خانه -> لغات 504 -> لغت ۱۱ و ۱۲ درس ۳۶ کتاب ۵۰۴

لغت ۱۱ و ۱۲ درس ۳۶ کتاب ۵۰۴

غیر قانونى– Illegal – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
غیر قانونى– Illegal – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۱۱ درس ۳۶ کتاب ۵۰۴

Illegal: / ɪˈliːɡ(ə)l / adjective & noun

Not lawful; against the law, against the law, unlawful, not allowed by law, illicit, illegitimate, criminal, felonious; unlicensed, unauthorized, unsanctioned; outlawed, banned, forbidden, prohibited, proscribed; contraband, black-market, bootleg;

 

  1. It is illegal to reveal* the names of juvenile* delinquents.*
  2. Bigamy* is illegal in the United States.
  3. Mr.Worthington’s illegal stock manipulations* led to his jail sentence.

 

(صفت & اسم) غیر قانونى ، خلاف قانون ، نامشروع ، حرام ، غیرمجاز

 

الف) افشاء کردن اسامی بزهکاران نوجوان غیرقانونی است.

ب) دو همسری در آمریکا غیر قانونی است.

ج) دستکارى هایغیر قانونی آقای “ورسینگتون” منجر به حکم زندانی او شد.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Reveal : آشکار کردن ، فاش کردن ، معلوم کردن
  • Juvenile : نوجوان ، در خور جوانى ، ویژه نوجوانان
  • Delinquent : ناشز ، مقصر ، متخلف ، مرتکب جنایت یا جنحه ، غفلت کار
  • Bigamy : تعدد زوجات ، دو زن دارى ، دو شوهرى
  • Stock : موجودى انبار ، ماده اولیه ، مال التجاره ، دودمان ، آماده ذخیره ، ذخیره کردن ، سهم ، انباشته ، موجودی
  • Manipulation : دستکارى ، دست آموز ، ساختن چیزى با دست ، دست کارى کردن ، انجام با مهارت ، دست کارى ، بکاربرى
  • Lead to : منجر شدن
  • Jail : زندان ، محبس ، حبس کردن
  • Sentence : ادراک ، جمله ، حکم ، فتوى ، قضاوت ، گفته ، راى دادن ، محکوم کردن

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: هر چند اِلی گل خوبی به تیم حریف می زند، اما حضور او در تیم غیر قانونی است.

کدینگ۲: نقل و انتقال بازیکنان فوتبال در این لیگ به صورت غیرقانونی امکان پذیر نیست.

 

مسکن – Narcotic – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
مسکن – Narcotic – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۱۲ درس ۳۶ کتاب ۵۰۴

Narcotic: / nɑːˈkɒtɪk / noun & adjective

Drug that produces drowsiness, sleep, dullness, or an insensible condition, and lessens pain by dulling the nerves

 

  1. Opium is a powerful narcotic.
  2. We do not have adequate* knowledge of the narcotic properties of these substances.
  3. The doctor prescribed a narcotic medicine to soothe* the patient’s suffering.

 

(اسم & صفت) ماده ای که خماری، خواب، بی حالی، یا حالت بی حسی ایجاد می کند و با تسکین اعصاب درد را کاهش می دهد، مسکن ، مربوط به مواد مخدره، ماده مخدر، مخدر

 

الف) تریاک یک ماده مخدر قوی است.

ب) ما از خواص خواب آوار این داروها آگاهی کافی نداریم.

ج) پزشک برای تسکین درد بیمار یک داروی مخدر تجویز کرد.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Opium : افیون ، تریاک
  • Adequate : کافى ، بس ، مناسب ، لایق ، صلاحیت دار ، رسا ، متساوى بودن ، موثر بودن ، شایسته بودن
  • Property: علاقه ، مایملک ، دارائى ، دارایى ، مال ، خاصیت ، صفت خاص ، استعداد ، ویژگى ، ملک
  • Substance : جسم ، شى ، جنس ، ماده اصلى ، ذات ، جوهر ، مفاد ، مفهوم ، استحکام ، دوام ، مسند
  • Prescribe : تجویز کردن ، نسخه نوشتن ، تعیین کردن
  • Medicine : دارو ، دوا ، پزشکى ، علم طب
  • Soothe : آرام کردن ، تسکین دادن ، دل به دست آوردن ، دلجویى کردن ، استمالت کردن
  • Patient : شکیبا ، صبور ، از روى بردبارى ، پذیرش ، بیمار ، مریض
  • Suffer : اجازه دادن ، زحمت ، زیان دیدن ، تحمل کردن ، کشیدن ، تن در دادن به ، رنج بردن

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: امروز اینقدر برای نهار کتلت خوردیم که از حال رفتیم و بی حال شدیم.

کدینگ۲: انار که تیکه تیکه خورده بشه مثل داروی آرام بخش می مونه.

کدینگ۳: آقای انارکی، تیک داره بدنش واسه همین مواد مخدر مصرف می کنه.

کدینگ۴: نارکاتیک و نیکوتین یه ماده مخدر هست.

……………………………………………………………………………………………………

برای دیدن پست های مرتبط و مطالعه سایر لغات کتاب ۵۰۴ به همراه کدینگ و توضیحات مربوطه، اینجا را کلیک کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*