خانه -> لغات 504 -> لغت ۵ و ۶ درس ۴۱ کتاب ۵۰۴

لغت ۵ و ۶ درس ۴۱ کتاب ۵۰۴

عمودی – Vertical – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
عمودی – Vertical – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۵ درس ۴۱ کتاب ۵۰۴

Vertical / ˈvəːtɪk(ə)l/ Adjective & Noun

Straight up and down with reference to the horizon, for example, a vertical line, upright, upright line; upright position, perpendicular; located at the vertex; pertaining to all stages of a product from design to sale (Economics); having a multi-level structure, erect, perpendicular, plumb, straight up and down, on end, standing, upstanding, bolt upright, upended, opposite of horizontal

 

  1. It wasn’t easy to get the drunken man into a vertical position.
  2. The way to vote for your candidate* is to pull the lever from the horizontal position to the vertical position.
  3. A circle surrounding a vertical line that ends in an inverted Vis the well-known peace symbol.*

 

(صفت & اسم) مستقیم از بالا و پایین مثلاً خط عمودی، قائم ، عمودى ، شاقولى ، تارکى ، راسى ، واقع در نوک

 

الف) سرپا نگه داشتن (قرار دادن در حالت قائم و ایستاده) مرد مست کار دشواری بود.

ب) شیوه رای دادن به نامزد انتخاباتی خود، این است که اهرم را از حالت افقی به حالت عمودی تغییر دهی.

ج) دایره محاطی بر یک خط عمودی که به حرف وارونه V منتهی می شود، نماد مشهور صلح است.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Drunken : مست، آدم مست، کسی که مشروبات الکلی مصرف کرده است
  • Position : شغل رسمى ، حالت ، محل سازمانى ، مقام شغل سازمانى ، مستقرشدن ، پا کردن ، قرار دادن امورات مربوط به وظایف ، شکل ، موقعیت ، وضعیت ، موضع ، مرتبه ، جایگاه ، مقام یافتن ، سمت ، منصب
  • Vote : اخذ راى ، دعا ، راى دادن
  • Candidate : داوطلب خدمت در ارتش ، داوطلب ، خواهان ، نامزد ، کاندید ، کاندیدا
  • Lever : دستگیره ، لور ، دیلم ، با اهرم بلند کردن ، با اهرم تکان دادن ، میله اهرم ، دسته
  • Surround : احاطه کردن ، فرا گرفتن ، محاصره کردن ، احاطه شدن ، احاطه
  • Invert : برگرداندن ، برگشتگى ، برگرداندن ، بالعکس کردن ، سوء تعبیر ، انحراف ، سخن واژگون
  • Symbol : نشانه ، شاخص ، علامت اختصارى ، علامت ترسیمى ، نشان ، علامت ، نماد ، رمز ، اشاره ، رقم ، سمبل ، مظهر

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: دایورت کال گوشیتون رو اگه بخواید فعال بشه باید گوشی رو عمود نگه دارید.

کدینگ۲: کسی که خیلی وِر می زنه یا تیک داره نمی تونه عمود وایسه.

 

تعداد زیاد – Multitude – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
تعداد زیاد – Multitude – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۶ درس ۴۱ کتاب ۵۰۴

Multitude / ˈmʌltɪtjuːd / Noun

A great number; a crowd, many, large quantity; mass, crowd, great/large number, a great/large quantity, host, horde, mass, swarm, abundance, profusion; scores, quantities, droves, gathering, assembly, congregation, flock, throng, mob, the populace, the masses, the rank and file, the commonality

 

  1. A multitude of letters kept pouring in to the movie idol.*
  2. The fleeing* culprit* was pursued* by a fierce* multitude.
  3. Flood victims were aided by a multitude of volunteers.*

 

(اسم) تعداد زیاد، یک جماعت ، گروه بسیار ، جمعیت کثیر ، بسیارى

 

الف) نامه های بیشماری برای ستاره سینما در حال ارسال بود.

ب) مجرم فراری تحت تعقیب جماعتی خشمگین بود.

ج) جمع کثیری از داوطلبان به قربانیان سیل کمک کردند.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Pour : جارى شدن یا ساختن ، تراوش بوسیله ریزش ، ریزش ، ریختن ، روان ساختن ، پاشیدن ، افشاندن ، جارى شدن ، باریدن
  • Idol : خداى دروغى ، مجسمه ، لاف زن ، دغل باز ، سفسطه ، وابسته به خدایان دروغى وبت ها ، صنم ، معبود
  • Flee : گریختن ، فرار کردن ، بسرعت رفتن
  • Culprit : متهم ، مقصر ، ادم خطاکار یا مجرم
  • Pursue : تعقیب کردن ، تحت تعقیب قانونى قرار دادن ، دنبال کردن ، اتخاذ کردن ، پیگیرى کردن ، پیگرد کردن
  • Fierce : ژیان ، درنده ، شرزه ، حریص ، سبع ، تندخو ، خشم الود
  • Flood : طوفان ، دریا ، اشک ، غرق کردن ، سیل گرفتن ، طغیان کردن
  • Aid : دستیار ، معاون ، کمک کردن ، یارى کردن ، مساعدت کردن ، پشتیبانى کردن ، حمایت کردن ، کمک ، یارى ، حمایت ، همدست ، بردست ، یاور ، مدد کار
  • Volunteer : سرباز داوطلب ، خواستار ، داوطلب شدن

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: مال تو توی دست این جماعت وحشی هست اگه جرات داری برو ازشون پس بگیر.

کدینگ۲: تب مالت توده زیادی از مردم را بیمار کرده.

کدینگ۳: مادربزرگم از انواع مولتی ویتامین ها به صورت فراوان استفاده می کند.

………………………………………………………………………………

برای دیدن پست های مرتبط و مطالعه سایر لغات کتاب ۵۰۴ به همراه کدینگ و توضیحات مربوطه، اینجا را کلیک کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*