خانه -> لغات 504 -> لغت ۱۱ و ۱۲ درس ۳۰ کتاب ۵۰۴

لغت ۱۱ و ۱۲ درس ۳۰ کتاب ۵۰۴

سرگردانى– Roam – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
سرگردانى– Roam – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۱۱ درس ۳۰ کتاب ۵۰۴

Roam / rəʊm / Verb & Noun

Wander; go about with no special plan or aim, travel about aimlessly, drift, rove

 

  1. In the days of the Wild West, outlaws* roamed the country.
  2. A variety* of animals once roamed our land.
  3. The bachelor* promised his girlfriend that he would roam no more.

 

(فعل، اسم) پرسه زدن ، تکاپو ، گشتن ، سیر کردن ، گردیدن ، سرگردانى، سرگردان بودن، بی هیچ هدف یا برنامه خاصی به هر سو رفتن

 

الف) یاغیان در روزگار غرب وحیی در کیور پرسه می زدند.

ب) زمانی حیوانات گوناگونی در زمین ما پرسه می زدند.

ج) مرد مجرد به دوست دخترش قول داد که دیگر ولگردی نکند.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Outlaw: متمرد ، قانون شکن ، چموش ، یاغى شمردن ، غیرقانونى اعلام کردن ، ممنوع ساختن
  • Variety: ورده ، واریته ، نمایشى که مرکب از چند قطعه متنوع باشد ، گوناگونى ، متنوع ، جورواجور
  • Bachelor: مرد مجرد ، نوآموز جدید ارتش ، بدون عیال ، عزب ، مجرد ، مرد بى زن ، زن بى شوهر ، مرد یا زنى که بگرفتن اولین درجه ء علمى دانشگاه نائل می شود ، لیسانسیه ، مهندس ، باشلیه ، دانشیاب
  • Promise: عهد ، نوید ، انتظار وعده دادن ، قول دادن ، پیمان بستن

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: طرف رفته رم برا تحصیل ، تو خیابونا پرسه می زنه و سرگردونه.

کدینگ۲: تورم اقتصاد آدم رو سرگردون می کنه.

جذب کردن – Attract – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
جذب کردن – Attract – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۱۲ درس ۳۰ کتاب ۵۰۴

Attract / əˈtrakt / Verb

Draw to oneself; win the attention and liking of, pull toward, draw inward, allure, lure, tempt, charm

  1. The magnet attracted the iron particles.
  2. Adventure was the thrill that attracted the famous mountain climber to the jagged* peak.
  3. A glimpse* into the brightly colored room attracted the children’s attention.

 

(فعل) به طرف خود کشیدن، توجه و علاقه کسی را بدست آوردن، جلب کردن ، جذب کردن ، مجذوب ساختن

الف) آهنربا ذرات آهن را جذب کرد.

ب) ماجراجویی هیجانی بود که کوهنورد مشهور را به قله ی ناهموار کشانید.

ج) نگاهی به داخل اتاق رنگارنگ توجه بچه ها را جلب کرد.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

 

  • Magnet: آهنربا ، آهن ربا ، مغناطیس ، جذب کردن
  • Iron: اطو، اتو کردن ، اتو زدن ، آهن پوش کردن
  • Particle: خرده ، ریزه ، ذره ، لفظ ، حرف
  • Adventure: سرگذشت ، حادثه ، ماجراجویى ، تجارت مخاطره آمیز
  • Thrill: هیجان ، بهیجان اوردن ، بتپش دراوردن ، لرزه
  • Famous: بلند آوازه ، مشهور ، معروف ، نامى ، عالى
  • mountain climber: کوهنورد
  • Jagged: دندانه دار ، ناهموار
  • Peak: راس ، نقطه ماکزیمم ، کلاه نوک تیز، منتها درجه ، حداکثر ، کاکل ، فرق سر ، دزدیدن ، تیز شدن ، بصورت نوک تیز درامدن ، به قله رسیدن ، به نقطه اوج رسیدن ، نحیف شدن
  • Glimpse: نگاه کم ، نگاه آنى ، نظر اجمالى ، نگاه سریع ، اجمالا دیدن ، بیک نظر دیدن ، اتفاقی دیدن
  • Bright: براق ، تابناک ، روشن ، درخشان ، تابان ، افتابى ، زرنگ ، باهوش
  • Attention: توجه ، مواظبت ، دقت ، خاطر ، حواس ، ادب و نزاکت

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

 

کدینگ۱: این عطر اکبر از بس خوش بو هست ، توجه همه رو جلب می کنه.

کدینگ۲: عطر کتت آدم رو به خودش جذب می کنه.

………………………………………………………………………………………………………

برای دیدن پست های مرتبط و مطالعه سایر لغات کتاب ۵۰۴ به همراه کدینگ و توضیحات مربوطه، اینجا را کلیک کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*