خانه -> لغات 504 -> لغت ۱ و ۲ درس ۲۳ کتاب ۵۰۴

لغت ۱ و ۲ درس ۲۳ کتاب ۵۰۴

Reptile – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
Reptile – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۱ درس ۲۳ کتاب ۵۰۴

Reptile / ˈrɛptʌɪl /

(Noun & Adjective) a cold blooded animal that creeps or crawls; snakes, lizards, turtles, alligators, and crocodiles, any animal which creeps or crawls, (informal: despicable person, base person; a person regarded with loathing and contempt)

  1. The lizard is a reptile with a very slender* body.
  2. Reptiles are kept in the museum’s large hall.
  3. A crocodile is a reptile that is more nimble* in the water than out of it.

(اسم – صفت) حیوان خونسردی که می خزد؛ خانواده مارها، مار مولک ها، لاک پشت ها، تمساح ها، حیوان خزنده ، آدم پست، سینه مال رونده

 

الف) مارمولک خزنده ای است که اندام بسیار باریکی دارد.

ب) خزنده ها در سالن بزرگ موزه نگهداری می شوند.

ج) تمساح خزنده ای است که در داخل آب چابک تر از بیرون آب است.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

  • Lizard: مارمولک ، سوسمار ، بزمجه
  • Slender: بلند و باریک ، باریک ، قلمى ، کم ، سست ، ضعیف ، ظریف
  • Museum : موزه
  • Crocodile : تمساح
  • Nimble : چست ، جلد ، فرز ، چابک ، چالاک ، زرنگ ، تردست

 

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: یه گروه رَپ تایلندی هست که فقط مارمولک و لاک پشت و تمساح می خورن.

کدینگ۲: تمساح یه reptile هست.

 

Rarely – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴
Rarely – آموزش لغات کتاب ۵٠۴ – English Vocabulary – کدینگ لغات ۵٠۴

لغت ۲ درس ۲۳ کتاب ۵۰۴

Rarely / ˈrɛːli /

(Noun & Adjective) seldom; not often, infrequently,

  1. You rarely hear adults raving* about a movie they just saw.
  2. People are rarely frank* with each other.
  3. I rarely attend the annual* meetings of our family circle.

 

(اسم – صفت) بندرت ، بطور فوق العاده ، با استادى ویژه، نه زیاد

 

الف) بندرت می شنوید که بزرگسالان در مورد فیلمی که تازه دیده اند، بحث کنند.

ب) مردم بندرت با همدیگر صادق هستند.

ج) بندرت در نشست های سالانه محفل خانوادگی مان شرکت می کنم.

 

یادآوری معنی چند لغت بکار رفته در مثال های بالا:

  • Adult: بالغ ، بزرگ ، کبیر ، به حد رشد رسیده
  • Rave: دیوانه شدن ، جار و جنجال راه انداختن ، با بی حوصلگى حرف زدن ، غوغا، بحث کردن
  • Frank: رک گو ، بى پرده حرف زن ، رک ، بى پرده ، صریح، صادق، راستگو
  • Attend: حضور داشتن (در) ، در ملازمت کسى بودن ، همراه بودن (با) ، شرکت کردن
  • Annual: سالیانه ، یک ساله، سالانه

 

کدها و رمزهای یادگیری این لغت:

کدینگ۱: مایکل شوماخر توی مسابقات رالی به ندرت بازنده می شد.

کدینگ۲: به ندرت پیش میاد یه ماشین به جای جاده از روی ریلی بخواد جایی بره.

……………………………………………………

برای دیدن پست های مرتبط و مطالعه سایر لغات کتاب ۵۰۴ به همراه کدینگ و توضیحات مربوطه، اینجا را کلیک کنید

……………………………………………………

اشتراک گذاری این پست در تلگرام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *