خانه -> لغات 504 -> لغت ۳ و ۴ درس ۳۸ کتاب ۵۰۴

لغت ۳ و ۴ درس ۳۸ کتاب ۵۰۴

پرواز دسته جمعی – Swarm – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
پرواز دسته جمعی – Swarm – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۳ درس ۳۸ کتاب ۵۰۴

Swarm / swɔːm / Verb & Noun

Group of insects flying or moving about together; crowd or great number; to fly or move about in great numbers, move about in one large mass; migrate or move to a new hive (of bees); teem, throng, be filled or crowded with, flock, collection, multitude, horde, host, mob, gang, throng, mass, army, troop, herd, pack, crowd, throng, surge, stream

 

  1. As darkness approached,* the swarms of children playing in the park dwindled* to a handful.
  2. The mosquitoes swarmed out of the swamp.
  3. Our campus* swarmed with new students in September.

 

(اسم & فعل) گروهی از حشرات که با هم به هر سو حرکت یا پرواز می کنند، جمعیت با تعداد زیاد، به تعداد زیاد به هر سو حرکت یا پرواز کردن، دسته زیاد ، گروه زنبوران ، ازدحام کردن ، هجوم آوردن، دسته، گروه، انبوه، فوج، پر، پرواز دسته جمعی

 

الف) هنگامی که تاریکی فرا رسید، انبوه بچه هایی که در پارک بازی می کردند به یک مشت کاهش یافت.

ب) پشه ها فوج وار از باتلاق خارج شدند.

ع) در ماه سپتامبر، محوطه دانشگاه پر از دانشجویان جدید بود.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Darkness : تاریکى ، نابینائى ، بى بصیرتى
  • Approach : رسیدن ، مسیر فرود ، داخل گفتگو شدن ، فرود ، تقرب ، رویکرد ، برخورد ، شیوه ، برداشت ، نزدیک شدن ، نزدیک آمدن ، معبر ، مشى
  • Dwindle : رفته رفته کوچک شدن ، تدریجا کاهش یافتن ، کم شدن ، تحلیل رفتن
  • Handful : یک مشت پر ، تنى چند ، مشتى
  • Mosquito : پشه
  • Swamp : پر آب شدن (قایق) ، به گل نشستن قایق ، باتلاق ، لجن زار ، آبگیر ، سیاه آب ، مرداب ، در باتلاق فرو بردن ، دچار کردن ، مستغرق شدن
  • Campus : پردیس (محوطه دانشگاه) ، زمین دانشکده ومحوطه کالج ، پردیزه ، فضاى باز

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: سرورم یه گله گوزن با تفنگ بادی شکار کرد.

کدینگ۲: من بر یک گله اسب سوارم.

 

تلوتلو خوردن – Wobble – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
تلوتلو خوردن – Wobble – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۴ درس ۳۸ کتاب ۵۰۴

Wobble / ˈwɒb(ə)l / Verb & Noun

Move unsteadily from side to side, move from side to side; sway; tremble, vibrate; be indecisive, tottering or swaying motion; shaking, quaking, quivering; wavering, hesitation, teeter, jiggle, sway, see-saw, shake

 

  1. Little Perry thrust* his feet into the oversized shoes and wobbled over to the table.
  2. A baby wobbles when it begins to walk alone.
  3. Lacking experience on the high wire, the clown wobbled along until he reached the safety of the platform.

 

(اسم & فعل) به طور نامنظم از سویی به سویی حرکت کردن، تلوتلو خوردن، لنگ بودن ، جنبیدن ، وول خوردن ، مردد بودن ، مثل لرزانک تکان خوردن ، لنگى چرخ ، لق بودن

 

الف) “پری” کوچولو پاهایش را در کفش های بسیار بزرگ فرو کرد و به سمت میز تلوتلو خورد.

ب) هنگامی که نوزادی به تنهایی شروع به راه رفتن می کند، تلوتلو می خورد.

ج) از آنجایی که دلقک تجربه ی راه رفتن روی سیم های بلند را نداشت، تمام مسیر را تلوتلو خورد تا به سکویی امن رسید.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Thrust : فشار دادن ، رانش ، حمله کردن ، حمله ، ضربت ، فرو کردن ، انداختن ، پرتاب کردن ، چپاندن ، سوراخ کردن ، رخنه کردن در ، به زور بازکردن ، فشار موتور ، نیروى پرتاب ، زور ، فشار
  • Oversize : اندازه بزرگ ، بزرگتر از اندازه
  • Lack : عدم ، کمبود ، نبودن ، نداشتن ، احتیاج ، فقدان ، کسرى ، فاقد بودن ، ناقص بودن ، کم داشتن
  • Experience : آزمون ، ورزیدگى ، کارآزمودگى ، آزمایش ، تجربه کردن ، کشیدن ، تحمل کردن ، تمرین دادن
  • Wire : سیم کشى کردن ، ارتباط با سیم ، تلگراف کردن ، مفتول ، سیم تلگراف ، سیم کشى کردن ، مخابره کردن
  • Clown : لوده ، مسخره ، مقلد ، مسخرگى کردن ، دلقک شدن
  • Reach : دسترسى ، توانایى ، استطاعت ، هدف ، رسیدن به ، نائل شدن به ، کشش ، حصول ، رسایى ، برد
  • Safety : برقرار کردن تامین ، ضامن ، نجات ، ایمنى ، سلامت ، امنیت ، محفوظیت ، بى خطرى
  • Platform : سکوى شیرجه ، سکو ، صحن ، مرام ، خط مشى ، در جاى بلند قرار دادن

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: این پشه همش داره وول می خوره به این ور و اون ور ، معلوم نیست کجا می خواد بره.

کدینگ۲: پرنده تیر خورد و بالش شکست به همین دلیل تلوتلو خورد و افتاد.

کدینگ۳: دوستم که تو مهمونی تلوتلو می خورد آخرش وبال گردن من شده.

……………………………………………………………………………………………………

برای دیدن پست های مرتبط و مطالعه سایر لغات کتاب ۵۰۴ به همراه کدینگ و توضیحات مربوطه، اینجا را کلیک کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*