط به فعل ” Sure ” را که یکی از کاربردی ترین لغات زبان انگلیسی می باشد تقدیم شما می کنم که امیدوارم مفید واقع شود:

خاطر جمع ، مطمئن ، از روى یقین ، قطعى ، مسلم ، محقق ، استوار ، راسخ ، یقینا

certain – certainly – firm – confident – inevitable – reliable – steady

Sure
من مطمئن هستم که …

من شکی ندارم که …

I am certain that …

I have no doubt that …

I am sure that

 

بسیار مطمئن، خیلی خاطر جمع very certain, very sure as sure as fate
مطمئن بودن، به خودت اطمینان داشتن self-assured, have confidence in oneself sure of oneself
متقاعد شود که، مطمئن باشد که be convinced that, be certain that feel sure that
مطمئنا، قطعا، یقینا بدون شک، بدون سوال، بدون شک، بدون تردید definitely, surely, certainly, without doubt, without question, undoubtedly, indubitably, absolutely, undeniably, unmistakably for sure (informal)
چک کردن، تأیید کردن، اطمینان حاصل کردن، check, confirm, make certain, ensure, assure; verify, corroborate, substantiate make sure
نامشخص، مشکوک uncertain, doubtful not sure
کاملا مطمئن، کاملا مثبت absolutely sure, totally positive one hundred percent sure
چیزی است که مطمئن است نتیجه مطلوب را به ارمغان می آورد something that is certain to bring the desired results sure card
بدون شک؛ همانطور که انتظار میرفت؛ به راستی without a doubt; as expected; truly sure enough
روش مطمئن ، روش اقدام مطمئن که نتیجه ی مورد نظر را به دست بیاید certain method, way of acting that is certain to produce the desired result sure method
فرمول که مطمئنا به کار می آید و نتیجه بخش باشد، اقدام یا فرایندی که همیشه نتایج خوبی به همراه دارد formula which is sure to work, action or procedure which always provides good results sure recipe
مطمئنا باعث ایجاد یا سبب رخداد چیزی خواهد شد will certainly cause or bring about sure recipe for
بدون شک، قطعا، برای اطمینان؛ مطمئنا، یقین without a doubt, surely, for certain; certainty, certitude sure thing
مطمئن بودن، مثبت بودن، بدون شک، مسلما be certain, be positive; without a doubt, admittedly to be sure
به یاد داشتن، فراموش نکردن ، مطمئن بودن Remember to, don’t forget to, see that you, mind that you, take care to, be certain to be sure to
بعید به نظر می رسد که بلغزد و یا تلو بخورد، دارای تعادل، دارای اعتماد به نفس و شایسته unlikely to stumble or slip. confident and competent. sure footed
ماهر، کسی که مهارت و اعتماد به نفس در عملکرد و انجام کاری بخصوص با استفاده از دست دارد. Skilled, proficient and confident in performance especially using the hands sure handed
کاملا مطمئن absolutely certain sure as shooting
تأیید آیینی که اغلب در طول جلسات اشکال زدایی طولانی مدت بر زبان آورده می شود و شامل چندین مانع کوچک است ritual affirmation frequently uttered during protracted debugging sessions involving numerous small obstacles this time, for sure!
مطمئن شدن، آنچنان مطمئن از اینکه هیچ هدف و یا چیزی به شکست منجر نشود make certain; to secure so that there can be no failure of the purpose or object to make sure
شما می توانید هر جایی را کلیک کنید، اما فقط اینجا را کلیک نکنید، مطمئن شده با نوشیدن یک نوشیدنی

you can click anywhere, but just don’t click here.

made confident by drink.

