خانه -> عکس و ویدیو -> مکالمه ویدیویی زبان انگلیسی (۹)

مکالمه ویدیویی زبان انگلیسی (۹)

درس نهم مکالمه ویدویی Lifetime
درس نهم مکالمه ویدویی Lifetime

قسمت نهم مکالمه ویدیویی – A star is born (ستاره متولد می شود)

قسمت نهم و یا همان قسمت دوم مکالمه ویدیویی از فصل دوم مجموعه Lifetime و از مجموعه آموزشی Oxford English Learning

در قسمت های قبلی از مکالمه ویدیویی از سری Life time نحوه کار جولیا در Apex TV را مشاهده کردید، در این فصل جدید به ادامه داستان جولیا و همکارانش در شبکه Apex TV می پردازیم. در این قسمت که در مورد ستاره تلویزیونی می باشد به داستان مصاحبه همکار تصویربردارشان در شبکه تلویزیونی Apex TV می پردازد که به جای شخص دیگری که قرار بود از او مصاحبه گرفته شود مصاحبه می کند و در آن برنامه با توجه به صحبت هایش به نوعی به ستاره ای برای خود تبدیل می شود. این ویدیوی ۵ دقیقه ای را چندین بار ببینید و به دقت به تلفظ کلمات و جملات توجه کنید و هر جا با مشکل معنی جملات مواجه شدید به متن ترجمه شده مراجعه کنید تا این یادگیری بتواند حداکثر بازدهی را برای شما به همراه داشته باشد.متن دیالوگ و ترجمه فارسی آن که در پائین تقدیم شما می گردد.

مکالمه ویدئویی زبان انگلیسی با زیرنویس انگلیسی و ترجمه فارسی

English Video Conversation with English Subtitle

آموزش زبان انگلیسی به کمک فیلم

فیلمی آموزشی از Lifetime و مجموعه ویدیوهای Oxford English Learning

قسمت قبلی (قسمت ۸) این مکالمه را در اینجا ببینید.

متن دیالوگ قسمت نهم به همراه ترجمه آن:

So what will this new series of yours be about?

خب این سریال جدید شما درباره چیست؟

If you come to the meeting tomorrow, you’ll find out.

اگر شما فردا به جلسه بیاید، متوجه خواهید شد.

Some of your young fans, boys.

(اینم) بعضی از طرفداران جوان شما، پسران (بچه ها).

Can we have your autographs, please?

آیا می توانیم امضای شما را داشته باشیم، لطفا؟

I’ll use my own pen.

من از خودکار خودم استفاده می کنم.

What’s it like to be a star?

ستاره بودن چگونه است؟

These kids can recognize real talent.

این بچه ها می توانند استعداد واقعی را تشخیص دهند.

That’s right.

درسته.

Well, actually this is for my grandma.

خوب، در واقع این برای مادربزرگم است.

And the next item is: Tim’s new series. Tim?

و مورد بعدی: سریال جدید تیم است. تیم؟

Okay, well the series will be called “People”. And it will be about two people’s lives not famous people but ordinary people like nurses, shop assistants, bank managers, housewives.

خب، خب این سریال “مردم” نامیده می شود و درباره زندگی افراد غیرمشهور است، البته افراد عادی افرادی مانند پرستاران، کارفرمایان، مدیران بانک، زنان خانه دار.

Won’t that be a bit ordinary?

ی کم عجیب نمیشه؟

 No they’ll be ordinary people, but with an extraordinary story to tell.

نه آنها افراد و شخصیت های عادی خواهند بود که داستان غیرعادی (فوق العاده) ای برای گفتن خواهند داشت.

 How will it work?

چگونه خواهد بود؟

It’ll be very simple. We’ll interview someone in the studio about his or her life story.

این بسیار ساده خواهد بود. ما استودیو با شخصی درباره داستان زندگی اش مصاحبه می کنیم.

And will you be the interviewer?

و آیا شما مصاحبه کننده خواهی بود؟

I’d like Gary to do it.

من دوست دارم که گری این کار را انجام بدهد.

