خانه -> لغات 504 -> لغت ۳ و ۴ درس ۳۱ کتاب ۵۰۴

لغت ۳ و ۴ درس ۳۱ کتاب ۵۰۴

تنبل– Idle – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
تنبل– Idle – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۳ درس ۳۱ کتاب ۵۰۴

Idle / ˈʌɪd(ə)l/ Adjective & Verb

Not doing anything; not busy; lazy; without any good reason or cause; to waste (time), vain, futile; unoccupied, unemployed; groundless, without foundation; worthless, unimportant

  1. Any attempt to study was abandoned* by the student, who idled away the morning.
  2. The idle hours of a holiday frequently* provide the best time to take stock.
  3. Do not deceive* yourself into thinking that these are just idle rumors.

 

(صفت و فعل) هیچ کاری انجام نمی دهد، مشغول نیست، تنبل، بی هیچ دلیل یا علت، وقت تلف کردن، آزاد گشتن ، بیکار شدن ، بى بار شدن در حال سکون ، ساکن ، استراحت (به سبب نداشتن حریف) ، بیکار ، بیهوده ، بیخود ، بى اساس ، بى پروپا ، وقت گذراندن ، وقت تلف کردن ، تنبل شدن

 

الف) دانش آموزی که صبح خود را به بطالت گذراند از هر تلاشی برای مطالعه دست کشید.

ب) ساعات بیکاری در یک تعطیلی اغلب بهترین زمان برای سبک و سنگین کردن کارهاست.

ج) خودت را با این افکار فریب نده که اینها فقط شایعاتی بی فایده هستند.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Attempt: سو قصد کردن ، کوشش کردن ، قصد کردن ، مبادرت کردن به ، تقلا کردن ، جستجو کردن ، کوشش ، تلاش
  • Abandon: ترک کردن ، ترک گفتن ، واگذارکردن ، تسلیم شدن ، رهاکردن ، تبعیدکردن ، واگذارى ، رهاسازى ، بى خیالى
  • Frequently: مکررا ، خیلى اوقات ، بارها
  • Provide: تهیه کردن ، آماده کردن ، تهیه دیدن ، وسیله فراهم کردن ، میسر ساختن ، تامین کردن ، توشه دادن ، تهیه کردن ، مقرر داشتن ، تدارک دیدن
  • take stock: لیست موجودى گرفتن ، موجودى کالا گرفتن ، انبار گردانی، سبک و سنگین کردن کارها
  • Deceive: فریب دادن حریف (شمشیربازى) ، گول زدن ، فریفتن ، فریب دادن ، گول زدن ، اغفال کردن ، مغبون کردن
  • Rumor: شایعه ، شایعه گفتن و یا پخش کردن

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

 

کدینگ۱: مامان ممنون ، آی که دلم همین رو دقیقاً می خواست.

کدینگ۲: آی دلم درد می کنه نمی دونم چرا انقدر تنبل شده معدم.

کدینگ۳: عادل آدم تنبلی هست.

 

بت – Idol – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
بت – Idol – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۴ درس ۳۱ کتاب ۵۰۴

Idol / ˈʌɪd(ə)l / Noun

A thing, usually an image, that is worshiped; a person or thing that is loved very much, image which is worshiped as a god; any deity other than God (Biblical); someone or something which is highly revered; fallacy

  1. This small metal idol illustrates* the art of ancient Rome.
  2. John Wayne was the idol of many young people who liked cowboy movies.
  3. Scientists are still trying to identify* this idol found in the ruins.

 

(اسم) چیزی که ستایش می شود، معمولاً یک تصویر، شخص یا چیزی که خیلی محبوب است، خداى دروغى ، مجسمه ، لاف زن ، دغل باز ، سفسطه ، وابسته به خدایان دروغى وبت ها ، صنم ، معبود ، محبوب

 

الف) این بت فلزی کوچک، هنر روم باستان را نشان می دهد.

ب) «جان وین »، محبوب بسیاری از جوانانی بود که فیلم های کابویی را دوست داشتند.

ج) دانشمندان هنوز در تلاشند تا بتی را که در خرابه ها یافته اند، شناسایی کنند.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Illustrate: توضیح دادن ، بامثال روشن ساختن ، شرح دادن ، نشان دادن ، مصور کردن ، آراستن ، مزین شدن
  • Ancient: باستانى ، دیرینه ، قدیمى ، کهن ، کهنه ، پیر
  • John Wayne: بازیگر آمریکایی (۱۹۷۹ – ۱۹۰۷) که بخاطر بازی در فیلم های وسترن مشهور بود.
  • Scientist: عالم ، دانشمند
  • Identify: تعیین کردن ، تعیین هویت کردن ، شناسایى کردن ، مشخص کردن ، تشخیص دادن ، مشاهده کردن ، همسان ساختن ، شناختن ، تشخیص هویت دادن ، یکى کردن
  • Ruin: ورشکستگى ، نابودى ، خرابى ، خرابه ، ویرانه ، تباهى ، خراب کردن ، فنا کردن ، فاسد کردن

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

 

کدینگ۱: آی دلا شو وقتی بُت رو دیدی اگه دلا نشی کمرت می شکنه.

کدینگ۲: آی دلار این روزا محبوب شده.

 

………………………………………………………………………………………………………

برای دیدن پست های مرتبط و مطالعه سایر لغات کتاب ۵۰۴ به همراه کدینگ و توضیحات مربوطه، اینجا را کلیک کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*