pot-sure
با حداکثر اطمینان؛ خیلی قطعی (این اصطلاح به این معنی است که شخص مطمئن است که ماشه یک اسلحه کشیده شده و آماده شلیک است. این اصطلاح به جاری عبارت اصطلاحی ” sure as shooting ” آمده است). With utmost certainty; quite definitely. (That is, as sure as a gun is to fire when its trigger is pressed. This idiom has largely been replaced with the phrase “sure as shooting. (as) sure as a gun
با قاطعیت؛ کاملا قطعی (به این معنی است که شخص مطمئن است که ماشه یک اسلحه کشیده شده و آماده شلیک است) With utmost certainty; quite definitely. (That is, as sure as a gun is to fire when its trigger is pressed (as) sure as shooting
مطمئنا اتفاق می افتد، اجتناب ناپذیر و غیر قابل پیشگیری. از عبارت ضرب المثل ” Nothing is certain but death and taxes ” به معنی ” هیچ چیز جز مرگ و مالیات قطعی نیست، ” گرفته شده است. Certain to happen; inevitable and unavoidable. A variation of the proverbial phrase, “Nothing is certain but death and taxes (as) sure as death and taxes
عبارت مورد استفاده برای توصیف چیزی است که قطعا اتفاق خواهد افتاد. ممکن است شکل تغییر یافته عبارت “x is x” باشد. A phrase used to describe something that is definitely going to happen. It might be a corruption of the phrase “x is x. (as) sure as eggs (is eggs)
من با اطمینان نمی دانم I don’t know with certainty (I) can’t say for sure
مثبت.  خیلی مطمئن هستم

Positive. Very sure

certain sure
کاملا مطمئن

absolutely certain

as sure as hell
کاملا مطمئن بودن به خود و یا کارهای خود، تا حد بیش از اطمینان

To be completely certain of oneself or one’s actions, to the point of overconfidence

be cocksure of (oneself)

 

از این عبارت برای اطمینان دادن به کسی جهت انجام کاری استفاده می شود

It is used to tell somebody to do something

be sure to do something
حق با من است!

I am right!

I am so sure!
یک عبارت طعنه امیز که ادعا می کند کسی یا چیزی کاری انجام می دهد؛ و  یا اتفاقی می افتد

a sarcastic expression claiming that someone or something will do something or that something will happen

oh, sure
آهسته یا کم کم اما با پیشرفت پایدار و مطمئن.

آهسته اما غیرقابل توقف

Slow or incremental but yielding steady, dependable progress.

slow but unstoppable

slow but sure
رسیدن کسی به جایی که دقیقا در آن زمان در مورد او بحث شده باشد

An acknowledgment of a person who has arrived just as or after they were being discussed

talk / speak of the devil, and he is sure to appear
کاملا مطمئن

absolutely certain.

sure as God made little green apples
قطعا؛ بدون شک؛ بر طبق تجربه یا شواهد قبلی درست فرض شده است.

Certainly; without a doubt; assumed as true based on previous experience or evidence.

sure as the wind blows

۱٫ چیزی که مطمئنا اتفاق می افتد.

۲٫ فرد یا چیزی که مطمئنا خوب یا موفق باشد

۱٫ Something that is certain to occur.

۲٫ A person or thing that is certain to be good or successful.

sure bet
درمانی که قطعا مفید خواهد بود

A remedy that won’t fail

sure cure
سریع و مشخص (همانند تیری که از یک کمان با هدف گیری دقیق پرتاب شود.)

fast and certain. (As with the flight of a well-aimed arrow.)

swift and sure
کاملا مشخص است! (واکنشی به عبارت اصطلاحی ” That’s for sure”  به معنی برای اطمینان خاطر

That is quite certain! (The formulaic response to That’s for sure.

That’s for dang sure!
همان جمله پرسشی ” How are you?” به معنی “چطوری” و یا ” What do you know?” به معنی چه چیزی می دانی

How are you? What do you know? (Familiar. An elaboration of What do you know? Does not require a direct answer.

What do you know for sure?

منبع برخی از عبارات و اصطلاحات: thefreedictionary و Oxford

The source of some idioms, and expressions: thefreedictionary & Oxford dictionary

برای دیدن اصطلاحات و لیست پست های مرتبط، اینجا را کلیک کنید

برای دیدن پست های مربوط به ضرب المثل های انگلیسی، اینجا را کلیک کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*