خانه -> لغات 504 -> لغت ۱ و ۲ درس ۳۷ کتاب ۵۰۴

لغت ۱ و ۲ درس ۳۷ کتاب ۵۰۴

وارث – Heir – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
وارث – Heir – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۱ درس ۳۷ کتاب ۵۰۴

Heir: / ɛː / noun

Person who has a right to someone’s property after that one dies; person who inherits anything, one who inherits the property or position of another, inheritor, successor, beneficiary, next in line, legatee; descendant, scion

 

  1. Though Mr. Sloane is the heir to a gold mine, he lives like a miser.*
  2. The monarch* died before he could name an heir to the throne.
  3. It is essential* that we locate the rightful heir at once.

(اسم) شخصی که پس از مرگ فردی نسبت به دارایی اش حق دارد، شخصی که چیزی را به ارث می برد، وارث ، میراث بر ، حاصل ، ارث بردن ، جانشین شدن

 

الف) با اینکه آقای «اسلوان » وارث یک معدن طلاست، مثل یک آدم خسیس زندگی می کند

ب) بادشاه قبل ار آنکه بتواند وارثی برای تخت و تاج مشخص کند از بین رفت.

ج) ضروری است که فورا وارثی محق را معرفی کنیم.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Mine : مین کاشتن ، مین گذارى کردن ، کان ، مین ، منبع ، مامن ، مال من ، مرا ، معدن حفر کردن ، استخراج کردن یا شدن ، کندن ، معدن
  • Miser : آدم خسیس
  • Monarch : سلطان ، پادشاه ، ملکه ، شهریار
  • Die : ماتریس ، فرم ریختگى ، مرگ ، جنگ تا پیروزى ، مردن ، درگذشتن ، جان دادن ، فوت کردن
  • Throne : سریر ، اورنگ ، برتخت نشستن
  • Essential : حیاتى ، ضرورى ، واجب ، بسیارلازم ، اصلى ، اساسى ، ذاتى، لاینفک ، واقعى ، عمده
  • Locate : جاى چیزى را تعیین کردن ، در جاى ویژه اى قرار دادن ، مشخص کردن جا دادن ، تعیین محل کردن ، جاى چیزى را معین کردن ، تعیین کردن ، معلوم کردن ، مستقر ساختن ، مکان یابى کردن ، قرار دادن
  • Rightful: ذیحق ، محق ، مشروع ، حقیقى ، داراى استحقاق

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: مشاهیر بزرگ وارث ادبیات ایران هستند.

کدینگ۲: هیر بُد چند هزار ملیارد ارث گیرش میاد.

 

باشکوه – Majestic – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
باشکوه – Majestic – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۲ درس ۳۷ کتاب ۵۰۴

Majestic: / məˈdʒɛstɪk / adjective

Grand; noble; dignified; kingly, regal, royal, stately, dignified, distinguished, solemn, magnificent, grand, splendid, resplendent, glorious, sumptuous, impressive, august, noble, awe-inspiring, monumental, palatial; statuesque, Olympian, imposing, marvellous, sonorous, resounding, heroic

 

  1. The lion is the most majestic creature of the jungle.
  2. In Greek mythology,* Mt. Olympus was the majestic home of the gods.
  3. The graduates marched into the auditorium to the music of the majestic symphony.

(صفت) بزرگ، شریف، باعزت، شاهانه، باشکوه، خسروانى، شکوهمند

الف) شیر باشکوه ترین مخلوق جنگل است.

ب) در اساطیر یونان، کوه “المپوس” خانه ی با عظمت خدایان بود.

ج) فارغ التحصیلان با موزیک سمفونی سلطنتی به داخل سالن رژه رفتند.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Creature : افریده ، مخلوق ، جانور
  • Jungle : جنگل
  • Greek : یونانى
  • Mythology : افسانه شناسى ، اساطیر ، اسطوره شناسى
  • Olympus = Mount. Olympus : کوه الیمپوس
  • Graduate : تغییر تدریجى کردن ، مدرج یا درجه بندى کردن ، پیمانه ، درجه دار ، فارغ التحصیل شدن ، درجه گرفتن ، درجه دادن ، طبقه بندى کردن ، مرتب کردن
  • March : راهپیمایى کردن ، قدم رو کردن موزیک نظامى ، راه پیمایى ، قدم بردارى ، گام نظامى ، موسیقى نظامى یا مارش ، سیر ، روش ، ماه مارس ، راه پیمایى کردن ، قدم رو کردن ، نظامى وار راه رفتن ، پیشروى کردن ، تاختن بر
  • Auditorium : تالار کنفرانس ، تالار شنوندگان ، شنودگاه
  • Symphony: سمفونى ، قطعه طولانى موسیقى ، هم نوایى

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: مجید استاد بزرگیه.

کدینگ۲: ما استیک بزرگی رو تو یه ثانیه خوردیم.

……………………………………………………………………………………………………

برای دیدن پست های مرتبط و مطالعه سایر لغات کتاب ۵۰۴ به همراه کدینگ و توضیحات مربوطه، اینجا را کلیک کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*