Me? Er, why?

من؟ اه، چرا؟

I’d like to direct it. It’ll be a chance for both of us to try something new.

من می خواهم آن را کارگردانی کنم، این کار فرصتی برای هر دوی ما جهت تجربه کردن کاری جدید خواهد بود.

Gary?

گری؟

I think it’s an excellent idea.

من فکر می کنم این یک ایده عالی است.

Very exciting.

خیلی هیجان انگیز.

So, who have we got for the first programme?

خب، برای برنامه اول چه کسی را داریم؟

It’s this woman here Samantha Richmond she’s a waitress.

این خانم (را خواهیم داشت) که اسمش سامانتا ریچموند است و پیشخدمت (گارسون) است.

Uh-huh. So what’s her story?

آهان. پس داستان او درباره چیست؟

She got married on her 16th birthday. She and her boyfriend ran away to Gretna Green because her parents didn’t approve.

او در ۱۶ سالگی ازدواج کرد. او و دوست پسرش به Gretna Green فرار کردند زیرا پدر و مادرشان موافقتی در ازدواج آنها نداشتند.

Sounds interesting. Are they still married?

جالب به نظر میاد. آیا آنها هنوز هم با هم ازدواج کرده اند (با هم زن و شوهر هستند)؟

Yes they are. They’ve got five children now. Here’s a photo of the family. If you do that again I’ll go back to my desk.

بله آنها (با هم زن و شوهر) هستند آنها اکنون پنج فرزند دارند. این عکسی از خانواده آنهاست. اگر دوباره این کار را انجام دهی به میز (کار) خودم برمی گردم.

OK. I promise I’ll behave.

باشه. باشه. قول می دهم که (درست) رفتار کنم.

Good. Now there’s a lot more about Samantha Richmond. She’s a very interesting woman.

خوبه. الان چیزای بیشتری درباره سامانتا ریچموند هست. او زن بسیار جالبی است.

What time will this woman be here, Julia? It’s already 20 past 2.

جولیا این زن چه زمانی اینجا خواهد بود؟ همین الانم ۲۰ دقیقه از ۲ گذشته است.

I’m sure she’ll be here soon.

مطمئنم که به زودی اینجا خواهد بود.

Excuse me. There’s a message on my answer phone for Julia from Samantha Richmond.

ببخشید. پیامی در پیام گیر تلفن من برای جولیا از طرف سامانتا ریچموندهست.

When? Just now?

چه زمانی؟ همین الان؟

This morning.

امروز صبح.

What?

چی؟

I was out of the office all morning at a meeting.

من تمام صبح را در جلسه و خارج از دفتر بودم.

Anyway she says she’s very sorry but she can’t come this afternoon because one of her children is ill.

به هر حال او می گوید که بسیار متاسف است که امروز بعدازظهر نمی تواند این بیاید، زیرا یکی از یچه هایش مریض است.

Oh dear, I hope It’s nothing serious.

اه عزیزم، امیدوارم چیز مهم و جدی نباشد.

Nothing serious? We haven’t got an interview that’s serious, isn’t it?

چیز جدی نباشد؟ ما هنوز مصاحبه را انجام نداده ایم. این که جدی است، اینطور نیست؟

I meant the child.

منظورم بچه بود.

Well, if she can’t do it we’ll just have to find someone from here.

خب، اگر او نمیتواند این کار را انجام دهد باید کسی را از اینجا پیدا کنیم.

Well it can’t be me, because I’m interviewer. How about Frederick?

خب من نمی توانم، چون من مصاحبه می کنم. فردریک چی؟

He’s in Bangkok.

او در بانکوک است.

Anyway, it needs to be someone ordinary.

به هر حال، باید یک شخص عادی باشد.

Well you can’t be serious.

خب شما که جدی نیستید.

[Music]

موسیقی

Our guest this evening is Sean Casey, a cameraman here at Apex TV. Tell me something about your early life, Sean.

مهمان ما امشب، شان کیسی (Sean Casey)، تصویربرداری است که اینجا در تلویزیون Apex TV(مشغول به کار است). شان راجع به زندگی گذشته چیزی به من بگو.

Well, I was born in Ireland but my parents moved to England when I was still a baby and I grew up in London. We were quite a big family, seven kids. I didn’t do very well at school and I left when I was 16.

خب من در ایرلند به دنیا آمدم، اما والدینم وقتی که من هنوز یک کودک بودم به انگلیس مهاجرت کردند و من در لندن بزرگ شدم. ما خانواده کاملا بزرگ و متشکل از هفت بچه بودیم. من در مدرسه خیلی خوب کار نمی کردم و زمانی که من ۱۶ ساله بودم آن را ترک کردم.

What did you do after school?

بعد از مدرسه چه کار کردی؟

I got a job in a Furniture Factory.

من در یک کارخانه مبل کار پیدا کردم.

Furniture? How interesting!

مبل؟ چه جالب!

Not really. But in my free time I played the bass guitar with a band called Nightmare. And we got a few good gigs, so I gave up my job and went on the road with the band.

نه واقعا. اما در وقت بیکاری من  با گروهی به نام Nightmare گیتار باس می زدم. و ما چند برنامه موسیقی خوب داشتیم، پس من کارم را ترک کردم و با گروه کار را ادامه دادم.

Really?

واقعا؟

Yeah. We never became famous, but we played with some famous bands: REM Guns and Roses, Dire Straits. We had some great times. I remember one night in Las Vegas. I was in a bar with U2. They’re great guys, loads of fun. Well we’re in this bar

بله ما هرگز معروف نشدیم، اما ما با برخی از گروه های معروف نوازندگی کردیم: REM Guns and Roses، و Dire Straits. ما دوران خوبی داشتیم. من به یاد می آورم که شبی در لاس وگاس بودم. من با گروهU2 در بار بودم آنها افراد بزرگی بودند، بسیار سرگرم کننده. خب ما در این بار هستیم.

Evening, Sean. We watch you on TV last night. You were very good.

عصر (بخیر) شان. ما دیشب تو را در تلویزیون تماشا کردیم تو خیلی خوب بودی.

Thank You, Ted.

ممنون تد.

Yes, you were great Sean.

بله، شما عالی بودید شان.

I didn’t see it. The kids wanted to watch some quiz program on the other channel.

من آن را ندیدم. بچه ها خواستند برخی برنامه های مسابقه ای را در کانال دیگری تماشا کنند.

[Music]

موسیقی

Look out boys, some more of your fans.

بیرون را ببینید بچه ها، برخی دیگر از طرفداران شما.

I’ll just get my pan out.

من فقط خودکار خودم را بیرون بیارم.

There he is! Can we have your autograph, please, Mr. Casey? We saw you on TV last night. Did you really play with all those big bands?

ایناهاش! آیا می توانیم امضای شما را داشته باشیم لطفا آقای کیسی؟ ما دیشب شما را در تلویزیون دیدیم. آیا شما واقعا با تمام این گروه های بزرگ نوازندگی کردید؟

Yeah

بله

What was it like?

چه جوری بود؟

It was really great.

واقعا عالی بود.

Huh, the kids of today!

ها، بچه های امروز را (ببین) !

Yeah, what do they know?

بله، آنها چه می دانند؟

[Music]

موسیقی

لینک دانلود این ویدیو از آپارات با کیفیت پائین (۱۴۴P) و با حجم ۴٫۶ مگابایت

لینک دانلود این ویدیو از آپارات و با کیفیت متوسط (۲۴۰P) و با حجم ۹٫۶ مگابایت

لینک دانلود این ویدیو از آپارات و با کیفیت عالی (۳۶۰P) و با حجم ۱۹٫۳ مگابایت

زمان ویدیو: ۰۰:۰۵:۳۶

برای دیدن پست های ویدیویی مربوط به آهنگ های زبان انگلیسی اینجا را کلیک کنید

برای دیدن سایر پست های ویدیویی اینجا را کلیک کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*